دانلود رمان عروس زیبای من  از آیسا سادات حسینی

دانلود رمان عروس زیبای من  از آیسا سادات حسینی

ژانر : -

عروس زیبای من این داستان در مورد دختری زیبا و باهوش به اسم تیارا است که در دوران نوجوانی به آیهان معلم کلاس های کنکورش دل می بازد روزگار می گذرد تا این احساس دو طرفه میشود و قصد ازدواج دارند اما همه چی با دخالت فرید پسر یکی از دوستان پدر تیارا به هم میخورد و باید دید سرنوشت این سه نفر در آخر چگونه رقم میخورد.. اول رمان عروس زیبای من از مزون بیرون اومدیم بالاخره بعده یه ماه لباس عروسم و انتخاب کرده بودم به اجبار رو به فرید کردم و گفتم: فرید قشنگ بود؟دوسش داشتی؟ بوسه ی پر از عشق فرید رو گونم نشست آره خانومم مگه میشه شما چیزی انتخاب کنی و بد باشه؟اتفاقا خیلیم خوشگل بود درست مثل خودت ھیکلت و کشیده تر و رو فرم تر نشون میداد لبخندي به اجبار روش زدم و باھاش ھم قدم شدم. سوار ماشین فرید که شدیم سریع کفشامو در آوردم و کمی صندلی رو خوابوندم قرار بود عقد و عروسیمون تو یهروز باشھ برای ھمین انجام کارامون فشرده شده بود و صبح تا شب درگیر خرید و کارای عقد و عروسی بودیم.فرید ماشین و روشن کرد و لبخند بھ لب گفت: ای جان خانومم خسته شده یھ ھفتھ بیشتر نمونده رفتیم خونه خودمون کلا استراحت كن. چشماي غمگینم و رو ھم گذاشتم و سرم و به سمت پنجره چرخوندم. ھنوزم نمي تونستم باور كنم به این زودي دارم عروس مي شم. نیم ساعت بعد ماشین فرید كنار درخونه بابا نگھ داشت. با فرید از ماشین پیاده شدیم و رفتیم داخل مامان مثل ھمیشھ با ظاھری آراسته….    

دانلود رمان عروس زیبای من pdf از آیسا سادات حسینی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان آیسا سادات حسینی مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه/غمـگین
خلاصه رمان عروس زیبای من
این داستان در مورد دختری زیبا و باهوش به اسم تیارا است که در دوران نوجوانی به آیهان
معلم کلاس های کنکورش دل مـی بازد روزگـار مـی گذرد تا این احساس دو طرفه مـیشود و
قصد ازدواج دارند اما همه چی با دخالت فریـد پسر یکی از دوستان پدر تیارا به هم مـیخـورد و
بایـد دیـد سرنوشت این سه نفر در آخر چگونه رقم مـیخـورد..
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان خیس مثل باران
قسمت اول رمان عروس زیبای من
از مزون بیرون اومدیم بالاخره بعده یه ماه لباس عروسم و انتخاب کرده
بودم به اجبار رو به فریـد کردم و گفتم:
فریـد قشنگ بود؟دوسش داشتی؟
بوسه ی پر از عشق فریـد رو گونم نشست
آره خانومم مـگـه مـیشـه شما چیزی انتخاب کنی و بد باشـه؟اتفاقا خیلیم
خـوشگل بود درست مثل خـودت ھیکلت و کشیـده تر و رو فرم تر نشون
مـیـداد
لبخندي به اجبار روش زدم و باھاش ھم قدم شـدم. سوار ماشین فریـد که
شـدیم سریع کفشامو در آوردم و کمـی صندلی رو خـوابوندم قرار بود عقد
و عروسیمون تـو یهروز باشھ برای ھمـین انجام کـارامون فشرده شـده بود
و صبح تا شب درگیر خریـد و کـارای عقد و عروسی بودیم.فریـد ماشین و
روشن کرد و لبخند بھ لب گفت:
ای جان خانومم خستـه شـده
یھ ھفتھ بیشتر نمونده رفتیم خـونه خـودمون کلا استراحت كن. چشماي
غمـگینم و رو ھم گذاشتم و سرم و به سمت پنجره چرخـوندم. ھنوزم نمي
تـونستم باور كنم به این زودي دارم عروس مي شم. نیم ساعت بعد ماشین
فریـد كنار درخـونه بابا نگھ داشت. با فریـد از ماشین پیاده شـدیم و رفتیم
داخل مامان مثل ھمـیشھ با ظاھری آراستـه….
 
 

لینک دانلود رمان عروس زیبای من 

  • 32 views