دانلود رمان تلاطم  از ندا نیکخواه

دانلود رمان تلاطم از ندا نیکخواه

ژانر : - -

در حالی که آسمر با مشکالت ریز و درشت زندگی اش دست و پنجه نرم می کند درگیر احساسات و رابطه ای ممنوعه می شود و حقیقتی تلخ از گذشته برایش روشن می شود… زمستان باشد؛ سرما تا عمق استخوانت نفوذ کند کلبه ای گرم و نرم با دری که قفل نیست رو به رویت ظاهر شود. وارد نمیشوی؟ او کلبه ای گرم و نرم بود که مردن در آن کلبه را به زندگی در سرما ترجیح می دهم از من نپرس چرا؟ من خودم واژه ی”چرا”هستم! تعجب نکن من خالی از خود و پر از پرسشم… اول رمان حیاط بیمارستان با وجود سرما و برف تقریبا شلوغ بود و صدای افراد نگران و دسپاچه ای که با تمام وجود سالمت عزیزان خود را از خدا طلب می کردند سکوت فضا را در هم می شکست؛ مردی جوان از در داخلی بیمارستان خارج شد و با قدم های سنگین به طرف نیمکت گوشه ی حیاط رفت؛ برف های روی نیمکت را کنار زد و همان جا نشست سردی صندلی آزارش می داد اما اهمیتی نمی داد از سرمای زندگی اش که آزار دهنده تر نبود با دست های لرزان سیگاری آتش زد و برای بار هزارم صدای دکتر در ذهنش پیچید: من همه ی تالشم رو کردم اما اون وضعیت خوبی نداره فقط می تونید براش دعا کنید. ناخودآگاه بغض کرد در این دو روز نحس که دقیقه ها کند تر از تمام عمر اش می گذشتند بارها از خدا معجزه طلب کرده بود سر بلند کرده و به آسمان تیره از ابر چشم دوخت دود سیگار از دهانش خارج شد به اندازه ی..

دانلود رمان تلاطم pdf از ندا نیکخـواه ستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان ندا نیکخـواه مـیباشـد
موضوع رمان: درام/اجتماعی/عاشقانه

خلاصه رمان تلاطم
در حالی که آسمر با مشکـالت ریز و درشت زندگی اش دست و پنجه نرم مـی کند درگیر
احساسات و رابطه ای ممنوعه مـی شود و حقـیقتی تلخ از گذشتـه برایش روشن مـی شود…
زمستان باشـد؛ سرما تا عمق استخـوانت نفوذ کند کلبه ای گرم و نرم با دری که قفل نیست
رو به رویت ظاهر شود. وارد نمـیشوی؟ او کلبه ای گرم و نرم بود که مردن در آن کلبه را به
زندگی در سرما ترجیح مـی دهم از من نپرس چرا؟ من خـودم واژه ی”چرا”هستم!
تعجب نکن من خالی از خـود و پر از پرسشم…
رمان پیشنهادی:دانلود رمان انار الناز پاک پور
قسمت اول رمان تلاطم
حیاط بیمارستان با وجود سرما و برف تقریبا شلوغ بود و
صدای افراد نگران و دسپاچه ای که با تمام وجود
سالمت عزیزان خـود را از خدا طلب مـی کردند سکوت
فضا را در هم مـی شکست؛ مردی جوان از در داخلی
بیمارستان خارج شـد و با قدم های سنگین به طرف
نیمکت گوشـه ی حیاط رفت؛ برف های روی نیمکت را کنار
زد و همان جا نشست سردی صندلی آزارش مـی داد اما
اهمـیتی نمـی داد از سرمای زندگی اش که آزار دهنده تر
نبود با دست های لرزان سیگـاری آتش زد و برای بار
هزارم صدای دکتر در ذهنش پیچیـد: من همه ی تالشم رو
کردم اما اون وضعیت خـوبی نداره فقط مـی تـونیـد براش دعا کنیـد.
ناخـودآگـاه بغض کرد در این دو روز نحس که دقـیقه ها کند تر
از تمام عمر اش مـی گذشتند بارها از خدا معجزه
طلب کرده بود سر بلند کرده و به آسمان تیره از ابر چشم
دوخت دود سیگـار از دهانش خارج شـد به اندازه ی..

لینک دانلود رمان تلاطم

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0