دانلود رمان ترفند عشق  از طناز مشایخی

دانلود رمان ترفند عشق از طناز مشایخی

ژانر :

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﻫﻠﻨﺎ ﻭ ﺁﻻﻟﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﻭ ﺁﺷﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻻﻟﻪ ﻭ ﺁﺷﻮﺭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﻭ ﻫﻠﻨﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﺼﺐ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺟﺪﺍﺋﯽ ﻭ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺠﺎﻣﺪ…. اول رمان من تنها فرزند خانواده بودم. درسم بد نبود و دختر باهوشی بودم. همه چیز در اختیارم بود. پر توقع نبودم. تو تهران زندگی می کردیم. خانواده ی ما خانواده ای تحصیل کرده بود. پدرم مرد متعصبی بود ولی این تعصب هیچ وقت مانع کار های من نمی شد. من دختر خوبی بودم و البته گاهی لج باز و خود سر. البته کم پیش می اومد که کله شقی کنم. یکی از شب های تابستان که رفته بودم خونه ی عمو محمدرضا پدر ماهسار و مهتاب، دختر عمو هایم، ماهسار پیشنهاد داد که بریم چت کنیم. ما هم چون بی کار بودیم گفتیم باشه. اون شب ما با خیلی ها چت کردیم اما یکی از اونا خیلی ذهن منو به خودش مشغول کرد. اسمش “م.متاهل” بود. مثل کسایی حرف می زد که انگار از لشکر شکست خورده اومده بودن. ۴۲ سالش بود. وقتی ازش پرسیدیم چرا این اسم رو برای خودش گذاشته گفت چون متاهله و وقتی ازش پرسیدیم چرا اینقدر ناامید و بی انگیزه با ما حرف می زنی گفت که زنش بهش خیانت کرده و برای اینکه دست به کار احمقانه ای نزنه میاد و چت می کنه. در همین ما بین حرف زدن ما یک دفعه ارتباط ما قطع شد. من خیلی فکرم مشغول شده بود. خیلی دنبال اسمش گشتم تا اون رو پیدا کنم …

دانلود رمان ترفند عشق pdf از طناز مشایخی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان طناز مشایخی مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه
     خلاصه رمان ترفند عشق
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﻫﻠﻨﺎ ﻭ ﺁﻻﻟﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﻭ ﺁﺷﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻻﻟﻪ ﻭ ﺁﺷﻮﺭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ
ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﻭ ﻫﻠﻨﺎ ﺑﺎ ﺗﻌﺼﺐ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺟﺪﺍﺋﯽ ﻭ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺠﺎﻣﺪ….
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان طرد شـده تنها
قسمت اول رمان ترفند عشق
من تنها فرزند خانواده بودم. درسم بد نبود و دختر باهوشی بودم. همه چیز در اختیارم بود. پر تـوقع نبودم. تـو تـهران
زندگی مـی کردیم. خانواده ی ما خانواده ای تحصیل کرده بود. پدرم مرد متعصبی بود ولی این تعصب هیچ وقت مانع
کـار های من نمـی شـد. من دختر خـوبی بودم و البتـه گـاهی لج باز و خـود سر. البتـه کم پیش مـی اومد که کله شقـی کنم.
یکی از شب های تابستان که رفتـه بودم خـونه ی عمو محمدرضا پدر ماهسار و مهتاب، دختر عمو هایم، ماهسار
پیشنهاد داد که بریم چت کنیم. ما هم چون بی کـار بودیم گفتیم باشـه. اون شب ما با خیلی ها چت کردیم اما یکی از
اونا خیلی ذهن منو به خـودش مشغول کرد. اسمش “م.متاهل” بود. مثل کسایی حرف مـی زد که انگـار از لشکر
شکست خـورده اومده بودن. ۴۲ سالش بود. وقتی ازش پرسیـدیم چرا این اسم رو برای خـودش گذاشتـه گفت چون
متاهله و وقتی ازش پرسیـدیم چرا اینقدر ناامـیـد و بی انگیزه با ما حرف مـی زنی گفت که زنش بهش خیانت کرده و برای
اینکه دست به کـار احمقانه ای نزنه مـیاد و چت مـی کنه. در همـین ما بین حرف زدن ما یک دفعه ارتباط ما قطع شـد. من
خیلی فکرم مشغول شـده بود. خیلی دنبال اسمش گشتم تا اون رو پیـدا کنم …

لینک دانلود رمان ترفند عشق

  • 22 views