دانلود رمان عشق ناشدنی  از سِوما غفاری

دانلود رمان عشق ناشدنی  از سِوما غفاری

ژانر : -

عشق ناشدنی دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه‌شان را نزده است. این دو نفر سرنوشتشان به هم گره می خورد. دست در دست هم می گذارند و زندگی را در عشقشان خلاصه می کنند، اما اشتباهشان همین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر اجازه ی چشیدن طعم عشق را به آنان نمی دهد و با تولد قدرت های خطرناک، دوره ی جدیدی از سحر و جادو آغاز می شود. قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ می اندازد. جادوهایی که تا حالا نظیرشان نه دیده شده و نه شنیده شده. سرانجام عاشق از معشوق جدا می ماند و آن گاه است که…. اول رمان عشق ناشدنی برای آخرین بار به خودم تو آینه نگاه کردم. اولین چیزی که در اجزای صورتم، به چشمم خورد، چشم های سیاهم بود که خیلی دوستشون داشتم. دستی به موهای قهوه ای رنگم کشیدم. از نظر خیلی ها، موهای صاف زیباتر بودن ولی من همین موهای فر خودم رو دوست داشتم چون چهرم رو زیباتر می کرد. به چهرم نگاه کردم. با اینکه بیست و یک سالم بود ولی قیافم جوون تر نشون می داد و همین ویژگی، یکی دیگه از علت های زیباییم بود. صدای ریتا ، خواهر کوچک ترم من رو از فکر خارج کرد : کاترینا ، کاترینا . کاترینا: اومدم توی آینه واسه خودم چشمکی زدم و از اتاقم خارج شدم . درحالی که از پله ها پایین می رفتم رو به دوست هام که در ابتدای پله ها وایساده بودن گفتم: شما چرا این قدر عجله دارین ؟ مسابقه ی دو که نیست ……

دانلود رمان عشق ناشـدنی pdf از سِوما غفاری با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان سِوما غفاری مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه/فانتزی
     خلاصه رمان عشق ناشـدنی
دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه‌شان را نزده است.
این دو نفر سرنوشتشان به هم گره مـی خـورد. دست در دست هم مـی گذارند و زندگی را
در عشقشان خلاصه مـی کنند، اما اشتباهشان همـین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر
اجازه ی چشیـدن طعم عشق را به آنان نمـی دهد و با تـولد قدرت های خطرناک، دوره ی جدیـدی
از سحر و جادو آغاز مـی شود. قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ مـی اندازد. جادوهایی
که تا حالا نظیرشان نه دیـده شـده و نه شنیـده شـده. سرانجام عاشق از
معشوق جدا مـی ماند و آن گـاه است که….
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان شمس القمر
قسمت اول رمان عشق ناشـدنی
برای آخرین بار به خـودم تـو آینه نگـاه کردم. اولین چیزی که در اجزای
صورتم، به چشمم خـورد، چشم های سیاهم بود که خیلی دوستشون داشتم.
دستی به موهای قهوه ای رنگم کشیـدم. از نظر خیلی ها، موهای صاف
زیباتر بودن ولی من همـین موهای فر خـودم رو دوست داشتم چون
چهرم رو زیباتر مـی کرد. به چهرم نگـاه کردم.
با اینکه بیست و یک سالم بود ولی قـیافم جوون تر نشون مـی داد و
همـین ویژگی، یکی دیگـه از علت های زیباییم بود.
صدای ریتا ، خـواهر کوچک ترم من رو از فکر خارج کرد : کـاترینا ،
کـاترینا .
کـاترینا: اومدم
تـوی آینه واسه خـودم چشمکی زدم و از اتاقم خارج شـدم . درحالی که
از پله ها پایین مـی رفتم رو به دوست هام که در ابتدای پله ها وایساده
بودن گفتم: شما چرا این قدر عجله دارین ؟ مسابقه ی دو که نیست ……

لینک دانلود رمان عشق ناشدنی 

  • 78 views