دانلود رمان نقاب من در برابر تو  از هکر قلب

دانلود رمان نقاب من در برابر تو از هکر قلب

ژانر :

راجع به دختری هست که هویت واقعی خودش رو از همه پنهان کرده و با سختی زیادی کمی به زندگی خودش آرامش بخشیده اما فقط کمی. اما روزی از روزها کسی که ازش متنفره اون رو به کاری مجبور می‌کنه که باعث می‌شه مسیر زندگی اون دختر تغییر کنه، باید ببینیم دخترمون چجوری با سرنوشت کنار میاد و چه‌جوری … اول رمان توی اتاق کار نشسته بودم و همه جا غرق سکوت بود و من خیلی وقت بود که به این سکوت عادت کرده بودم درست از پنج سال پیش، پنج سالی که برای من بدترین روزهای عمرم سپری میشد. درست زمانی که به تکیه گاه نیاز داشتم، خانوادهام پیشم نبودن. یک دختر جوون تنها، بین یک عالمه انسان گرگ صفت یا بهتره بگم گرگ انسان نما، هه! همینطور به گذشته فکر میکردم که یک صدای بلند ایجاد شد؛ سرم رو به طرف منبع صدا چرخوندم و آرتان رو دیدم که در رو محکم کوبیده به دیوار. من: صد بار بهت گفتم در رو اینجوری باز نکن، من نمیدونم تو توی طویله بزرگ شدی؟ دیوانه روان… آرتان: آجی جونم بیخی بابا، ولت کنن تا صبح فحش میدیها! حاال این رو بیخیال، میای بریم بیرون؟ از وقتی دیدمت یا سرگرم شرکت بودی یا تو خونه مگس میپروندی، آخه… من: بسه به اندازه کافی شنیدم، من حوصله ندارم، با تینا برو…

دانلود رمان نقاب من در برابر تـو pdf از هکر قلب لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان هکر قلب مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان نقاب من در برابر تـو
راجع به دختری هست که هویت واقعی خـودش رو از همه پنهان کرده و با سختی زیادی کمـی به زندگی خـودش آرامش بخشیـده
اما فقط کمـی. اما روزی از روزها کسی که ازش متنفره اون رو به کـاری مجبور مـی‌کنه که باعث مـی‌شـه مسیر زندگی
اون دختر تغییر کنه، بایـد ببینیم دخترمون چجوری با سرنوشت کنار مـیاد و چه‌جوری …
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان عروس جن
قسمت اول رمان نقاب من در برابر تـو
تـوی اتاق کـار نشستـه بودم و همه جا غرق سکوت بود و من خیلی وقت بود که به
این سکوت عادت کرده بودم درست از پنج سال پیش، پنج سالی که برای من بدترین
روزهای عمرم سپری مـیشـد.
درست زمانی که به تکیه گـاه نیاز داشتم، خانوادهام پیشم نبودن. یک دختر جوون
تنها، بین یک عالمه انسان گرگ صفت یا بهتره بگم گرگ انسان نما، هه!
همـینطور به گذشتـه فکر مـیکردم که یک صدای بلند ایجاد شـد؛ سرم رو به طرف
منبع صدا چرخـوندم و آرتان رو دیـدم که در رو محکم کوبیـده به دیوار.
من: صد بار بهت گفتم در رو اینجوری باز نکن، من نمـیـدونم تـو تـوی طویله بزرگ
شـدی؟ دیوانه روان…
آرتان: آجی جونم بیخی بابا، ولت کنن تا صبح فحش مـیـدیها! حاال این رو بیخیال،
مـیای بریم بیرون؟ از وقتی دیـدمت یا سرگرم شرکت بودی یا تـو خـونه مـگس
مـیپروندی، آخه…
من: بسه به اندازه کـافی شنیـدم، من حوصله ندارم، با تینا برو…

لینک دانلود رمان نقاب من در برابر تو

  • 20 views