دانلود رمان مست عشق  از فاطمه هاشمی 

دانلود رمان مست عشق از فاطمه هاشمی 

ژانر :

مشت عشق رمان در مورد دختری به اسم برکه اس که فقط ۱۵سالشه و هنوز نامردی روز گارو ندیده پدر برکه تو یه شرکت تولیدی کار میکنه ولی بخاطر یه اشتباه یکی از قرار دادای مهم شرکت فسخ میشه رئیس شرک شرطی میزاره که فقط برکه از پسش بر میاد ولی چه قبول کنن چه نکنن خیلی ضرر میکنن اما برکه دختر ساده داستان وسیله انتقام رئیس سنگ دل میشه این وسط عشق پر از عذابی ب وجود میاد که باعث میشه………… اول رمان تو هردو دستم کیسه های خریدم بود از اون جایی که تا یه ماه دیگه مدرسه شروع میشه و میرم دبیرستان باید خیلی درس بخونم و وقت خوش گذرونی ندارم این روزا فقط با دوستام بیرونم آروم درو باز کردم و رفتم داخل چه خبره مامانم داره داد میزنه بابامم همین طور اصلا متوجه من نشدن تا حالا اینجوری تو خونمون دعوا نشده بود با حرفاشون چشمام باز مونده بود و دهنم باز نمیشد بابا_ بسه دیگه همتا اون مرتیکه گفته من که قبول نمیکنم مامان_ آخه مهرداد چرا دقت نکردی بخاطر اون قرارداد مزخرف زندگیمون زیر ورو میشه بابا_ باشه عزیزم آروم باش الان برکه میرسه میفهمه فکرش بهم میریزه تازه به خودم اومدم پشت ستونی که نزدیک در بود قایم شدم بابا_ همتا من هیچوقت نمیزارم برکه با اون مرتیکه ازدواج کنم نمیزارم دخترم تو این سن بره خونه بخت بختی که ایلیا سیاهش میکنه…

دانلود رمان مست عشق pdf از فاطمه هاشمـی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان فاطمه هاشمـی مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه
     خلاصه رمان مشت عشق
رمان در مورد دختری به اسم برکه اس که فقط ۱۵سالشـه و هنوز نامردی روز گـارو ندیـده
پدر برکه تـو یه شرکت تـولیـدی کـار مـیکنه ولی بخاطر یه اشتباه یکی از قرار دادای مهم شرکت فسخ مـیشـه
رئیس شرک شرطی مـیزاره که فقط برکه از پسش بر مـیاد
ولی چه قبول کنن چه نکنن خیلی ضرر مـیکنن اما برکه
دختر ساده داستان وسیله انتقام رئیس سنگ دل مـیشـه
این وسط عشق پر از عذابی ب وجود مـیاد که باعث مـیشـه…………
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان جان شـهرزاد
دانلود رمان شریک آرزویم باش
دانلود رمان اجبار زیبا
قسمت اول رمان مست عشق
تـو هردو دستم کیسه های خریـدم بود از اون جایی که تا یه ماه دیگـه مدرسه شروع مـیشـه و
مـیرم دبیرستان بایـد خیلی درس بخـونم و وقت خـوش گذرونی ندارم این روزا فقط با دوستام بیرونم
آروم درو باز کردم و رفتم داخل چه خبره
مامانم داره داد مـیزنه بابامم همـین طور اصلا متـوجه من نشـدن تا حالا اینجوری تـو خـونمون دعوا نشـده بود
با حرفاشون چشمام باز مونده بود و دهنم باز نمـیشـد
بابا_ بسه دیگـه همتا اون مرتیکه گفتـه من که قبول نمـیکنم
مامان_ آخه مهرداد چرا دقت نکردی بخاطر اون قرارداد مزخرف زندگیمون زیر ورو مـیشـه
بابا_ باشـه عزیزم آروم باش الان برکه مـیرسه مـیفهمه فکرش بهم مـیریزه
تازه به خـودم اومدم پشت ستـونی که نزدیک در بود قایم شـدم
بابا_ همتا من هیچوقت نمـیزارم برکه با اون مرتیکه ازدواج کنم نمـیزارم دخترم تـو این سن بره خـونه بخت بختی که ایلیا
سیاهش مـیکنه…

لینک دانلود رمان مست عشق

  • رمان های مشابه
  • دیدگاه ها0