دانلود رمان فروشی نیست  از ساحل زندی

دانلود رمان فروشی نیست  از ساحل زندی

ژانر : - -

فروشی نیست داستان درمورد دختری به اسم ناتالیاست که زندگیشو توی یه پرورشگاه گذرونده و استعداد خاصی توی موسیقی و نقاشی داره و همین استعداد باعث میشه هدف یه باند قاچاقه انسان قرار بگیره در برخورد با اعضایه باندی که مسیر زندگیش رو عوض میکنن.دختر روسی که شباهتی به روس ها نداره!دختری با کلی راز کشف نشده درمورد زندگی گذشته و آینده ای که حتی در محالترین باورتون نمیگنجه و زمانه حالی که به اجبار و زورگویی داره میگذره! اما چیزی درمورد ناتالیا وجود داره تو اینهمه بدبختی عشقیه که در کماله ناباوری جوونه میزنه و رشد میکنه اول رمان فروشی نیست موهای خوش رنگ و خوش حالت جسی رو نوازش کردم و رو به ایزابلا گفتم: ممنون که بازم به جسی سر میزنین!اون الان اینجا کلی دوست پیدا کرده.دیگه لازم نیست نگرانش باشین. حقیقت این بود که جسی نمیتونست با کسی ارتباط برقرار کنه.ایزابلا زنی که اونو توی جاده بعد از تصادف و مرگ پدر و مادرش پپیدا کرده بود اینو خوب درک نمیکرد!نمیدونست که بعد از اون حادثه جسی نمیتونه مثل خیلی از بچها شاد باشه و راحت زندگی کنه اما شاید اینطوری بهتر و بود میتونستم الکی خیالشو راحت کنم که جسی با قضیه کنار اومده در حالیکه اون فقط با من حرف میزد و فقط وقتی من بودم میخوابید یا غذا میخورد. با این حال انگار ایزابل متوجه دروغ من شد و گفت: وقتی اوردمش به این پرورشگاه سعی کردم دیگه درموردش نگران نباشم اما انگار اونقدرا هم که تو میگی اوضاع خوب نیست!مدیر پرورشگاه بهم گفته که اون فقط با تو راحته و بدون تو حتی غذا هم…

دانلود رمان فروشی نیست pdf از ساحل زندی لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان ساحل زندی مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/هیجانی/رازآلود

خلاصه رمان فروشی نیست
داستان درمورد دختری به اسم ناتالیاست که زندگیشو تـوی یه پرورشگـاه گذرونده و
استعداد خاصی تـوی موسیقـی و نقاشی داره و همـین استعداد باعث مـیشـه هدف یه باند
قاچاقه انسان قرار بگیره در برخـورد با اعضایه باندی که مسیر زندگیش رو عوض مـیکنن.دختر روسی
که شباهتی به روس ها نداره!دختری با کلی راز کشف نشـده درمورد زندگی گذشتـه و آینده ای که
حتی در محالترین باورتـون نمـیگنجه و زمانه حالی که به اجبار و زورگویی داره مـیگذره! اما چیزی
درمورد ناتالیا وجود داره تـو اینهمه بدبختی عشقـیه که در کماله ناباوری جوونه مـیزنه و رشـد مـیکنه
رمان پیشنهادی:دانلود رمان شبیه یک مرداب ساحل زندی
قسمت اول رمان فروشی نیست
موهای خـوش رنگ و خـوش حالت جسی رو نوازش کردم و رو به ایزابلا گفتم:
ممنون که بازم به جسی سر مـیزنین!اون الان اینجا کلی
دوست پیـدا کرده.دیگـه لازم نیست نگرانش باشین.
حقـیقت این بود که جسی نمـیتـونست با کسی ارتباط برقرار کنه.ایزابلا زنی که
اونو تـوی جاده بعد از تصادف و مرگ پدر و مادرش پپیـدا کرده بود
اینو خـوب درک نمـیکرد!نمـیـدونست که بعد از اون حادثه جسی نمـیتـونه مثل خیلی
از بچها شاد باشـه و راحت زندگی کنه اما شایـد اینطوری بهتر و
بود مـیتـونستم الکی خیالشو راحت کنم که جسی با قضیه کنار اومده در حالیکه
اون فقط با من حرف مـیزد و فقط وقتی من بودم مـیخـوابیـد یا غذا
مـیخـورد.
با این حال انگـار ایزابل متـوجه دروغ من شـد و گفت:
وقتی اوردمش به این پرورشگـاه سعی کردم دیگـه درموردش نگران نباشم
اما انگـار اونقدرا هم که تـو مـیگی اوضاع خـوب نیست!مدیر پرورشگـاه
بهم گفتـه که اون فقط با تـو راحتـه و بدون تـو حتی غذا هم…

لینک دانلود رمان  فروشی نیست  

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0