دانلود رمان دختر عمو پسر عمو  از پ دریا 

دانلود رمان دختر عمو پسر عمو  از پ دریا 

ژانر : - -

دختر عمو پسر عمو زندگی همیشه یک نواخت نیست یه آدم عاشق برای رسیدن به عشقش سختی هایی رو باید با جون و دل رد کنه آیلین قصه ی ما، دختر شر و شیطون، عاشق کسی می شه که حتی توی فکرش هم نمی گنجید آیا آیلین عاشق می تونه برای رسیدن به عشقش این سختی ها رو تحمل کنه؟ آیدین چی؟ پسری که یه بار توی عشقش شکست خورد می تونه سختی ها رو تحمل کنه اول رمان دختر عمو پسر عمو با خستگی به مارالی که داشت همین طوری مغازه هارو می گشت نگاه کردم و گفتم: مارال؟ هوم؟ این بار با بی حوصلگی تمام گفتم: مارال هان؟ باز هم با همون لحن صداش زدم: مارال با عصبانیت برگشت طرفم و داد زد: مارال و درد، مارال و زهر مار همه برگشتن سمتمون برای جلوگیری از آبروریزی و کولی بازی احتمالی مارال با نیش باز رفتم سمتش و دستم رو گذاشتم روی دهنش، از بین دندون هام گفتم: خفه جونم، خفه با چشم های گشاد شده گفت: من خفه شم؟ واسه این که بحث رو عوض کنم، سرم رو چرخوندم که چشمم خورد به یه مغازه لباس مجلسی، سریع گفتم: اِ اون جا رو ندیدیم بیا بریم یکی زد پس کله ام و گفت: گمشو بریم رفتیم داخل فروشنده که یه خانم حدوداََََ سی ساله بود اومد طرفمون و گفت: امرتون؟ مارال در جوابش گفت: می خواستیم لباس جشنی های دخترونه تون رو ببینیم بفرمایید طبقهی بالا اون جا جنس های جدیدمون هستند طبقهی بالا برعکس طبقهی پایین لباس های بیشتر و قشنگ تری داشت فروشنده با گفتن این که میره..

دانلود رمان دختر عمو پسر عمو pdf از پ دریا لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان پ دریا مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه/طنز/کلکلی

خلاصه رمان دختر عمو پسر عمو
زندگی همـیشـه یک نواخت نیست یه آدم عاشق برای رسیـدن به عشقش
سختی هایی رو بایـد با جون و دل رد کنه آیلین قصه ی ما، دختر شر و شیطون،
عاشق کسی مـی شـه که حتی تـوی فکرش هم نمـی گنجیـد آیا آیلین عاشق مـی تـونه
برای رسیـدن به عشقش این سختی ها رو تحمل کنه؟ آیـدین چی؟ پسری که یه بار تـوی
عشقش شکست خـورد مـی تـونه سختی ها رو تحمل کنه
رمان پیشنهادی:دانلود رمان تژگـاه آرزو نامداری
قسمت اول رمان دختر عمو پسر عمو
با خستگی به مارالی که داشت همـین طوری مغازه هارو مـی گشت نگـاه کردم و گفتم:
مارال؟ هوم؟ این بار با بی حوصلگی تمام گفتم: مارال هان؟ باز هم با همون لحن
صداش زدم: مارال با عصبانیت برگشت طرفم و داد زد: مارال و درد، مارال و زهر مار
همه برگشتن سمتمون برای جلوگیری از آبروریزی و کولی بازی احتمالی مارال با نیش باز رفتم
سمتش و دستم رو گذاشتم روی دهنش، از بین دندون هام گفتم: خفه جونم، خفه با
چشم های گشاد شـده گفت: من خفه شم؟ واسه این که بحث رو عوض کنم، سرم رو چرخـوندم
که چشمم خـورد به یه مغازه لباس مجلسی، سریع گفتم: اِ اون جا رو ندیـدیم بیا بریم یکی زد
پس کله ام و گفت: گمشو بریم رفتیم داخل فروشنده که یه خانم حدوداََََ سی ساله بود اومد
طرفمون و گفت: امرتـون؟ مارال در جوابش گفت: مـی خـواستیم لباس جشنی های دخترونه تـون
رو ببینیم بفرماییـد طبقهی بالا اون جا جنس های جدیـدمون هستند طبقهی بالا برعکس طبقهی پایین
لباس های بیشتر و قشنگ تری داشت فروشنده با گفتن این که مـیره..

لینک دانلود رمان دختر عمو پسر عمو  

  • 78 views