دانلود رمان خاکستر یک احساس  از پروانه قدیمی

دانلود رمان خاکستر یک احساس  از پروانه قدیمی

ژانر : -

خاکستر یک احساس نیلوفر دختری نازدانه و مهربان ، بدون آنکه بداند در پی رد کردن عشق پسرعمویش سناریوی یک فاجعه را می نویسد در پس این فاجعه کسی که قلب نیلوفر را به طپش میاندازد سر راهش قرار میگیرد دقیقا در سالروز آن فاجعه ، فاجعه ای دیگر زندگی نیلوفر را نابود میکند از خانواده طرد میشود و به مادر بزرگ مادریش پناه میبرد پس از ۵ سال باعث و بانی بدبختیش پیدایش میشود از او تقاضایی دارد که نیلوفر حاضر به انجامش نیست در پی تلاش آن شخص برای راضی کردن نیلوفر گذشته مانند یک فیلم جلوی چشمانش رژه میرود اول رمان خاکستر یک احساس صداي کل کشیدنهاي پی در پی در گوشش میپیچید دود اسپند فضا را تارکرده بود حالش از بوي دود اسپند بهم میخورد تمام صداها در کاسه ي سرش اکو میشد کسی متوجه ي او نبود کسی چه میدانست در دل بی قرارش چه میگذرد ؟ “بله “دلش زیرروشد حالت تهوع امانش را بریده بود حس خفگی داشت با شنیدن صداي صداي آرامی زیر گوشش پیچید : چه حسی داري؟ برو براي عشقی که داشتی بمیر اگه بمیري روز شادیه منه بعد از ابن حرف قهقهه اي در فضا پیچید در گوشش صدا اکو میشد اشکش سرازیر شد دستش را روي گوشش گذاشت تا صدایش را نشنود تمام بدنش سر شده بود توان حرکت دادن هیچ کدام از اعضاي بدنش را نداشت براي دلش زمزمه میکرد “من نمیمیرم نمیمیرم من عشق رو توي قلبم به آتیش میکشم روي خاکسترش اسمت رو مینویسم خدایا تو اون بالا بالاها شاهدي یا نه ؟” آهی جگر سوز از سینه اش خا

دانلود رمان خاکستر یک احساس pdf از پروانه قدیمـی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان پروانه قدیمـی مـیباشـد
موضوع رمان : اجتماعی/عاشقانه
خلاصه رمان خاکستر یک احساس
نیلوفر دختری نازدانه و مهربان ، بدون آنکه بداند در پی رد کردن عشق پسرعمویش سناریوی یک فاجعه را مـی نویسد
در پس این فاجعه کسی که قلب نیلوفر را به طپش مـیاندازد سر راهش قرار مـیگیرد
دقـیقا در سالروز آن فاجعه ، فاجعه ای دیگر زندگی نیلوفر را نابود مـیکند
از خانواده طرد مـیشود و به مادر بزرگ مادریش پناه مـیبرد
پس از ۵ سال باعث و بانی بدبختیش پیـدایش مـیشود از او تقاضایی دارد که نیلوفر
حاضر به انجامش نیست در پی تلاش آن شخص برای راضی کردن
نیلوفر گذشتـه مانند یک فیلم جلوی چشمانش رژه مـیرود
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان خـوب نایاب من
قسمت اول رمان خاکستر یک احساس
صداي کل کشیـدنهاي پی در پی در گوشش مـیپیچیـد دود اسپند فضا را تارکرده بود حالش از بوي دود اسپند بهم
مـیخـورد تمام صداها در کـاسه ي سرش اکو مـیشـد کسی متـوجه ي او نبود
کسی چه مـیـدانست در دل بی قرارش چه مـیگذرد ؟
“بله “دلش زیرروشـد حالت تـهوع امانش را بریـده بود
حس خفگی داشت با شنیـدن صداي
صداي آرامـی زیر گوشش پیچیـد :
چه حسی داري؟ برو براي عشقـی که داشتی بمـیر اگـه بمـیري روز شادیه منه
بعد از ابن حرف قهقهه اي در فضا پیچیـد در گوشش صدا اکو مـیشـد اشکش سرازیر شـد دستش را روي گوشش
گذاشت تا صدایش را نشنود تمام بدنش سر شـده بود تـوان حرکت دادن هیچ کدام از اعضاي بدنش را نداشت براي
دلش زمزمه مـیکرد
“من نمـیمـیرم نمـیمـیرم من عشق رو تـوي قلبم به آتیش مـیکشم روي خاکسترش اسمت
رو مـینویسم خدایا تـو اون بالا بالاها شاهدي یا نه ؟”
آهی جگر سوز از سینه اش خا

لینک دانلود رمان خاکستر یک احساس 

  • 27 views