دانلود رمان طعم جنون  از باران

دانلود رمان طعم جنون  از باران

ژانر :

طعم جنون پسری که پدر خود را از دست داده و سر خاک پدرش غریبه ای را میبیند آشناو . اول رمان طعم جنون یهو همه باصدای بلند زدیم زیر خنده. کال مارال دلقک بود من دست دالرامو کشیدمو رفتیم سمت اتاقه مارال قده این دو هفته ای رو که نبود میخواستم بغلش کنم بعدم یه دل سیر بغلش کردمنه دیگه بدون شما دوتا هرگزززخب دیگه دلی حاال بدونه ما میری مسافرت اره؟؟ دالرام بلند شد و لباساشو عوض کرد منم عوض کردم یه شلواره جین خاکستری با تی شرت خاکستری موهامم دورم باز گذاشتم بعدم مارال اومدو یه نیم ساعتی تو اتاق با هم سه تایی حرف زدیم چشم حنا جونم االن میااایمبچه ها بیاید کمک کنید ناهارو بکشیم واااای اخ جووووووون فسنجون . شروع کردیم به چیدن میزو دایی محمد و عمو فرید )شوهرخالم(هم رسیدن ناهارو با شوخیا و مسخره بازیه مانی و مارال خوردیم مثه قدیما همون موقع ها که هممون تو این خونه جمع میشدیم دلم تنگ شده بود واسه این روزایه خوووب بچه ها برنامه فرداتون چیه؟؟؟ هیچی تو برنامه ای داری مارال؟؟؟ اره تولده یکی از دوستایه مهرداده منم خب باالخره دعوتم دیگه شمام بیاین بریممثل این که پسره تازه از خارج اومده خیلیم خوشگله و خاصه بیاید شاید یکیتونو شوهر دادم بو سرکه تون همه جارو برداشته هه هه تو الزم نکرده به فکر ما باشی عزیزم بپا خودت نترشی واال اگه به تو که این جوری دست دست میکنی تا اخر عمرت باید با مهرداد دوست بمونی ببین کی گفتم دلی جونم چرا حرص میخوری ؟!خب تو که سرت از جایه گرم بلند میشه هممون میدونیم این مانیه احمق چجوری واسه

دانلود رمان طعم جنون pdf از باران با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان باران مـیباشـد

موضوع رمان عاشقانه
خلاصه رمان طعم جنون
پسری که پدر خـود را از دست داده و سر خاک پدرش غریبه ای را مـیبیند آشناو .
رمان پیشنهادی:دانلود رمان ازلیت باران
قسمت اول رمان طعم جنون
یهو همه باصدای بلند زدیم زیر خنده.
کـال مارال دلقک بود
من دست دالرامو کشیـدمو رفتیم سمت اتاقه مارال
قده این دو هفتـه ای رو که نبود مـیخـواستم
بغلش کنم
بعدم یه دل سیر بغلش کردمنه دیگـه بدون شما دوتا هرگزززخب
دیگـه دلی حاال بدونه ما مـیری مسافرت اره؟؟
دالرام بلند شـد و لباساشو عوض کرد منم عوض کردم
یه شلواره جین خاکستری با تی شرت خاکستری موهامم دورم باز گذاشتم
بعدم مارال اومدو یه نیم ساعتی تـو اتاق با هم سه تایی حرف زدیم
چشم حنا جونم االن مـیااایمبچه ها بیایـد کمک کنیـد ناهارو بکشیم
واااای اخ جووووووون فسنجون .
شروع کردیم به چیـدن مـیزو دایی محمد و عمو فریـد )شوهرخالم(هم رسیـدن
ناهارو با شوخیا و مسخره بازیه مانی و مارال خـوردیم مثه قدیما
همون موقع ها که هممون تـو این خـونه جمع مـیشـدیم
دلم تنگ شـده بود واسه این روزایه خـوووب
بچه ها برنامه فرداتـون چیه؟؟؟
هیچی تـو برنامه ای داری مارال؟؟؟
اره تـولده یکی از دوستایه مهرداده منم خب باالخره دعوتم دیگـه شمام بیاین بریممثل این که
پسره تازه از خارج اومده خیلیم خـوشگله و خاصه بیایـد شایـد یکیتـونو شوهر دادم بو
سرکه تـون همه جارو برداشتـه
هه هه تـو الزم نکرده به فکر ما باشی عزیزم بپا خـودت نترشی واال اگـه به تـو که این جوری دست
دست مـیکنی تا اخر عمرت بایـد با مهرداد دوست بمونی ببین کی گفتم
دلی جونم چرا حرص مـیخـوری ؟!خب تـو که سرت از جایه گرم بلند مـیشـه هممون مـیـدونیم این
مانیه احمق چجوری واسه

لینک دانلود رمان طعم جنون  

  • 23 views