دانلود رمان آینده مبهم  از ساناز صفیعی

دانلود رمان آینده مبهم  از ساناز صفیعی

ژانر : -

آینده مبهم قصه من درباره دختریه که هیچ وقت تو زندگیش کلمه ندارم رو نشنیده به هر چی که خواسته رسیده،اما در این میان با پسری به اسم آرشا که از دختری ضربه خورده و تمام دخترا رو مثل هم می دونه آشنا میشه سال طعم ناراحتی رو می چشه،و این باعث ۲۰ که بعد از میشه مهرسای قصه من بفهمه همه چی پول نیست گاهی عشق رو نمی تونه با پول بخره و این آغاز راهی طولانی است که عاقبت مهرسا می ماند و آینده ای مبهم اول رمان آینده مبهم هنگامی که دلی را میشکنی صدای شکستنش را به خاطر بسپار تا هنگامی که دلت را شکستند رو به آسمان فریاد نزنی خـــدایا به کدامین گناه رفتم قبرستان و از اهالی آنجا پرسیدم مدارک لازم برای مردن چیست یکی گفت اگر جوانی زود آمدی دیگری گفت اگر پیری دیر آمدی گفتم عاشق کسی شدم که عاشقم نبود گفتند بدون مدرک خوش آمدی شهامت داشته باش؛ با خودت بی رحم باش ،زمستان را بببین برای عروس کردن خیابانش چطور با همه سرد می شود هرگز نشنیدم کسی بگوید چرا ، خیلی وقتا بهم گفتن چرا میخندی بگو ماهم بخندیم اما غصه میخوری بگو ماهم بخوریم به نام آفریننده هفت آسمان! زارت !زیرت! زورت! (ذهنتون منحرفه ) من خودمو معرفی میکنم: مهرسا ، صدای سس بود؛ که داشتم رو پیتزا می ریختم خب سالمه در رشته عمران تحصیل می کنم ۲۰ امیدوار تک بچه ی مهران امیدوار و مائده زارعی چند بار بهش گفتم ، بابا شرکت عمران داره مامان هم چون دوست داره با مردم سر و کله بزنه خسته میشی ولش کن میگه…

دانلود رمان آینده مبهم pdf از ساناز صفیعی لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان ساناز صفیعی مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان آینده مبهم
قصه من درباره دختریه که هیچ وقت تـو زندگیش کلمه ندارم رو نشنیـده
به هر چی که خـواستـه رسیـده،اما در این مـیان با پسری
به اسم آرشا که از دختری ضربه خـورده و تمام دخترا رو مثل هم مـی دونه
آشنا مـیشـه سال طعم ناراحتی رو مـی چشـه،و این باعث ۲۰ که بعد از مـیشـه
مهرسای قصه من بفهمه همه چی پول نیست گـاهی عشق رو نمـی تـونه
با پول بخره و این آغاز راهی طولانی است که عاقبت مهرسا مـی ماند و
آینده ای مبهم
رمان پیشنهادی:دانلود رمان شوکران هوس مسیحه زادخـو
قسمت اول رمان آینده مبهم
هنگـامـی که دلی را مـیشکنی صدای شکستنش را به خاطر بسپار تا هنگـامـی که دلت را
شکستند رو به آسمان فریاد نزنی خـــدایا به کدامـین گناه رفتم قبرستان و از اهالی
آنجا پرسیـدم مدارک لازم برای مردن چیست یکی گفت اگر جوانی زود آمدی دیگری
گفت اگر پیری دیر آمدی گفتم عاشق کسی شـدم که عاشقم نبود گفتند بدون مدرک
خـوش آمدی شـهامت داشتـه باش؛ با خـودت بی رحم باش ،زمستان را بببین برای
عروس کردن خیابانش چطور با همه سرد مـی شود هرگز نشنیـدم کسی بگویـد چرا
، خیلی وقتا بهم گفتن چرا مـیخندی بگو ماهم بخندیم اما غصه مـیخـوری بگو ماهم بخـوریم
به نام آفریننده هفت آسمان! زارت !زیرت! زورت! (ذهنتـون منحرفه ) من خـودمو معرفی مـیکنم:
مهرسا ، صدای سس بود؛ که داشتم رو پیتزا مـی ریختم خب سالمه در رشتـه عمران
تحصیل مـی کنم ۲۰ امـیـدوار تک بچه ی مهران امـیـدوار و مائده زارعی چند بار بهش گفتم
، بابا شرکت عمران داره مامان هم چون دوست داره با مردم سر و کله بزنه
خستـه مـیشی ولش کن مـیگـه…

لینک دانلود رمان  آینده مبهم  

  • 30 views