دانلود رمان راحیل  از اعظم نیک سرشت 

دانلود رمان راحیل از اعظم نیک سرشت 

ژانر : -

داستان درباره ی دختری به اسم هستش که با دو برادرش در فرانسه زندگی میکند با مرگ مادرش تصمیم میگیرند که به ایران بیان در ایران با دختری اشنا میشود که… اول رمان دختر یکی یکدانه آقای نفیسی به همراه دو برادر خود رامین و نادر سالهای اول زندگی را در سواحل نیس فرانسه گذرانده بودند پدر آنها کارمند عالیرتبه سفارت ایران و مادرشان دبیر ادبیات فارسی در دبیرستان ایرانیان مقیم فرانسه بود و شلوغ و شیطان کوچکترین فرزند این خانواده خوشبخت بود آنها زندگی ارام و نسبتا مرفهی داشتندو پدر و مادری که صمیمانه به یکدیگر عشق می ورزیدند زنگ خطر برای اولین بار وقتی چهارده ساله بود به صدا در آمد در یک نیمه شب طوفانی مادر را که دچار درد شدیدی در ناحیه شکم شده بود در میان بهت و حیرت فرزندانش به بیمارستان منتقل کردند در بیمارستان دکتر کشیک با تزریق آمپول مسکن به طور موقت درد را ساکت کرد صبح روز بعد مادر طبق نظر دکتر مرخص شد تا در صورت مشاهده ناراختی به طور جدی بیماری را پیگیری کند مریم به میان خانواده بازگشت اما گاهی دردی که در ناحیه شکم شروع می شد و کم کم گسترش می یافت امانش را می برید، ولی او همیشه سعی می کرد این درد را از شوهر و فرزندانش مخفی نگه دارد ۷۱ ساله، نادر ۴۲ ساله و رامین ۴۲ ساله بودند که پدر با یک جعبه شیرینی به خانه امد و با مسرت خبر بازنشستگی خود را به همه اعالم کرد و گفت که به زودی به ایران بازمی گردند با خوشحالی ..

دانلود رمان راحیل pdf از اعظم نیک سرشت با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان اعظم نیک سرشت مـیباشـد
موضوع رمان :عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان راحیل
داستان درباره ی دختری به اسم راحیل هستش که با دو برادرش در فرانسه
زندگی مـیکند با مرگ مادرش تصمـیم مـیگیرند که به ایران بیان در ایران راحیل
با دختری اشنا مـیشود که…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان لحظه ی دیـدار
قسمت اول رمان راحیل
راحیل دختر یکی یکدانه آقای نفیسی به همراه دو برادر خـود
رامـین و نادر سالهای اول زندگی را در سواحل نیس
فرانسه گذرانده بودند پدر آنها کـارمند عالیرتبه سفارت ایران و
مادرشان دبیر ادبیات فارسی در دبیرستان ایرانیان
مقـیم فرانسه بود و راحیل شلوغ و شیطان کوچکترین فرزند
این خانواده خـوشبخت بود آنها زندگی ارام و نسبتا
مرفهی داشتندو پدر و مادری که صمـیمانه به یکدیگر عشق مـی ورزیـدند
زنگ خطر برای اولین بار وقتی راحیل چهارده ساله بود به
صدا در آمد در یک نیمه شب طوفانی مادر را که دچار
درد شـدیـدی در ناحیه شکم شـده بود در مـیان بهت و حیرت
فرزندانش به بیمارستان منتقل کردند در بیمارستان
دکتر کشیک با تزریق آمپول مسکن به طور موقت درد را
ساکت کرد صبح روز بعد مادر طبق نظر دکتر مرخص شـد
تا در صورت مشاهده ناراختی به طور جدی بیماری را پیگیری کند
مریم به مـیان خانواده بازگشت اما گـاهی دردی
که در ناحیه شکم شروع مـی شـد و کم کم گسترش مـی یافت
امانش را مـی بریـد، ولی او همـیشـه سعی مـی کرد این درد
را از شوهر و فرزندانش مخفی نگـه دارد
راحیل ۷۱ ساله، نادر ۴۲ ساله و رامـین ۴۲ ساله بودند که
پدر با یک جعبه شیرینی به خانه امد و با مسرت خبر
بازنشستگی خـود را به همه اعالم کرد و گفت که به زودی
به ایران بازمـی گردند راحیل با خـوشحالی ..

لینک دانلود رمان راحیل

  • 29 views