دانلود رمان انتقام  از شبنم آهنین جان 

دانلود رمان انتقام از شبنم آهنین جان 

ژانر :

مهسا و مهتاب دو خواهر که در کنار خانواده اش زندگی می کردند؛ مهسا دختر بزرگ خانواده با یک اشتباه کوچک به قتل می رسد و این از دید خواهرش مهتاب پنهان نمی ماند مهتاب که می داند قاتل کی هست به دنبال میرود تا اینکه با میلاد روبه رو می شود و زندگی مهتاب به طور کل تغییر پیدا می کنند و با حقایق رو به رو می شود…. اول رمان دوباره بوی خاطرات گذشته مشامم را قلقلک داد و مرا به دوباره گشودن دفتر خاطرات گذشته ناچار کرد. با زدن اولین ورق، همه ی زندگی گذشته ام مثل نوار فی لم در مقابل چشم هایم ظاهر شد و من به خوب ی می دانستم که با گذشت آن روزها چقدر درد می کشیدم و تالش م ی کردم به ب ی گناهی کسی که او را ب یشتراز خودم دوست داشتم و مثل چشم هایم به او اعتماد کرده بودم. چقدر جنگیدم تا به اینجایی که هستم برسم اما به خوبی فهمیدم اراده ی و خواسته ی انسان دست خود اوست و کسی در این دنی ا نم یتواند به اجبار کار ی را انجام دهد که به آن میل و عالقه ی ندارد. من جنگیدم برای عزی زترین کس زندگی، برای کسی که شب تا صبح سرم را در آغوش می گرفت و مرا با حرف های آرامبخش وشی رینش تسال می داد. کسی که اسم خواهر ورد زبانش بود، اما بعد از فهم یدن کل ماجرا فهمیدم که از او یک خواهر ی ساخته بودم که در زندگ ی من نقش چندان خوبی….

دانلود رمان انتقام pdf از شبنم آهنین جان با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان شبنم آهنین جان مـیباشـد
موضوع رمان :عاشقانه
خلاصه رمان انتقام
مهسا و مهتاب دو خـواهر که در کنار خانواده اش زندگی مـی کردند؛ مهسا دختر بزرگ
خانواده با یک اشتباه کوچک به قتل مـی رسد و این از دیـد خـواهرش مهتاب پنهان
نمـی ماند مهتاب که مـی داند قاتل کی هست به دنبال انتقام مـیرود تا اینکه با مـیلاد
روبه رو مـی شود و زندگی مهتاب به طور کل تغییر پیـدا مـی کنند و با حقایق رو به رو مـی شود….
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان بازی با عشق شبنم آهنین جان
قسمت اول رمان انتقام
دوباره بوی خاطرات گذشتـه مشامم را قلقلک داد و مرا به دوباره گشودن دفتر خاطرات گذشتـه ناچار
کرد. با زدن اولین ورق، همه ی زندگی گذشتـه ام مثل نوار فی لم در مقابل چشم هایم ظاهر شـد و من
به خـوب ی مـی دانستم که با گذشت آن روزها چقدر درد مـی کشیـدم و تالش م ی کردم به ب ی گناهی
کسی که او را ب یشتراز خـودم دوست داشتم و مثل چشم هایم به او اعتماد کرده بودم. چقدر جنگیـدم
تا به اینجایی که هستم برسم اما به خـوبی فهمـیـدم اراده ی و خـواستـه ی انسان دست خـود اوست و
کسی در این دنی ا نم یتـواند به اجبار کـار ی را انجام دهد که به آن مـیل و عالقه ی ندارد. من جنگیـدم
برای عزی زترین کس زندگی،
برای کسی که شب تا صبح سرم را در آغوش مـی گرفت و مرا با حرف های آرامبخش وشی رینش تسال
مـی داد. کسی که اسم خـواهر ورد زبانش بود، اما بعد از فهم یـدن کل ماجرا فهمـیـدم که از او یک
خـواهر ی ساختـه بودم که در زندگ ی من نقش چندان خـوبی….

لینک دانلود رمان انتقام

  • 21 views