دانلود رمان عروس اعدامی  از هستی صفرپور

دانلود رمان عروس اعدامی  از هستی صفرپور

ژانر : - -

عروس اعدامی درمورد دختری به نام آرزو هست که با دوستش به دنبال کار میگرده تا اینکه در یک بانک مشغول به کار میشه… همه چی خوب پیش میره تا اینکه رئیس عوض میشه و این رئیس جدید انقدرا هم با آرزو خوب نیست نمیدونم این لیسانس به چه درد میخوره خیلی جالبه بشینی ١۶ سال درس بخونی که بخوای این مدرک کوفتی رو بگیری آخرش بیای بشینی گوشه خونه یه روزنامه و خودکار قرمز به دست دنبال کار بچرخی رشته مسخره ای هم انتخاب کردم حسابداری از شانس بدم پدرمم مثل این رمانا یه پارتی نداره من برم یه شرکتی چیزی یا پارتیاش سرایدار هستن یا مثل خودش فرش فروش یا دکتر و مهندس که بدرد من نمیخوره مادرم اونموقع ها میگفته آرزو جان بشین سر لشت یه رشته درست حسابی بخون که آخر یه کاره شی منم یک دنده بودنم گل کرده بود میگفتم نخیرررر من فقط حسابداری میخونم مامانمم چون خیلی بهم محبت داشت چیز خاصی نمیگفت یهو با داد مامان رشته افکارم پاره شد اول رمان عروس اعدامی مامان آرزوووو بیا ناااهار کوووفت کن اِهِم، اینم یک جور از محبتاش با اینکه بابا فرش فروش بود اما ی ه خونه دوبلکس ویلایی داشتیم منم اونموقع ها که داشتیم این و میخری دیم ذوق مرگ شدم گفتم میخوام اتاقم طبقه بالا باشه اما الان عین چی پشیمونم رفتم طبقه پایین بوی قرمه سبزی همه جا پیچیده بو د مامان لباس بیرو ن و پو شیده بود رفتم آشپزخون ه من : کجا داری میری ؟ اونجا باش م۴ فوزی ه منتظرمه الان دی ر م یشه بای د ساعت بازم…

دانلود رمان عروس اعدامـی pdf از هستی صفرپور با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان هستی صفرپور مـیباشـد
موضوع رمان:طنز/کلکلی/عاشقانه

خلاصه رمان عروس اعدامـی
درمورد دختری به نام آرزو هست که با دوستش به دنبال کـار مـیگرده
تا اینکه در یک بانک مشغول به کـار مـیشـه… همه چی خـوب پیش مـیره
تا اینکه رئیس عوض مـیشـه و این رئیس جدیـد انقدرا هم با آرزو خـوب نیست
نمـیـدونم این لیسانس به چه درد مـیخـوره خیلی جالبه بشینی ١۶ سال درس بخـونی
که بخـوای این مدرک کوفتی رو بگیری آخرش بیای بشینی گوشـه
خـونه یه روزنامه و خـودکـار قرمز به دست دنبال کـار بچرخی
رشتـه مسخره ای هم انتخاب کردم حسابداری از شانس بدم پدرمم
مثل این رمانا یه پارتی نداره من برم یه شرکتی چیزی یا پارتیاش سرایـدار هستن
یا مثل خـودش فرش فروش یا دکتر و مهندس که بدرد من نمـیخـوره
مادرم اونموقع ها مـیگفتـه آرزو جان بشین سر لشت یه رشتـه درست حسابی بخـون که آخر یه کـاره شی
منم یک دنده بودنم گل کرده بود مـیگفتم نخیرررر من فقط حسابداری مـیخـونم
مامانمم چون خیلی بهم محبت داشت چیز خاصی نمـیگفت یهو با داد مامان رشتـه افکـارم پاره شـد
رمان پیشنهادی:دانلود رمان کیش و مات مرضیه یگـانه
قسمت اول رمان عروس اعدامـی
مامان آرزوووو بیا ناااهار کوووفت کن
اِهِم، اینم یک جور از محبتاش با اینکه بابا فرش فروش بود اما ی ه خـونه دوبلکس
ویلایی داشتیم منم اونموقع ها که داشتیم این و مـیخری دیم ذوق مرگ شـدم
گفتم مـیخـوام اتاقم طبقه بالا باشـه اما الان عین چی پشیمونم
رفتم طبقه پایین بوی قرمه سبزی همه جا پیچیـده بو د
مامان لباس بیرو ن و پو شیـده بود رفتم آشپزخـون ه
من : کجا داری مـیری ؟
اونجا باش م۴ فوزی ه منتظرمه الان دی ر م یشـه بای د ساعت
بازم…

لینک دانلود رمان عروس اعدامی  

  • 86 views