دانلود رمان الکل هشتاد درصد  از شمیم مشاری

دانلود رمان الکل هشتاد درصد  از شمیم مشاری

ژانر : -

الکل هشتاد درصد یک روز خدا فرشته کوچولویی به دنیا بخشید.. او مانند تمام هم جنس هایش بخشنده بود…. این فرشته بزرگ و بزرگ تر شد..شراب عشقی نافرجام رو نوشید.. او مست بود و نمیدید که این عشق نیست عادته! دنیا چرخیدو چرخید تا این فرشته کوچولو دیگه فرشته کوچولو نبود! اون یک زخم خورده بود…با ورود یک عاشق واقعی زخم ها ترمیم پیدا کردند و این قصه را ساختند… میدونی چرا الکل هشتاد  درصد؟! چون انقدر زندگی اون دوتا متفاوت بود ک ه یک وابستگی به اسم عشق روی زندگی شون سرپوش گذاشت.. ولی این وابستگی هم از بین رفت…دیگر وجود نداشت… مانند… اول رمان الکل هشتاد درصد صدای گیتار روحش را نوازش میکرد. پاییز با سردرگمی چشم گشود!به عمویش نگریست. عمویش با بغض گیتار برادرش را”پدر پاییزو” گوشه اتاق گذاشت! پاییز با دست چشم هایش را مالید!انقدر که گریه کرده بود چشم هایش باز نمی شدن!از دست دادن عزیز سخت است!او عزیزش را پدرو مادرش را تکیه گاهش را همدمش را زندگی اش را ساده از دست داده بود! دمپایی های رو فرشی اش را پا کرد.فین فین کنان لب زد:عمو!سردخونه رفتی؟! عمویش که حاال برایش مانده بود دست بر زمین گذاشت و بلند شد! :آره دخترم رفتم تموم شد!همه چی تموم شد.. و پشت بندش از اتاق بیرون رفت!پاییز این تموم شدن را دوست نداشت! به خودش در آینه خیره شد زیر چشم هایش گود رفته بود. نفسش را آه مانند بیرون داد! هنوزم از فکر چطور مردن مادرش و پدرش تنش به لرزه در میومد! پاییز فنجون هارا از قهوه پر کرد.عموی عزیزش با نگرانی بهش خیره

دانلود رمان الکل هشتاد درصد pdf از شمـیم مشاری با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان شمـیم مشاری مـیباشـد

موضوع رمان :اجتماعی/عاشقانه
خلاصه رمان الکل هشتاد درصد
یک روز خدا فرشتـه کوچولویی به دنیا بخشیـد..
او مانند تمام هم جنس هایش بخشنده بود….
این فرشتـه بزرگ و بزرگ تر شـد..شراب عشقـی نافرجام رو نوشیـد.. او مست بود و نمـیـدیـد که
این عشق نیست عادتـه! دنیا چرخیـدو چرخیـد تا این فرشتـه کوچولو دیگـه فرشتـه کوچولو نبود!
اون یک زخم خـورده بود…با ورود یک عاشق واقعی زخم ها ترمـیم پیـدا کردند و
این قصه را ساختند… مـیـدونی چرا الکل هشتاد  درصد؟! چون انقدر زندگی اون دوتا متفاوت بود ک
ه یک وابستگی به اسم عشق روی زندگی شون سرپوش گذاشت..
ولی این وابستگی هم از بین رفت…دیگر وجود نداشت…
مانند…
رمان پیشنهادی:دانلود رمان اگـه حالیت بود شمـیم مشاری
قسمت اول رمان الکل هشتاد درصد
صدای گیتار روحش را نوازش مـیکرد.
پاییز با سردرگمـی چشم گشود!به عمویش نگریست.
عمویش با بغض گیتار برادرش را”پدر پاییزو” گوشـه اتاق گذاشت!
پاییز با دست چشم هایش را مالیـد!انقدر که گریه کرده بود چشم هایش باز نمـی شـدن!از دست دادن
عزیز سخت است!او عزیزش را پدرو مادرش را تکیه گـاهش را همدمش را زندگی اش را ساده از دست
داده بود!
دمپایی های رو فرشی اش را پا کرد.فین فین کنان لب زد:عمو!سردخـونه رفتی؟!
عمویش که حاال برایش مانده بود دست بر زمـین گذاشت و بلند شـد!
:آره دخترم رفتم تموم شـد!همه چی تموم شـد..
و پشت بندش از اتاق بیرون رفت!پاییز این تموم شـدن را دوست نداشت!
به خـودش در آینه خیره شـد زیر چشم هایش گود رفتـه بود.
نفسش را آه مانند بیرون داد!
هنوزم از فکر چطور مردن مادرش و پدرش تنش به لرزه در مـیومد!
پاییز فنجون هارا از قهوه پر کرد.عموی عزیزش با نگرانی بهش خیره

لینک دانلود رمان  الکل هشتاد درصد  

  • 75 views