دانلود رمان بخشش افسون  از سارا ترسه 

دانلود رمان بخشش افسون  از سارا ترسه 

ژانر :

بخشش افسون این یک ساعت عزیز دیگر به اتاقم نیامد مـی‌دانم دلش خـون است برای منی که چند ساعتی است کف اتاقم دراز کشیـده‌ام و از سر ناچاری اشک مـی‌ریزم تنم خشک شـده است تیغه‌ی بینی‌ام مـی‌سوزد از اشک‌هایی که چون دانه‌های تسبیح پی هم روانه مـی‌شوند بیشتر از همه با خـودم لج کرده‌ام مثل آدم افسرده‌ای روی پارکت‌ها دراز کشیـده‌ام و اشک مـی‌ریزم به پند و اندرزهای عزیزی که احتمالا نمـی‌داند این افسون چه مرگش شـده است تـوجّهی نمـی کنم… اول رمان بخشش افسون از بیرون صدایی به گوشم میرسد میدانم دورهمیهای حاج فرامرز و خانوادهاش شروع شده من هم قبلنها یعنی همان موقعهایی که خوش خوشانم بود و بابا را کنار خودم داشتم، یکی از همین مهمانها بودم؛ ولی حال دو سالی میشود که دیگر میزبان به حساب میآیم پوزخندی میزنم چقدر ذوق و شوق داشتم برای آمدن به خانه آقاجانم، برای نشستن در این جمع باصفا؛ تعریفهای با آب و تاب مهتاب و مینا و گاهی هم دنیا، و مهمتر از آنها دیدن او، دیدن اویی که تا رسیدن به جمع دورهمی، قلبم تا حلقم میامد حال حتی حوصلهاش را هم ندارم حتماا الن عزیز گریه میکند زن عموها و عمههایم نصیحتم میکنند که چرا خودم را اسیر اتاقم کردهام و احتمالا افسرده خواهم….    

دانلود رمان بخشش افسون pdf از سارا ترسه با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان سارا ترسه مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان بخشش افسون
این یک ساعت عزیز دیگر به اتاقم نیامد مـی‌دانم دلش خـون است برای منی که چند ساعتی است
کف اتاقم دراز کشیـده‌ام و از سر ناچاری اشک مـی‌ریزم تنم خشک شـده است تیغه‌ی بینی‌ام
مـی‌سوزد از اشک‌هایی که چون دانه‌های تسبیح پی هم روانه مـی‌شوند بیشتر از همه با خـودم لج کرده‌ام
مثل آدم افسرده‌ای روی پارکت‌ها دراز کشیـده‌ام و اشک مـی‌ریزم به پند و اندرزهای عزیزی که
احتمالا نمـی‌داند این افسون چه مرگش شـده است تـوجّهی نمـی کنم…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان بی وفام
دانلود رمان آیمای من باش
قسمت اول رمان بخشش افسون
از بیرون صدایی به گوشم مـیرسد مـیـدانم
دورهمـیهای حاج فرامرز و خانوادهاش شروع شـده من هم
قبلنها یعنی همان موقعهایی که خـوش خـوشانم بود و بابا را
کنار خـودم داشتم، یکی از همـین مهمانها بودم؛ ولی حال
دو سالی مـیشود که دیگر مـیزبان به حساب مـیآیم
پوزخندی مـیزنم چقدر ذوق و شوق داشتم برای آمدن به
خانه آقاجانم، برای نشستن در این جمع باصفا؛ تعریفهای
با آب و تاب مهتاب و مـینا و گـاهی هم دنیا، و مهمتر از آنها
دیـدن او، دیـدن اویی که تا رسیـدن به جمع دورهمـی، قلبم تا
حلقم مـیامد حال حتی حوصلهاش را هم ندارم حتماا الن
عزیز گریه مـیکند زن عموها و عمههایم نصیحتم مـیکنند
که چرا خـودم را اسیر اتاقم کردهام و احتمالا افسرده خـواهم….
 
 

لینک دانلود رمان بخشش افسون 

  • 19 views