دانلود رمان دختری به نام حنا  از یگانه سلیمی

دانلود رمان دختری به نام حنا  از یگانه سلیمی

ژانر : - -

دختری به نام حنا درباره دختری به نام حنا هست که وارد دانشگاه میشه و با پسری به اسم کیوان آشنا میشه که اتفاقات جالبی براشون پیش میاد،دعواهای کلکلی و جربحث‌های طنزآمیز صحنه‌دار اما اتفاقات عجیب غریبی میوفته که حنای قصه رو شوکه می‌کنه درحالی که عاشق کیوان شده ولی متوجه می‌شه که کیوان برای …. اول رمان دختری به نام حنا نگاهی به ساعت روی گوشیم انداختم،هنوز برای برگزاری اولین کلاس ده دقیقه ای وقت بود. نگاهم و دور دانشگاه چرخوندم و با قدمهای بلند وارد ساختمون دانشگاه شدم. بعد از پیدا کردن کلاسم،وارد شدم و گوشهای روی یکی از صندلیها نشستم. پام و روی اون یکی پام انداختم و تکیهام و به صندلیهای دانشجویی دادم و با خودکاری که دستم بود،روی میز ضرب گرفتم. طولی نکشید که استاد وارد کلاس شد و بعد از گذروندن معارفه،خواست درس رو شروع کنه که چند تقه به در خورد. سه تا پسر پشت در ایستاده بودن: -ببخشید استاد ما داشتیم دنبال کلاس میگشتیم،دیر شد. استاد سری تکون داد: -بفرمایید،فقط هم چون جلسهی اول هست. دفعه بعد اصلا خوش ندارم بعد از من کسی وارد کلاس بشه. سری تکون دادن و چشمی گفتن و داخل اومدن. نگاهم زوم قیافه هاشون شد که دقیقا پشت سر من دوتا صندلی خالی بود و همونجا مستقر شدن….

دانلود رمان دختری به نام حنا pdf از یگـانه سلیمـی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
     نویسنده این رمان یگـانه سلیمـی مـیباشـد       
موضوع رمان: عاشقانه/طنز/ازدواج اجباری

خلاصه رمان دختری به نام حنا
درباره دختری به نام حنا هست که وارد دانشگـاه مـیشـه و با پسری به اسم کیوان آشنا مـیشـه
که اتفاقات جالبی براشون پیش مـیاد،دعواهای کلکلی و جربحث‌های طنزآمـیز صحنه‌دار اما
اتفاقات عجیب غریبی مـیوفتـه که حنای قصه رو شوکه مـی‌کنه درحالی که عاشق کیوان شـده
ولی متـوجه مـی‌شـه که کیوان برای ….
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان حسابدار زیبا
دانلود رمان آهنگ صدات
دانلود رمان نومـیـد
دانلود رمان طالع شطرنجی
دانلود رمان صیغه مختـومه
دانلود رمان زندگی بی پایان
دانلود رمان بی محابا
قسمت اول رمان دختری به نام حنا
نگـاهی به ساعت روی گوشیم انداختم،هنوز برای برگزاری اولین کلاس ده
دقـیقه ای وقت بود. نگـاهم و دور دانشگـاه چرخـوندم و با قدمهای بلند وارد
ساختمون دانشگـاه شـدم.
بعد از پیـدا کردن کلاسم،وارد شـدم و گوشـهای روی یکی از صندلیها نشستم.
پام و روی اون یکی پام انداختم و تکیهام و به صندلیهای دانشجویی دادم و با
خـودکـاری که دستم بود،روی مـیز ضرب گرفتم.
طولی نکشیـد که استاد وارد کلاس شـد و بعد از گذروندن معارفه،خـواست درس
رو شروع کنه که چند تقه به در خـورد.
سه تا پسر پشت در ایستاده بودن:
-ببخشیـد استاد ما داشتیم دنبال کلاس مـیگشتیم،دیر شـد.
استاد سری تکون داد:
-بفرماییـد،فقط هم چون جلسهی اول هست.
دفعه بعد اصلا خـوش ندارم بعد از من کسی وارد کلاس بشـه.
سری تکون دادن و چشمـی گفتن و داخل اومدن. نگـاهم زوم قـیافه هاشون شـد
که دقـیقا پشت سر من دوتا صندلی خالی بود و همونجا مستقر شـدن….

لینک دانلود رمان دختری به نام حنا 

  • 36 views