دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او  از زهرا سلیمانی 

دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او  از زهرا سلیمانی 

ژانر : -

در پیچ و تاب زلف او می خوﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺍﻧﻢ می خوﺍﺳﺘﻢ؛ ﺍﻣﺎ نمی شد ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻓﺮﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﻦ نمی خوﺍﺳﺘﻨﺪ ﭼﺘﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ اصلا این موج های ناهموار و حلقه های کج و معوج هیچ جوره توی کتم نمی رفت اول رمان در پیچ و تاب زلف او تا می توانست، در زیر باران به قدم هایش سرعت می بخشید باران با هر چه که در توان داشت، به سر و صورتش شالق می زد قطرات باران به روی مژه های فر خورده اش اسیر شده و دیدش را تار کرده بود زنجیر کیفش را که از آرنجش آویزان شده بود، با کالفگی به روی شانه اش انداخت و با سرعت بیشتری برای رهایی از باران، به دستگیره در چنگ زد و پا به درون کافه گذاشت موسیقی مالیم توسط گرامافون در فضا پخش می شد و تک و توک افرادی در سالن کافه به چشم می خورد با نگاهی گذرا به چهره آنها، تکیه به در چشمانش را به روی هم گذاشت و نفسش را از سر آسودگی بیرون فرستاد در روز اول کاری اش، کمی تاخیر کرده بود کمی که ضربان قلبش آرام گرفت، پلکانش را آهسته از هم گشود تکیه اش را از در گرفت و با اضطرابی که به جانش افتاده بود، به طرف میز پیشخوان گام برداشت دختری به سن و سال خودش، پشت میز ایستاده بود و سر به زیر چیزی را یاد داشت می کرد دختر موهایی قهوه ای و لَخـت داشت که تره تره ای از آن را پشت

دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او pdf از زهرا سلیمانی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان زهرا سلیمانی مـیباشـد
موضوع رمان عاشقانه/تراژدی

خلاصه رمان در پیچ و تاب زلف او
مـی خـوﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺍﻧﻢ
مـی خـوﺍﺳﺘﻢ؛ ﺍﻣﺎ نمـی شـد ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻓﺮﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﻦ نمـی خـوﺍﺳﺘﻨﺪ ﭼﺘﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ
اصلا این موج های ناهموار و حلقه های کج و معوج هیچ جوره تـوی کتم نمـی رفت
رمان پیشنهادی:دانلود رمان دختر گل فروش فاطیما 
قسمت اول رمان در پیچ و تاب زلف او
تا مـی تـوانست، در زیر باران به قدم هایش سرعت مـی بخشیـد
باران با هر چه که در تـوان داشت، به سر و صورتش
شالق مـی زد قطرات باران به روی مژه های فر خـورده اش اسیر
شـده و دیـدش را تار کرده بود زنجیر کیفش را که
از آرنجش آویزان شـده بود، با کـالفگی به روی شانه اش انداخت و
با سرعت بیشتری برای رهایی از باران، به
دستگیره در چنگ زد و پا به درون کـافه گذاشت موسیقـی مالیم
تـوسط گرامافون در فضا پخش مـی شـد و تک و
تـوک افرادی در سالن کـافه به چشم مـی خـورد با نگـاهی گذرا
به چهره آنها، تکیه به در چشمانش را به روی هم
گذاشت و نفسش را از سر آسودگی بیرون فرستاد
در روز اول کـاری اش، کمـی تاخیر کرده بود
کمـی که ضربان قلبش آرام گرفت، پلکـانش را آهستـه از هم
گشود تکیه اش را از در گرفت و با اضطرابی که به
جانش افتاده بود، به طرف مـیز پیشخـوان گـام برداشت دختری
به سن و سال خـودش، پشت مـیز ایستاده بود و سر به
زیر چیزی را یاد داشت مـی کرد دختر موهایی قهوه ای و
لَخـت داشت که تره تره ای از آن را پشت

لینک دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او  

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0