دانلود رمان شهرداد  از زهرا سادات

دانلود رمان شهرداد  از زهرا سادات

ژانر : -

شهرداد با امدنت فصل جدیدی را در زندگی ام به وجود اوردی… وبا رفتنت تمام فصل های زندگی ام را به فصل خزان تبدیل کردی اول رمان شهرداد یخ زده از ترس روانی حاال اگه میرفتی تو خونه چی میشد همش قصدش این بود که من میترسم یا نه اخه تو فضولی نگیییییبببن پریدم باال اووووف داییم بود چی میگفتی با خودت وروجک هیچی دایی صددفعه گفتم وقتی میخوای صدا بزنی اروم صدا بزن این چه عادتیه شما داری داد میزنی داییم؛ دوست دارم مشکلیه اره مشکلیه بعدشم اومدم از بغلش رد شم با یه حرکت بلندم کرد داد میزدم دایی بز ارم پایین داییییی ولی گوشش بدهکار نبود اخر از روش خودم استفاده کردم گوششو گاز گرفتم یه جیغ بنفش کشید وگذاشتم زمین نگین برات دارم افتاد دنبالم تو حیاط مامانجونم من میدوییدم اون میدویید تا اینکه یه جا خوردم زمین اومد باال سرم بگو غلط کردم عمرا بگو نگین به نغعته نچ نمیگم افتاد به جونم انقدر قلقلکم داد که دیگه داشتم میمیردم بگو غلط کردم نچ نمیگمبدترمیکنم دیگه داشتم کم میوردم اومدم بگم دایی غلط کردم که مامانجونم دایی ر ا صدا زد ولش کن بیاین ناهار داییم؛ حیف که مامان صدا زد وگرنه برات داشتم از رو زمین بلند شدم زبون براش دراوردم رفتم توخونه… اخ جون ناهار قورمه سبزی بود پریدم مامانجونمو بوس کردم گفتم عاشقتم مامان جون بشین بچه کم زبون بریز بعد از اینکه ناهارمو خوردم رفتم تو اتاق تا یکم بخوابم داییمم اومد یکم اونور تر من خوابید نگین؟ جونم! اون حرفارو با کی بودی؟ کدوم حرفارو؟ همون پسره ی اکبیری وفضول واینا حرفا اهان با …

دانلود رمان شـهرداد pdf از زهرا سادات با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان زهرا سادات مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان شـهرداد
با امدنت فصل جدیـدی را در زندگی ام به وجود اوردی…
وبا رفتنت تمام فصل های زندگی ام را به فصل خزان تبدیل کردی
رمان پیشنهادی:دانلود رمان تاوان شکستنم زهرا سادات
قسمت اول رمان شـهرداد
یخ زده از ترس روانی حاال اگـه مـیرفتی تـو خـونه چی مـیشـد همش قصدش این بود که من
مـیترسم یا نه اخه تـو فضولی نگیییییبببن پریـدم باال اووووف داییم بود
چی مـیگفتی با خـودت وروجک
هیچی دایی صددفعه گفتم وقتی مـیخـوای صدا بزنی اروم صدا بزن این چه عادتیه شما
داری داد مـیزنی
داییم؛ دوست دارم مشکلیه
اره مشکلیه بعدشم اومدم از بغلش رد شم با یه حرکت بلندم کرد داد مـیزدم دایی بز ارم
پایین داییییی ولی گوشش بدهکـار نبود اخر از روش خـودم استفاده کردم گوششو گـاز گرفتم
یه جیغ بنفش کشیـد وگذاشتم زمـین نگین برات دارم افتاد دنبالم تـو حیاط مامانجونم من
مـیـدوییـدم اون مـیـدوییـد تا اینکه یه جا خـوردم زمـین اومد باال سرم
بگو غلط کردم
عمرا
بگو نگین به نغعتـه
نچ نمـیگم افتاد به جونم انقدر قلقلکم داد که دیگـه داشتم مـیمـیردم
بگو غلط کردم
نچ نمـیگمبدترمـیکنم دیگـه داشتم کم مـیوردم اومدم بگم دایی غلط کردم که مامانجونم دایی ر ا صدا زد
ولش کن بیاین ناهار داییم؛ حیف که مامان صدا زد وگرنه برات داشتم از رو زمـین بلند شـدم
زبون براش دراوردم رفتم تـوخـونه…
اخ جون ناهار قورمه سبزی بود پریـدم مامانجونمو بوس کردم گفتم عاشقتم مامان جون
بشین بچه کم زبون بریز بعد از اینکه ناهارمو خـوردم رفتم تـو اتاق تا یکم بخـوابم داییمم
اومد یکم اونور تر من خـوابیـد نگین؟
جونم!
اون حرفارو با کی بودی؟
کدوم حرفارو؟
همون پسره ی اکبیری وفضول واینا حرفا
اهان با …

لینک دانلود رمان شهرداد  

  • 63 views