دانلود رمان بهشت من چشم های توست  از رضوانه 

دانلود رمان بهشت من چشم های توست از رضوانه 

ژانر : - -

درباره دختر بی بند و باری که دلشو به همسایه روبه رویی شون ک مردی معتقد و نجیبه میبازه در حالی ک اونو یه ارزوی محال واسه خودش میدونه چون ک هیچ چیزشون به هم شباهت نداره با خاستگاری اون مرد از خودش وارد جریانی هیجان انگیز و پر از کشمکش میشه… اول رمان نگاهم را خیره ی چشمان نجیبش کردم. -چرا من؟ بدون اینکه سر بلند کند لبخند محجوبی زده و گفت: -چرا شما نه؟ بدون معطلی جوابش را دادم. -چون هیچ چیز من به شما و خانوادتون نمیخوره. سکوتش را که دیدم چشم باریک کرده و با لحن مشکوکی گفتم: -نکنه با این فکر که باهات ازدواج کنم همه چیز درست میشه و میشم اون عروسی که همه تون انتظارش و دارین اومدی جلو؟ نگاه نجیبش را کمی باالتر گرفت.اینکه االن او اینجا رو به رویم به عنوان خواستگار نشسته جزو آرزوی های محال زندگی ام بود.از وقتی که مهرش در دلم افتاد با خود روزی هزاربار تکرار کرده بودم که باید فراموشش کنم.چون دنیای من با او زمین تا آسمان فرقش است.اما او و خانواده اش با این خواستگاری تمام افکارم را بهم ریخته بودند.باورم نمیشد میان این همه دختر محجبه و معتقدی که در محل بود منی را انتخاب کرده بودند که رفتارها و نوع پوششم هیچ شباهتی به دختران نجیب نداشت.برای همین از چند روز پیش که قرار و مدار خواستگاری گذاشته شد این سوال که چرا من را انتخاب کرده بود مثل خوره داشت مغزم را میخورد.باالخره بعد از چند دقیقه سکوت قفل زبانش را شکسته و با …

دانلود رمان بهشت من چشم های تـوست pdf از رضوانه با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان رضوانه مـیباشـد
موضوع رمان :عاشقانه/اجتماعی/طنز

خلاصه رمان بهشت من چشم های تـوست
درباره دختر بی بند و باری که دلشو به همسایه روبه رویی شون ک مردی معتقد و نجیبه مـیبازه
در حالی ک اونو یه ارزوی محال واسه خـودش مـیـدونه چون ک هیچ چیزشون به هم
شباهت نداره با خاستگـاری اون مرد از خـودش وارد جریانی هیجان انگیز و
پر از کشمکش مـیشـه…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان ثمره انتظار
قسمت اول رمان بهشت من چشم های تـوست
نگـاهم را خیره ی چشمان نجیبش کردم.
-چرا من؟
بدون اینکه سر بلند کند لبخند محجوبی زده و گفت:
-چرا شما نه؟
بدون معطلی جوابش را دادم.
-چون هیچ چیز من به شما و خانوادتـون نمـیخـوره.
سکوتش را که دیـدم چشم باریک کرده و با لحن مشکوکی گفتم:
-نکنه با این فکر که باهات ازدواج کنم همه چیز درست مـیشـه و مـیشم اون عروسی که همه تـون
انتظارش و دارین اومدی جلو؟
نگـاه نجیبش را کمـی باالتر گرفت.اینکه االن او اینجا رو به رویم به عنوان خـواستگـار نشستـه جزو
آرزوی های محال زندگی ام
بود.از وقتی که مهرش در دلم افتاد با خـود روزی هزاربار تکرار کرده بودم که بایـد فراموشش
کنم.چون دنیای من با او زمـین تا
آسمان فرقش است.اما او و خانواده اش با این خـواستگـاری تمام افکـارم را بهم ریختـه بودند.باورم
نمـیشـد مـیان این همه دختر
محجبه و معتقدی که در محل بود منی را انتخاب کرده بودند که رفتارها و نوع پوششم هیچ
شباهتی به دختران نجیب
نداشت.برای همـین از چند روز پیش که قرار و مدار خـواستگـاری گذاشتـه شـد این سوال که چرا
من را انتخاب کرده بود مثل خـوره داشت مغزم را مـیخـورد.باالخره
بعد از چند دقـیقه سکوت قفل زبانش را شکستـه و با …

لینک دانلود رمان بهشت من چشم های توست

  • 31 views