دانلود رمان تراژدی مجازی  از اسما.ر 

دانلود رمان تراژدی مجازی از اسما.ر 

ژانر : -

ازی دختری از جنس سنگ با روح لطیف وارد تراژدی زندگی‌ای می‌شه که اون بین فضای مجازی هم درونش دخالت‌هایی داره! شخصیت محکم و قوی ماهک اما کم‌حرف قصه قصد زندگی کردن داره اما توی ایام محرم اتفاق‌های عجیبی براش میفت… اول رمان ازی ما خيلی کار ها داریم حتی بعد از اینكه از هم جدا شویم هم ما خيلی کار های مشترك داریم . احتماال باید با هم برویم و به گارسون کافه بگویيم که دیگر احوال تو را از من یا من را از تو نپرسد یا به پارکبان دم ِ پارك بگویيم که دیگر کسی نيست که توی ماشين بنشيند تا آن یكی برود آبميوه بخرد احتماال باید به امام زاده هم برویم و دعا های مشترکمان را پس بگيریم یا به باغ گل های آفتابگردان برویم و از آن ها به خاطر همه ی تخمه هایی که مشترك تو سينما شكستيم عذر خواهی کنيم . یا به شهرداری برویم و بگویيم مصوبه ای را مورد برسی قرار دهد که تمام آسفالت های شهر را کفپوش های شهر را که ما روی آن راه رفتيم از جا بكند و نو جایگزین کند . چقدر کار داریم ! ابر ها را بگو باید برویم از تك تكشان خواهش کنيم که لطفا نبارید و به آفتاب بگویيم لطفا نتاب و به شب بگویيم لطفا سياه نباش یا تقویممان را محدود کنيم به روز هایی که با هم نبودیم… چه اشكال دارد تقویمی که فقط دو سه هفته در خود جا داده ؟! باید به انتشاراتی ها بگویيم که نشر چند کتاب شعر را متوقف کنند اگر نه همه را خواهيم خرید و آتيش خواهيم زد ، اصال چه معنی دارد..

دانلود رمان تراژدی مجازی pdf از اسما.ر با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان اسما.ر مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه،تراژدی

خلاصه رمان تراژدی مجازی
دختری از جنس سنگ با روح لطیف وارد تراژدی زندگی‌ای مـی‌شـه که اون
بین فضای مجازی هم درونش دخالت‌هایی داره! شخصیت محکم و قوی
ماهک اما کم‌حرف قصه قصد زندگی کردن داره اما تـوی ایام محرم
اتفاق‌های عجیبی براش مـیفت…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان معجزه خلجال
قسمت اول رمان تراژدی مجازی
ما خيلی کـار ها داریم حتی بعد از اینكه از هم جدا شویم هم ما خيلی کـار های مشترك داریم .
احتماال بایـد با هم برویم و به گـارسون کـافه بگویيم که دیگر احوال تـو را از من یا من را از تـو نپرسد
یا به پارکبان دم ِ پارك بگویيم که دیگر کسی نيست که تـوی ماشين بنشيند تا آن یكی برود
آبميوه بخرد
احتماال بایـد به امام زاده هم برویم و دعا های مشترکمان را پس بگيریم
یا به باغ گل های آفتابگردان برویم و از آن ها به خاطر همه ی تخمه هایی که مشترك تـو سينما
شكستيم عذر خـواهی کنيم .
یا به شـهرداری برویم و بگویيم مصوبه ای را مورد برسی قرار دهد که تمام آسفالت های شـهر را
کفپوش های شـهر را که ما روی آن راه رفتيم از جا بكند و نو جایگزین کند .
چقدر کـار داریم ! ابر ها را بگو بایـد برویم از تك تكشان خـواهش کنيم که لطفا نباریـد و به آفتاب
بگویيم لطفا نتاب و به شب بگویيم لطفا سياه نباش یا تقویممان را محدود کنيم به روز هایی که
با هم نبودیم… چه اشكال دارد تقویمـی که فقط دو سه هفتـه در خـود جا داده ؟! بایـد به انتشاراتی
ها بگویيم که نشر چند کتاب شعر را متـوقف کنند اگر نه همه را خـواهيم خریـد و آتيش خـواهيم
زد ، اصال چه معنی دارد..

لینک دانلود رمان تراژدی مج

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0