دانلود رمان در انتظار شهرزاد  از رویا سیناپور

دانلود رمان در انتظار شهرزاد  از رویا سیناپور

ژانر : -

در انتظار شهرزاد داستان درباره ی پسری است به اسم قاسم که با برادر و مادرش زندگی میکند. مادرش در نزد یک دکتر کار میکند. دکتر صاحب یه دختر به اسم شهرزاد است که قاسم را از کودکی مسخره میکند، تا اینکه با بزرگتر شدن قاسم نظر شهرزاد نسبت به قاسم عوض شده و عاشق قاسم میشود اما در این بین اتفاقی می افتد که…… اول رمان در انتظار شهرزاد عشق درد انسان را درمان می کند.آیا عشق را باید دریافت کرد یا آن را بخشید؟ اه… ادراک افسردگی خاطرم برای اطرافیانم دشوار است. غمی بزرگ در بطن وجودم باعث شد که دست به قلم ببرم و با دل خون، راز پنهانم را روی صفحات سپید کاغذ بیاورم. در دل سیاهی شب فقط یک روزنه امید می بینم.خداوندا،با تمام گناهانی که مرتکب شده ام باز تمنای بخشش دارم.یاری ده تا فردا به آرزوی چندین ساله امبرسم. فردا،فردای من است.روز رسیدن به عشق،عشق شهرزاد. ثانیه های این شب یلدا را که طولانی ترین شب سال است،می شمارم تا سپیدهبزند.تحمل لحظه های دشوار این شب را به جان ودل می خرم،تنها در انتظارشهرزاد. خدایا…. پس کی صبح می شود؟ در پی آخرین دانه ی سیگار،عجولانه جیبهایم را جستجو می کنم و با دستی لرزان سیگار را بر لبم می نهم.صدای جرقه ی کبریت،سکوت اتاق را می شکند.زیر نور خفیف که از جرقه کبریت می تابید چشمم به عکس شهرزاد افتاد.اشک چشمان منتظرم سرازیر می شود. کبریت را خاموش می کنم.خواب با چشمانم غریبی می کرد از روی تخت بلند شده و پشت میز نشستم.دفترم را باز کردم ،فقط یک صفحه ی دیگر خالی مانده….

دانلود رمان در انتظار شـهرزاد pdf از رویا سیناپور با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان رویا سیناپور مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/غمـگین

خلاصه رمان در انتظار شـهرزاد
داستان درباره ی پسری است به اسم قاسم که با برادر و مادرش زندگی مـیکند.
مادرش در نزد یک دکتر کـار مـیکند. دکتر صاحب یه دختر به اسم شـهرزاد است که قاسم را
از کودکی مسخره مـیکند، تا اینکه با بزرگتر شـدن قاسم نظر شـهرزاد نسبت به قاسم عوض شـده و
عاشق قاسم مـیشود اما در این بین اتفاقـی مـی افتد که……
رمان پیشنهادی:دانلود رمان غرور عاشقان رویا سیناپور
قسمت اول رمان در انتظار شـهرزاد
عشق درد انسان را درمان مـی کند.آیا عشق را بایـد دریافت کرد یا آن را بخشیـد؟ اه…
ادراک افسردگی خاطرم برای اطرافیانم دشوار است. غمـی بزرگ در بطن وجودم
باعث شـد که دست به قلم ببرم و با دل خـون، راز پنهانم را روی صفحات سپیـد کـاغذ بیاورم.
در دل سیاهی شب فقط یک روزنه امـیـد مـی بینم.خداوندا،با تمام گناهانی که
مرتکب شـده ام باز تمنای بخشش دارم.یاری ده تا فردا به آرزوی چندین ساله امبرسم.
فردا،فردای من است.روز رسیـدن به عشق،عشق شـهرزاد. ثانیه های این شب یلدا را که
طولانی ترین شب سال است،مـی شمارم تا سپیـدهبزند.تحمل لحظه های دشوار این
شب را به جان ودل مـی خرم،تنها در انتظارشـهرزاد. خدایا…. پس کی صبح مـی شود؟
در پی آخرین دانه ی سیگـار،عجولانه جیبهایم را جستجو مـی کنم و با دستی لرزان سیگـار را
بر لبم مـی نهم.صدای جرقه ی کبریت،سکوت اتاق را مـی شکند.زیر نور خفیف که از جرقه
کبریت مـی تابیـد چشمم به عکس شـهرزاد افتاد.اشک چشمان منتظرم سرازیر مـی شود.
کبریت را خاموش مـی کنم.خـواب با چشمانم غریبی مـی کرد از روی تخت بلند شـده و پشت مـیز
نشستم.دفترم را باز کردم ،فقط یک صفحه ی دیگر خالی مانده….

لینک دانلود رمان  در انتظار شهرزاد  

  • 70 views