دانلود رمان لیلای من  از لیلا رضایی مستقیم

دانلود رمان لیلای من از لیلا رضایی مستقیم

ژانر : -

لیلا دختر زیبا از خانواده ای فقیر مادر لیلا به خاطر بیماری قلبی و در اثر بی توجهی های پدر لیلا و ندادن هزینه عمل فوت می کنه با آمدن نامادری و مشکلاتی که نامادری برای لیلا درست می کنه پدر لیلا اونو به شمال پیش پدربزرگش تبعید می کنه لیلا اونجا به پسری از یک خانواده پولدار و اصیل به نام یاشار آشنا می شه یاشار ناراحتی روانی و ناتوانی جنسی داره اول رمان لیلا لیلا بیا اینجا عزیزیم می خوام موهاتو شونه بزنم لیلا مقابل در، لحظاتی بر چهره رنجور مادرش نگاه كرد و لبخندی تصنعی بر لب نشاند، به سمت در رفت مقابلش :نشست و گفت زحمتتون م ی شه :مادر لبخندی بر لب نهاد و گفت برگرد بب ینم، اینقدر هم واسه من لفظ قلم صحبت نكن :لیلا پشت به او نشست و گفت م ی بخشید كه پشت به شما كردم : مادر شانه را روی موهای بلند و سیاهرنگش كشید و گفت گل من پشت و رو نداره :لحظاتی در سكوت موهایش را شانه زد و بعد بی مقدمه گفت غم و اندوه واسه همه است خدا ه یچ بنده ایش رو بی غم نیافریده و توی همین لحظه هاست كه آدمها احساس تنهایی می كنند در این مواقع هم نباید هر كسی رو همدم دونست فقط با توكل به خداست كه می شه این لحظات رو پشت سر گذاشت بالاخره هم روزهای سخت می گذره و وقتی هم كه گذشت و برگردی به عقب و ببینی كه صبورانه اون روزها رو با توكل به خدا پشت سر گذاشتی تمام تلخیها و زشتیها، شیرین و زیبا میشه

دانلود رمان لیلای من pdf از لیلا رضایی مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان لیلا رضایی مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان لیلای من

لیلا دختر زیبا از خانواده ای فقـیر مادر لیلا به خاطر بیماری قلبی و در اثر بی تـوجهی های
پدر لیلا و ندادن هزینه عمل فوت مـی کنه با آمدن نامادری و مشکلاتی که نامادری برای
لیلا درست مـی کنه پدر لیلا اونو به شمال پیش پدربزرگش تبعیـد مـی کنه لیلا اونجا به
پسری از یک خانواده پولدار و اصیل به نام یاشار آشنا مـی شـه یاشار ناراحتی روانی و
ناتـوانی جنسی داره
رمان پیشنهادی:دانلود رمان گناهکـاران عطیه شکری
قسمت اول رمان لیلای من
لیلا لیلا بیا اینجا عزیزیم مـی خـوام موهاتـو شونه بزنم لیلا مقابل در، لحظاتی بر چهره
رنجور مادرش نگـاه كرد و لبخندی تصنعی بر لب نشاند، به سمت در رفت مقابلش :نشست و
گفت زحمتتـون م ی شـه :مادر لبخندی بر لب نهاد و گفت برگرد بب ینم، اینقدر هم واسه من
لفظ قلم صحبت نكن :لیلا پشت به او نشست و گفت م ی بخشیـد كه پشت به شما كردم :
مادر شانه را روی موهای بلند و سیاهرنگش كشیـد و گفت گل من پشت و رو نداره :لحظاتی در
سكوت موهایش را شانه زد و بعد بی مقدمه گفت غم و اندوه واسه همه است خدا ه یچ بنده ایش
رو بی غم نیافریـده و تـوی همـین لحظه هاست كه آدمها احساس تنهایی مـی كنند در این مواقع هم
نبایـد هر كسی رو همدم دونست فقط با تـوكل به خداست كه مـی شـه این لحظات رو پشت سر گذاشت
بالاخره هم روزهای سخت مـی گذره و وقتی هم كه گذشت و برگردی به عقب و ببینی كه صبورانه اون
روزها رو با تـوكل به خدا پشت سر گذاشتی تمام تلخیها و زشتیها، شیرین و زیبا مـیشـه

لینک دانلود رمان لیلای من

  • 32 views