دانلود رمان آرامشی از جنس حوا  از مژگان

دانلود رمان آرامشی از جنس حوا  از مژگان

ژانر : -

از جنس حوا نازنين نازنين وايستا!!!اصداي عربده ي سپيده با مژده به عقب برگشتيم وقتي بهمون رسيد بهش گفتم :چخبرته دانشگاهو گذاشتي رونازنين نازنين وايستا!!! سرت ؟ جزوه استاد باقري رو داري؟ آره چطور ؟ بده ارسالن دم در منتظرمه بايد برم؟ باشه بابا صبر کن ! بعد همون طوري که از کيفم درش مي اوردم گفتم : مگه االن نمياي کالس؟ ن بابا کي نامزد بازي رو ول ميکنه مياد سره کالس اون هاف هافو؟ دستمم به عالمت خاک بر سرت تکون دادم اونم که عين خيالش نبود جزوه رو گرفتو بدو بدو رفت تا به نامزد بازيشبيا تو آدم بشو نيستي ! برسه به عقب برگشتم که ديدم مژده سرگرم حرف زدن با شقايق يکي از بچه هاي سال بااليي بود رفتم کنارشون تا بفهمم موضوع از چ قراره.. اول رمان از جنس حوا نه بابا جديده اتفاقا خيليم خوشگله!! پس ديدن داره؟؟ آره ولي زيادي مغروره با يه من عسلم نميشه خوردش اسمش اميرحسين مرادي تازه از خارج برگشته ديگه بقيشو گوش نکردم بازم بحثاي چرت هميشگي حالم بهم ميخوره عه عه دختره نچسب هميشه دنبال اينکه ببينه کي از دوس پسر فعليش قشنگتر يا پولدار تره تا بره سمت اون از اين مدل دخترا متنفرم واسه اينکه حواس خودمو پرت کنم شروع کردم به ديد زدن حياط دانشگاه کال به اينکار عالقه نداشتم اما االن از گوش دادن به بحث چرت اينا بهتره همون طور که داشتم محوطه رو نگا ميکردم چشمم به اکيپ مرتضي حق جو افتاد مرتضي حق جو پسر شريک پدرمشوهر خالمه سارا نامزد مرتضي از دور ديدتم و واسم دست تکون داد منم چون از دست….

دانلود رمان آرامشی از جنس حوا pdf از مژگـان با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان مژگـان یباشـد
موضوع رمان: عاشقانه/عاطفی

خلاصه رمان آرامشی از جنس حوا
نازنين نازنين وايستا!!!اصداي عربده ي سپيده با مژده به عقب برگشتيم وقتي
بهمون رسيد بهش گفتم :چخبرتـه دانشگـاهو گذاشتي رونازنين نازنين وايستا!!!
سرت ؟
جزوه استاد باقري رو داري؟
آره چطور ؟
بده ارسالن دم در منتظرمه بايد برم؟
باشـه بابا صبر کن ! بعد همون طوري که از کيفم
درش مي اوردم گفتم : مـگـه االن نمياي کـالس؟
ن بابا کي نامزد بازي رو ول ميکنه مياد سره کـالس اون هاف هافو؟
دستمم به عالمت خاک بر سرت تکون دادم اونم که عين خيالش نبود
جزوه رو گرفتـو بدو بدو رفت تا به نامزد بازيشبيا تـو آدم بشو نيستي !
برسه
به عقب برگشتم که ديدم مژده سرگرم حرف زدن با شقايق
يکي از بچه هاي سال بااليي بود رفتم کنارشون تا بفهمم
موضوع از چ قراره..
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان عروس سفارشی مریم افروغ
قسمت اول رمان آرامشی از جنس حوا
نه بابا جديده اتفاقا خيليم خـوشگله!!
پس ديدن داره؟؟
آره ولي زيادي مغروره با يه من عسلم نميشـه خـوردش
اسمش اميرحسين مرادي تازه از خارج برگشتـه
ديگـه بقيشو گوش نکردم بازم بحثاي چرت هميشگي حالم بهم ميخـوره
عه عه دختره نچسب هميشـه دنبال اينکه ببينه کي از دوس پسر
فعليش قشنگتر يا پولدار تره تا بره سمت اون
از اين مدل دخترا متنفرم واسه اينکه حواس خـودمو پرت کنم
شروع کردم به ديد زدن حياط دانشگـاه کـال به اينکـار
عالقه نداشتم اما االن از گوش
دادن به بحث چرت اينا بهتره همون طور که داشتم محوطه
رو نگـا ميکردم چشمم به اکيپ مرتضي حق جو افتاد
مرتضي حق جو پسر شريک پدرمشوهر خالمه
سارا نامزد مرتضي از دور ديدتم و واسم دست تکون داد
منم چون از دست….

لینک دانلود رمان آرامشی

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0