دانلود رمان حکم مرگ  از Fatemeh.E.M 

دانلود رمان حکم مرگ از Fatemeh.E.M 

ژانر : - - - -

قاضی حکم داد! قصاص! به چه دلیل؟ حفظ ناموس! ( ویژه کسایی که غمگین دوست دارن ) اول رمان مسعود قاضی-آقای مسعود گیلکی؛ درسته؟ -بله حاج آقا. قاضی- خودت و معرفی کن. – من مسعود گیلکی، فرزند ابالفضل گیلکی، متولد سال سه آذر هفتادو دو ساکن تهران هستم. قاضی پرونده زیر دستش رو ورق زد و گفت: قاضی- قبول داری که داوود خسروی رو کشتی؟ دستای دستبند زدم رو به نشونه تایید حرفم آوردم باالا با التماس گفتم: – حاجآقا من اون رو به قصد کشت نزدم. قاضی با چشمای ریز شده گفت: – به قصد کشت نزدی، ولی حاالا زیر خاک هستش، جواب سوال منو بده. تو داوود خسروی رو زدی یانه؟ نفسم لرزون بیرون دادم، سرم رو زیر انداختم و گفتم: -بله آقای قاضی، من زدمش. قاضی- چرا اون رو به قصد کشت زدی؟ توی فکر رفتم….  

دانلود رمان حکم مرگ pdf از Fatemeh.E.M با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان Fatemeh.E.M مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه/غمـگین/تلخ/طنز/جدیـد
خلاصه رمان حکم مرگ
قاضی حکم داد!
حکم مرگ
قصاص!
به چه دلیل؟
حفظ ناموس!
( ویژه کسایی که غمـگین دوست دارن )
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان دنسر
دانلود رمان اقتدا کن
قسمت اول رمان حکم مرگ
مسعود
قاضی-آقای مسعود گیلکی؛ درستـه؟
-بله حاج آقا.
قاضی- خـودت و معرفی کن.
– من مسعود گیلکی، فرزند ابالفضل گیلکی، متـولد
سال سه آذر هفتادو دو ساکن تـهران هستم.
قاضی پرونده زیر دستش رو ورق زد و گفت:
قاضی- قبول داری که داوود خسروی رو کشتی؟
دستای دستبند زدم رو به نشونه تاییـد حرفم آوردم
باالا با التماس گفتم:
– حاجآقا من اون رو به قصد کشت نزدم.
قاضی با چشمای ریز شـده گفت:
– به قصد کشت نزدی، ولی حاالا زیر خاک
هستش، جواب سوال منو بده.
تـو داوود خسروی رو زدی یانه؟
نفسم لرزون بیرون دادم، سرم رو زیر انداختم و
گفتم:
-بله آقای قاضی، من زدمش.
قاضی- چرا اون رو به قصد کشت زدی؟
تـوی فکر رفتم….
 

لینک دانلود رمان حکم مرگ

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0