دانلود رمان ماموریت خانم فداکار  از کیانا بهمن زاد 

دانلود رمان ماموریت خانم فداکار  از کیانا بهمن زاد 

ژانر : - -

ماموریت خانم فداکار رمان درباره دختریه به اسم نفس که به خاطر بدهی های هنگفتی که پدرش بالا آورده مجبور میشه برای پاس کردن همه بدهی ها تن به انجام کاری بده که تمام مسیر زندگیشو تغییر میده ماموریتی که توی اون باید سعی کنه یه دختر شروشیطون و بازیگوش باشه تا طی اون باعث بشه یه نفر گذشته هاشو فراموش کنه و تغییر کنه.. اول رمان ماموریت خانم فداکار جلوی در کلاس که وایسادم با شنیدن صدای نیلی که معلوم بود داره حضور غیاب میکنه بدون اینکه در بزنم و اجازه بگیرم سریع درو باز کردم که این جور مواقع هم شانس باهات یاره هم… نیلی_خانوم فرخی سریع گفتم: حاظر استاد نیلی با شنیدن صدای باز شدن در به سمتم برگشت با دیدنم یکم اخم کرد کلاس توی سکوت فرو رفته بود نگاه نگران نگارو روی خودم حس میکردم بیشتر از همه نگاه تمسخرآمیز اون چلغوز آزارم میداد تا نگاهای سنگین بقیه بچه ها و حتی استاد نیلی_این بار چندمه که شما دیر حاظر میشید؟ دستی به مقنعم کشیدمو سری به معنای عذرخواهی تکون دادم واقعا حرفی برای گفتن نداشتم هرچند نمیتونستم بهش بگم که قبلا از عمد سر کلاسش دیر حاظر میشدم اما الان واقعا اتفاقی بود دیگه تکرار نمیشه نیلی_هربارم که همینو عرض میکنید کیانی_از پس ایشون فقط در حد شعار زدن هستن استاد با شنیدن این حرف کیانی ناخنامو توی دستم فشار دادم همه بچه ها زدن زیر خنده خوب منظور حرفشو گرفته بودن اما وقتی یاده بلایی که سر ماشینش آورده بودم می افتادم جیگرم خنک میشد و به خاطراینکه این …

دانلود رمان ماموریت خانم فداکـار pdf از کیانا بهمن زاد با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان کیانا بهمن زاد مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی/همخـونه ای
خلاصه رمان ماموریت خانم فداکـار
رمان درباره دختریه به اسم نفس که به خاطر بدهی های هنگفتی که پدرش بالا آورده
مجبور مـیشـه برای پاس کردن همه بدهی ها تن به انجام کـاری بده که تمام مسیر
زندگیشو تغییر مـیـده ماموریتی که تـوی اون بایـد سعی کنه یه دختر شروشیطون و
بازیگوش باشـه تا طی اون باعث بشـه یه نفر گذشتـه هاشو فراموش کنه و تغییر کنه..
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان تاوان عشق مشترک کیانا بهمن زاد
قسمت اول رمان ماموریت خانم فداکـار
جلوی در کلاس که وایسادم با شنیـدن صدای نیلی که معلوم بود داره حضور غیاب مـیکنه
بدون اینکه در بزنم و اجازه بگیرم سریع درو باز کردم که این جور مواقع هم شانس باهات یاره هم…
نیلی_خانوم فرخی
سریع گفتم: حاظر استاد
نیلی با شنیـدن صدای باز شـدن در به سمتم برگشت با دیـدنم یکم اخم کرد
کلاس تـوی سکوت فرو رفتـه بود نگـاه نگران نگـارو روی خـودم حس مـیکردم بیشتر
از همه نگـاه تمسخرآمـیز اون چلغوز آزارم مـیـداد تا نگـاهای سنگین بقـیه بچه ها و حتی استاد
نیلی_این بار چندمه که شما دیر حاظر مـیشیـد؟
دستی به مقنعم کشیـدمو سری به معنای عذرخـواهی تکون دادم واقعا حرفی
برای گفتن نداشتم هرچند نمـیتـونستم بهش بگم که قبلا از عمد سر کلاسش دیر حاظر مـیشـدم اما الان واقعا اتفاقـی بود
دیگـه تکرار نمـیشـه
نیلی_هربارم که همـینو عرض مـیکنیـد
کیانی_از پس ایشون فقط در حد شعار زدن هستن استاد
با شنیـدن این حرف کیانی ناخنامو تـوی دستم فشار دادم همه بچه ها زدن زیر خنده خـوب
منظور حرفشو گرفتـه بودن اما وقتی یاده بلایی که سر ماشینش آورده بودم مـی افتادم
جیگرم خنک مـیشـد و به خاطراینکه این …

لینک دانلود رمان ماموریت خانم فداکار 

  • 60 views