دانلود رمان ز مثل زندگی  از Negar 

دانلود رمان ز مثل زندگی  از Negar 

ژانر :

ز مثل زندگی داستان درباره زندگی دو دخترخاله به نام های آهو و گلابتون هستش که آهو برعکس گلابتون که همیشه مرکز توجه هاست به خاطر چند ویژگی مثل رنگ موهاش زیاد مرکز توجه ها نیست و/// اول رمان ز مثل زندگی كنار پنجره ي عمرت نشستي و برگ هاي زرد زندگاني ات را بيهوده ورق مي زني !؟ بيهودگي هايت را ببلع نت هاي زندگي را بنويس كنار هم رديف كن بنواز ز مثل زندگي ز مثل زيبا زيبايي مثل روح جسم هـ مثل هست هميشه هست و هستند خدا تو او د مثل دنيا د مثل ديدن ببين : زندگي زيبا هست اگر زيبا ببينيم ” تنها نيست آنكه تاريكي اتاقش و پرده ي سياه افكارش را در حصار كلمه تنهايي مي كشد خدا هم هست هر روز با نقاب خورشيد طلوع مي كند ” به نام نقاش زندگي يه حياط صد متري دو تا خونه ي رو به روي هم داشت كه متعلق به خانواده رادمان و فرهودي بود خونه اي كه ارث پدري رادمان بوده و بهش تعلق گرفته بود و وقتي مي خواست شروع به ساخت و ساز كنه از اونجايي كه ساليان سال با باجناقش فرهودي همسايه بودند تصميم گرفتن شراكتي بسازند و با يه طرح خاص يعني به جاي آپارتمان و برج دو خونه ي ويلايي تو يه حياط بسازند و كنار هم زندگي كنند حالا بعد سالها كنار هم زندگي مي كردند و بچه هاشون بزرگ شده بود باقي فاميل هميشه نزديكي اين دو خانواده رو عجيب مي دونستند همه اعتقاد داشتن روزي روابط اين دو خانواده بر هم ميريزه ولي اون ها سعي مي كردند به چنين مسائلي فكر..

دانلود رمان ز مثل زندگی pdf از Negar لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان Negar مـیباشـد
موضوع رمان عاشقانه

خلاصه رمان ز مثل زندگی
داستان درباره زندگی دو دخترخاله به نام های آهو و گلابتـون هستش که آهو برعکس
گلابتـون که همـیشـه مرکز تـوجه هاست به خاطر چند ویژگی مثل رنگ موهاش زیاد
مرکز تـوجه ها نیست و///
رمان پیشنهادی:دانلود رمان لالایی پیانو مسیحه زادخـو
قسمت اول رمان ز مثل زندگی
كنار پنجره ي عمرت نشستي و برگ هاي زرد زندگـاني ات را بيهوده ورق مي زني !؟
بيهودگي هايت را ببلع نت هاي زندگي را بنويس كنار هم رديف كن بنواز ز مثل زندگي
ز مثل زيبا زيبايي مثل روح جسم هـ مثل هست هميشـه هست و هستند خدا تـو او
د مثل دنيا د مثل ديدن ببين : زندگي زيبا هست اگر زيبا ببينيم ” تنها نيست آنكه
تاريكي اتاقش و پرده ي سياه افكارش را در حصار كلمه تنهايي مي كشـد خدا هم هست
هر روز با نقاب خـورشيد طلوع مي كند ” به نام نقاش زندگي
يه حياط صد متري دو تا خـونه ي رو به روي هم داشت كه متعلق به خانواده رادمان
و فرهودي بود خـونه اي كه ارث پدري رادمان بوده و بهش تعلق گرفتـه بود و وقتي
مي خـواست شروع به ساخت و ساز كنه از اونجايي كه ساليان سال با باجناقش فرهودي
همسايه بودند تصميم گرفتن شراكتي بسازند و با يه طرح خاص يعني به جاي آپارتمان و
برج دو خـونه ي ويلايي تـو يه حياط بسازند و كنار هم زندگي كنند حالا بعد سالها كنار هم
زندگي مي كردند و بچه هاشون بزرگ شـده بود باقي فاميل هميشـه نزديكي اين دو
خانواده رو عجيب مي دونستند همه اعتقاد داشتن روزي روابط اين دو خانواده بر هم ميريزه
ولي اون ها سعي مي كردند به چنين مسائلي فكر..

لینک دانلود رمان  ز مثل زندگی  

  • 21 views