دانلود رمان دختر نقاب دار  از آمنه آبدار

دانلود رمان دختر نقاب دار  از آمنه آبدار

ژانر : - - -

دختر نقاب دار  روایتگر زندگی آنالیا محبی خلافکار و رئیس بزرگترین باند قاچاق مواد زندگی این دختر سراسر رازه! با نفوذ سه پلیس به باند، متوجه چیز های عجیبی در مورد زندگی این دختر میشن و جالبترینش هویتشه چون هیچ کسی به اسم آنالیا محبی در هیچ کشوری نیست و هنوز هم اونا در تلاش برای شناختن این دختر هستند // اول رمان دختر نقاب دار محکم و ج د ی وارد عمارت عبا سی ها شدم قدم هام رو محکم بر م ی داشتم و اخم هام مثل همیشه ، وسط پیشون یم جا خوش کرده بود وقت ی وارد سالن مهمون ی شدم، همه نگاه ها رو به سمت خودم کشیدم ول ی حت ی کوچک تری ن توجه ی بهشون نکردم با صدای ساشا به طر فی که اون بود چرخید م و منتظر نگاش کردم؛ با ی ه حرکت جنتلمنانه دستم رو گرفت و بو سی د لبخن د خوشکلی زد که دندون های سفی د و ردیف ش رو نمایان کرد و گفت : سلام، آنا جان گفتم : ، بر خلاف استقبال گرم اون، جایستاددی و بدون هیچ عطوفتی آنالیا هستم _ ول ی برا ی من همون آنایی پوزخن دی زدم و گفتم : من برای هیچ کس آنا نیستم ساشا که دی د کم نمیارم و با حرف زدن با من به چی زی ن می رسه، با گفتن فعلا، ازم دور شد و رفت وقت ی ساشا رفت، به سمت ی کی از میز ها ی خال ی رفتم و نشستم؛ به محض نشستنم ی ه خدمتکار، با ی ه سین ی پر از مشروب، بالای سرم …

دانلود رمان دختر نقاب دار pdf از آمنه آبدار با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان آمنه آبدار مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/پلیسی/جنایی/مافیایی

خلاصه رمان دختر نقاب دار
 روایتگر زندگی آنالیا محبی خلافکـار و رئیس بزرگترین باند قاچاق مواد زندگی این دختر سراسر رازه!
با نفوذ سه پلیس به باند، متـوجه چیز های عجیبی در مورد زندگی این دختر مـیشن و
جالبترینش هویتشـه چون هیچ کسی به اسم آنالیا محبی در هیچ کشوری نیست و
هنوز هم اونا در تلاش برای شناختن این دختر هستند //
رمان پیشنهادی:دانلود رمان مجرم عاشق آمنه آبدار
قسمت اول رمان دختر نقاب دار
محکم و ج د ی وارد عمارت عبا سی ها شـدم قدم هام رو محکم بر م ی داشتم و
اخم هام مثل همـیشـه ، وسط پیشون یم جا خـوش کرده بود
وقت ی وارد سالن مهمون ی شـدم، همه نگـاه ها رو به سمت خـودم
کشیـدم ول ی حت ی کوچک تری ن تـوجه ی بهشون نکردم با صدای ساشا به طر فی که
اون بود چرخیـد م و منتظر نگـاش کردم؛ با ی ه حرکت جنتلمنانه دستم رو گرفت و بو سی د
لبخن د خـوشکلی زد که دندون های سفی د و ردیف ش رو نمایان کرد و گفت :
سلام، آنا جان
گفتم : ، بر خلاف استقبال گرم اون، جایستاددی و بدون هیچ عطوفتی
آنالیا هستم
_ ول ی برا ی من همون آنایی
پوزخن دی زدم و گفتم :
من برای هیچ کس آنا نیستم
ساشا که دی د کم نمـیارم و با حرف زدن با من به چی زی ن
مـی رسه، با گفتن فعلا، ازم دور شـد و رفت
وقت ی ساشا رفت، به سمت ی کی از مـیز ها ی خال ی رفتم و نشستم؛ به محض
نشستنم ی ه خدمتکـار، با ی ه سین ی پر از مشروب، بالای سرم …

لینک دانلود رمان  دختر نقاب دار  

  • 83 views