دانلود رمان دریاچه قو  از مهسا نجف زاده

دانلود رمان دریاچه قو  از مهسا نجف زاده

ژانر : -

دریاچه قو مرد با گام هایی آهسته و یکنواخت شیب ملایم تپه پشت ویلا را بالا می رفت . رد نیم بوت ها قهوه ای رنگش کنار جای پای کوچک و ظریف زنی روی زمین سفید شده از آخرین برف زمستانی قرار می گرفت که در بالاترین

دانلود رمان دریاچه قو pdf از مهسا نجف زاده با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان مهسا نجف زاده مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/غمـگین

خلاصه رمان دریاچه قو
مرد با گـام هایی آهستـه و یکنواخت شیب ملایم تپه پشت ویلا را بالا مـی رفت .
رد نیم بوت ها قهوه ای رنگش کنار جای پای کوچک و ظریف زنی روی زمـین سفیـد شـده از
آخرین برف زمستانی قرار مـی گرفت که در بالاترین قسمت تپه پشت به او ایستاده بود
به نقطه ای نامعلوم خیره نگـاه مـی کرد . شایـد به درخت های لخت و سپیـد پوش خیره شـده بود یا
به ابرهای خاکستری در هم پیچیـده که آبی آسمان را پشت خـود پنهان کرده بودند .
رمان پیشنهادی:دانلود رمان چیزهایی هم هست مهسا نجف زاده
قسمت اول رمان دریاچه قو
باد موهای زن را به آشوب کشیـده بود . گونه های گلگون، چشمانی خمار و لب هایی کبود .
مرد مقابلش قرار گرفت و با مکث کوتاهی فاصله یشان را کم کرد . دستان بزرگش به دور اندام لرزان زن
حلقه شـد و لبانش روی موهای او ثابت ماند . زن چیزی زیر لب زمزمه کرد و حلقه دستان مرد تنگ تر شـد .
موهای زن در هوا پریشان بود و حلقه دستان مرد تنگ تر شـد . زن چشمانش را بست و حلقه دستان
مرد تنگ تر شـد . زن در آغوشش جای داشت، مرد مـی لرزیـد و مـی خـواست حلقه دستانش را تنگ تر
کندﻣﻮﻫﺎﻳﺶ را ﻧﺮم و ﺳﺮﻳﻊ ﺑﺎﻻي ﺳﺮ ﺟﻤﻊ ﻛﺮد و ﻛﻼﻓﻪ ﻟﺒﻪ ي ﺑﻠﻮز اﺳﺘﺮچ ﺳﻴﺎه رﻧﮕﺶ را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻛﺸﻴﺪ . ﺗ
ﻤﺎم ﻃﻮل ﻣﺴﻴﺮ در ﺗﺎﻛﺴﻲ ﭼﺮت زده و ﺳﺎﻣﺎن را ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻓﺤﺶ داده ﺑﻮد .
ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺧﻤﻴﺎزه اي ﻃﻮﻻﻧﻲ روي زﻣﻴﻦ ﻧﺸﺴﺖ و ﭘﺎﻫﺎﻳﺶ را دراز ﻛﺮد .ﻫﻔ ﻓﻘﻂ دو ﺘﻪ از
ﺗﻤﺎم ﺷﺪن ﻣﺪرﺳﻪ ﻫﺎ ﻣﻲ ﮔﺬﺷﺖ و ﺧﻴﻠﻲ زود ﺑﻪ دﻳﺮ شـدن..

لینک دانلود رمان  دریاچه قو  

  • 96 views