دانلود رمان من پسر نیستم  از مبینا.قاف

دانلود رمان من پسر نیستم  از مبینا.قاف

ژانر :

من پسر نیستم مها دختری که با تغییراتی به وضوح در ظاهرش، وارد عمارت بزرگ هخامنش در لندن می‌شه! ظاهری منحصر به فرد. با ظاهر یک مذکر! اما رئیس عمارت برای چی به دنبال یک بدل میگرده؟ دست آخر، قصه مهای در ظاهر پسر و افراد داخل عمارت چی می‌شه؟ اول رمان من پسر نیستم برگشتم بب ینم کی ه که اکیپ خوشگلا رو دیدم(همون چهار تا خوشگل همکلا سی) دیاکو:بنظر من دوستتون درست میگن،کار ه درست ی نی س که بخواین اونجا سرک بکشین سامیار:دور از ادبه اونم واسه ی ه خانم محترم آرزو:اگه یک ی ببینه چی میگ ه اخه!!!!! ! برگشتم به ساشا نگاه کردم تااونم حرفشو بزنه ول ی انگار اون مثل اینا سخنران ی ا ی نداشت که بکنه.. یه چشم غره به چهار تاشون انداختم و گفت م _فک نکنم آشنا شدن با مح یطی که دارم درس میخونم دور از ادب باشه ….ای ن که شما بدون نظر خواستن ازتون م یاین اینجا و سخنرانی میکنی ن دور از ادبه … بعدشم بدون توجه به اونا که با اخم بهم زل زده بودن دست پری و آرمان رو کشی دم و از اونجا دور ش دیم. ….  ر سیدیم خونه وتوو راه پله ها با ارمان قرار گذاشتی م که شب بریم هم ی ه گشتی تو شهر بزنی م هم اینکه شام بیرون بخوریم. .. وارد خونه که شدم بدون توجه به پ ری رفتم توو اتاق و دراز کشیدم…از پ ری ناراحت بودم ، لجبازی ه مزخرف پر ی باعث شد اونا هرچی دلشون میخواد به من بگن هی خدا ….دلم تنگ شده برا مامانم و فرهان وقتی به …

دانلود رمان من پسر نیستم pdf از مبینا.قاف با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان مبینا.قاف مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان من پسر نیستم

مها دختری که با تغییراتی به وضوح در ظاهرش، وارد عمارت بزرگ هخامنش در لندن مـی‌شـه!
ظاهری منحصر به فرد. با ظاهر یک مذکر! اما رئیس عمارت برای چی به دنبال یک بدل مـیگرده؟
دست آخر، قصه مهای در ظاهر پسر و افراد داخل عمارت چی مـی‌شـه؟
رمان پیشنهادی:دانلود رمان کل کلای منو غزل مسیحه زادخـو
قسمت اول رمان من پسر نیستم
برگشتم بب ینم کی ه که اکیپ خـوشگلا رو دیـدم(همون چهار تا خـوشگل همکلا سی)
دیاکو:بنظر من دوستتـون درست مـیگن،کـار ه درست ی نی س که بخـواین اونجا سرک بکشین
سامـیار:دور از ادبه اونم واسه ی ه خانم محترم
آرزو:اگـه یک ی ببینه چی مـیگ ه اخه!!!!! !
برگشتم به ساشا نگـاه کردم تااونم حرفشو بزنه ول ی انگـار اون مثل اینا سخنران ی ا ی نداشت که بکنه..
یه چشم غره به چهار تاشون انداختم و گفت م
_فک نکنم آشنا شـدن با مح یطی که دارم درس مـیخـونم دور از ادب باشـه ….ای ن
که شما بدون نظر خـواستن ازتـون م یاین اینجا و سخنرانی مـیکنی ن دور از ادبه …
بعدشم بدون تـوجه به اونا که با اخم بهم زل زده بودن دست پری و آرمان رو کشی دم و از اونجا دور ش دیم. ….
 ر سیـدیم خـونه وتـوو راه پله ها با
ارمان قرار گذاشتی م که شب بریم هم ی ه گشتی تـو شـهر بزنی م هم اینکه شام بیرون بخـوریم. ..
وارد خـونه که شـدم بدون تـوجه به پ ری رفتم تـوو اتاق و دراز کشیـدم…از پ ری ناراحت بودم ،
لجبازی ه مزخرف پر ی باعث شـد اونا هرچی دلشون مـیخـواد به من بگن
هی خدا ….دلم تنگ شـده برا مامانم و فرهان وقتی به …

لینک دانلود رمان  من پسر نیستم  

  • 23 views