دانلود رمان نبض تپنده  از ژیلا

دانلود رمان نبض تپنده  از ژیلا

ژانر : -

نبض تپنده داستان دختری به اسم شراره است که تو زندگی با وجود نفرتش از حس حقارت به طرز بدی تحقیر میشه ، شکست میخوره ، از پا نمیفته و برای بهتر شدن تلاش میکنه اول رمان نبض تپنده خسته تر از اونيم كه به نتيجه كارم فكر كنم برام مهم نيست هر چي ميخواد بشه بشه ، ديگه بالاتر از سياهي كه رنگي نيست اينم رو همه بدبختياي ديگه ام اصلا چه بهتر نشد هم نشد فوق فوقش خونه پرش اينه كه بازم يه پوزخند كج رو لب اين و اون  كه مشكل از خودشه : تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها فرقي هم نداره براي ناتوانيت تو اثبات توانائيهات باشه يا تو اثبات نكرده هات تو كه ديگه بايد اين چيزا رو خوب درك كني با پوست و گوشت و خونت مثل همين الانمثل همين نبض تپنده زير پوست كشيده تنت آه اين نبض تپنده همين نبض تپنده ست كه برت ميگردونه از اوهام و خيالات بيرون و پرتت ميكنه تو دنياي بيرحم و مروت دور و برت حقيقت سخت تر و كوبنده تر از پتك تو سرت ميخوره : تو هنوز زنده اي و اين نبض ادامه داره و مجبوري اين ادامه رو امتداد بدي و بكشي تا بيكران ها ، تا آخر سوختن و ساختن ، مثل همه سوختنهات و ساختنهات ، مثل همه داشته ها و نداشته هات بايد ادامه داد به سختي و با چنگ و دندون نه شري ؛ نه تحقير تو قاموس تو جايي نداره نبايد اجازه بدي كسي رنگ به رنگ شدن و كبودي چهره ات از عصبانيت و خشم درونت رو به حس زشت احساس حقارت تشبيه كنه اگه همه دنیا…

دانلود رمان نبض تپنده pdf از ژیلا با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان ژیلا مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی
خلاصه رمان نبض تپنده
داستان دختری به اسم شراره است که تـو زندگی با وجود نفرتش از حس حقارت
به طرز بدی تحقـیر مـیشـه ، شکست مـیخـوره ، از پا نمـیفتـه و
برای بهتر شـدن تلاش مـیکنه
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان مـیوه منحوس ژیلا
قسمت اول رمان نبض تپنده
خستـه تر از اونيم كه به نتيجه كارم فكر كنم برام مهم نيست هر چي
ميخـواد بشـه بشـه ، ديگـه بالاتر از سياهي كه رنگي نيست
اينم رو همه بدبختياي ديگـه ام اصلا چه بهتر نشـد هم نشـد فوق فوقش
خـونه پرش اينه كه بازم يه پوزخند كج رو لب اين و اون
 كه مشكل از خـودشـه : تا نباشـد چيزكي مردم نگويند چيزها فرقي
هم نداره براي ناتـوانيت تـو اثبات تـوانائيهات باشـه يا تـو اثبات
نكرده هات تـو كه ديگـه بايد اين چيزا رو خـوب درك كني با پوست و
گوشت و خـونت مثل همين الانمثل همين نبض تپنده زير
پوست كشيده تنت آه اين نبض تپنده همين نبض تپنده ست كه
برت ميگردونه از اوهام و خيالات بيرون و پرتت ميكنه تـو
دنياي بيرحم و مروت دور و برت حقيقت سخت تر و كوبنده تر از
پتك تـو سرت ميخـوره : تـو هنوز زنده اي و اين نبض ادامه
داره و مجبوري اين ادامه رو امتداد بدي و بكشي تا بيكران ها ، تا آخر
سوختن و ساختن ، مثل همه سوختنهات و ساختنهات ، مثل
همه داشتـه ها و نداشتـه هات بايد ادامه داد به سختي و با چنگ و دندون
نه شري ؛ نه تحقير تـو قاموس تـو جايي نداره نبايد اجازه بدي
كسي رنگ به رنگ شـدن و كبودي چهره ات از عصبانيت و
خشم درونت رو به حس زشت احساس حقارت
تشبيه كنه اگـه همه دنیا…

لینک دانلود رمان نبض تپنده 

  • 23 views