دانلود رمان انقباض زندگی  از نگین حبیبی

دانلود رمان انقباض زندگی از نگین حبیبی

ژانر :

دختری به اسم چکاوک…توی یه خونواده متوسط زندگی میکنه… تا اینکه باباش که حسابدار شرکت لیدل(چرم)بوده به جرم قتل معاون شرکت به زندان میوفته… و این چکاوکه که برای نجات باباش به هر دری . اول رمان سر بلند کردم و روبروی آسمون خراشی ایستادم که گردن شترمرغم در برابرش کم میاورد اووف که چقدر طبقه!و دفتر پدر من دقیقا در طبقه آخر قرار داشت به تابلوی گرون قیمتی که نشون از نام ساختمون و کاری که توی این ساختمون انجام میشد خیره شدم “لیدل”یه برند که کارش تولید کیف و چرم بود وارد ساختمون شدم نگهبان جلومو گرفت و با هزارتا سوال که من کی ام اجازه ورود داد ایش پیری چه چشمای هیزی ام داره نکبت وارد آسانسور شدم و به طبقه آخر رفتم وارد سالن شدم دنبال دفتر کار بابا گشتم تقریبا چهار پنج سالی بود که پامو توی شرکت تولیدی نذاشته بودم از وقتی جمشیدخان صاحب تولیدی که مرد فوق العاده مهربونی بود فوت کرده بود چون دختری نداشت منو مثله دخترش دوست داشت و به خونه اش رفت و آمد داشتیم اما از وقتی در اتاق مدیرعامل باز شدو خود نکبتش بیرون اومد درحال صاف کردن…..

دانلود رمان انقباض زندگی pdf از نگین حبیبی لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان نگین حبیبی مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان انقباض زندگی
دختری به اسم چکـاوک…تـوی یه خـونواده متـوسط زندگی مـیکنه…
تا اینکه باباش که حسابدار شرکت لیـدل(چرم)بوده به جرم قتل معاون شرکت به زندان مـیوفتـه…
و این چکـاوکه که برای نجات باباش به هر دری .
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان گیسو کمند
قسمت اول رمان انقباض زندگی
سر بلند کردم و روبروی آسمون خراشی ایستادم که گردن شترمرغم در برابرش کم مـیاورد اووف
که چقدر طبقه!و دفتر پدر من دقـیقا در طبقه آخر قرار داشت به تابلوی گرون قـیمتی که نشون از
نام ساختمون و کـاری که تـوی این ساختمون انجام مـیشـد خیره شـدم “لیـدل”یه برند که کـارش
تـولیـد کیف و چرم بود وارد ساختمون شـدم نگـهبان جلومو گرفت و با هزارتا سوال که من کی ام
اجازه ورود داد ایش پیری چه چشمای هیزی ام داره نکبت وارد آسانسور شـدم و به طبقه آخر
رفتم وارد سالن شـدم دنبال دفتر کـار بابا گشتم تقریبا چهار پنج سالی بود که پامو تـوی شرکت
تـولیـدی نذاشتـه بودم از وقتی جمشیـدخان صاحب تـولیـدی که مرد فوق العاده مهربونی بود فوت
کرده بود چون دختری نداشت منو مثله دخترش دوست داشت و به خـونه اش رفت و آمد
داشتیم اما از وقتی در اتاق مدیرعامل باز شـدو خـود نکبتش بیرون اومد درحال صاف کردن…..

لینک دانلود رمان انقباض زندگی

  • 67 views