دانلود رمان نفس دوباره  از سپیده صادقی

دانلود رمان نفس دوباره  از سپیده صادقی

ژانر : - -

نفس دوباره زندگي دختري به نام نفس كه دوست پسر بازيگر داره زن سروان ازش جدا شده با سرگرد ازدواج كرده چرا ؟ رييس كيه؟ بخشي از رمان : و با قدم های بلندبه سمتم اومد  به به سلام سایه خانم ؛ چی شده برای چی گریه می کنی نکنه ، حتما کمیل ول کردی با یکی دیگه می خواهی بریزی رو هم اره؟ اول رمان نفس دوباره توی ماشین کنار ارسام تھرانی نشستم ارسام عینک افتابی بزرگی بھ چشم زده کلاھی سرش گذاشتھ کھ شناختھ نشھ حتما می خواھد مردم نفھمن من دوست دخترشم نفس بیا ھمین جا تمومش کنیم اون وقت می تونم دلیل تموم شدنش رو بدونم ارسام ،اخھ چرا؟ پوفی می کنھ نزدیک ٢٠ دقیقھ توی ماشین نشستیم ارسام سعی داره دوستی مون رو تموم کنھ اخھ اقا ارسام بازیگره سینما شده صداش رو شنیدم کھ ای کاش میمردم ؛ صداش رو نمی شنیدم نمی خواستم بھت این حرف رو بزنم نفس اما من الان می تونم با دخترھای قشنگ تر از تو باشم دخترھایی کھ مثل تو امل نباشن کھ حتی دست دادن با من رو گناه بدونن دوره ی این حرف ھا گذشتھ دیگھ بغل کردنم عادی شده راست می گی الان بھ نجابت داشتن می گن امل ،تو راست می گی الان بی غیرتی شده مدرن بود قبل از این کھ حرفم تموم بشھ دست ارسام بود خورد توی صورتم خفھ شو ،من بی غیرت نیست..قبل از این کھ حرفش تموم بشھ عینک اش رو از روی چشم ھاش برداشت من دوباره سیاھی چشم ھای ارسام رو دیدم از خورد توی صورتم خفھ شو…

دانلود رمان نفس دوباره pdf از سپیـده صادقـی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان سپیـده صادقـی مـیباشـد

موضوع رمان :پلیسی/عاشقانه/اجتماعی
خلاصه رمان نفس دوباره
زندگي دختري به نام نفس كه دوست پسر بازيگر داره
زن سروان ازش جدا شـده با سرگرد ازدواج كرده چرا ؟
رييس كيه؟
بخشي از رمان :
و با قدم های بلندبه سمتم اومد
 به به سلام سایه خانم ؛ چی شـده برای چی گریه مـی کنی نکنه ،
حتما کمـیل ول کردی با یکی دیگـه مـی خـواهی بریزی رو هم اره؟
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان از کفر من تا دین تـو
قسمت اول رمان نفس دوباره
تـوی ماشین کنار ارسام تھرانی نشستم
ارسام عینک افتابی بزرگی بھ چشم زده کلاھی سرش گذاشتھ کھ
شناختھ نشھ
حتما مـی خـواھد مردم نفھمن من دوست دخترشم
نفس بیا ھمـین جا تمومش کنیم
اون وقت مـی تـونم دلیل تموم شـدنش رو بدونم ارسام ،اخھ چرا؟
پوفی مـی کنھ نزدیک ٢٠ دقـیقھ تـوی ماشین نشستیم
ارسام سعی داره دوستی مون رو تموم کنھ
اخھ اقا ارسام بازیگره سینما شـده
صداش رو شنیـدم کھ ای کـاش مـیمردم ؛ صداش رو نمـی شنیـدم
نمـی خـواستم بھت این حرف رو بزنم نفس اما من الان مـی تـونم با
دخترھای قشنگ تر از تـو باشم دخترھایی کھ مثل تـو امل نباشن کھ
حتی دست دادن با من رو گناه بدونن دوره ی این حرف ھا گذشتھ دیگھ
بغل کردنم عادی شـده
راست مـی گی الان بھ نجابت داشتن مـی گن امل ،تـو راست مـی گی
الان بی غیرتی شـده مدرن بود
قبل از این کھ حرفم تموم بشھ دست ارسام بود خـورد تـوی صورتم
خفھ شو ،من بی غیرت نیست..قبل از این کھ حرفش تموم بشھ
عینک اش رو از روی چشم ھاش برداشت من دوباره سیاھی چشم
ھای ارسام رو دیـدم از خـورد تـوی صورتم
خفھ شو…

لینک دانلود رمان نفس دوباره 

  • 30 views