دانلود رمان هراس بی تو ماندنم  از asma.t

دانلود رمان هراس بی تو ماندنم  از asma.t

ژانر :

هراس بی تو ماندنم داستان در مورد دختر و پسریه که همدیگرو دوست دارند و مخفیانه باهم در ارتباطند و از یک خانواده بزرگ و معمولی هستند که بنا به دلایلی روابط بین دو خانواده خراب میشه و اوضاع بهم میریزه اما هر تلاش میکنند این مشکلات باعث جدایی خودشون نشه اما… تمام شخصیت های داستان برگرفته از ادمهای واقعی است شاید تو دنیای واقعی همدیگرو نشناسند و باهم ارتباط نداشته باشند اما تو این داستان همشون کنار هم جمع شدند. اول رمان هراس بی تو ماندنم چشماشو باز کرد ھوا ھنوز روشن نشده بود گوشیشو از زیر بالشت در اورد ساعت بیست دقیقھ بھ شش بودلبھ ی تخت نشستچشماش کھ بھ تاریکی عادت کرد بلند شد و چراغو روشن کردبھ پرھام نگاه کرد اروم خوابیده بود با یاداوری دیشب لبخند زدبالای سرش ایستاد ھنوز کمرش درد میکرد خم شد و بوسیدش خوابش سنگین بود حتی تکونم نخورد باید دوش میگرفت جلوی اینھ کھ نشست موھاش ھنوز خیس بود صدای بارون از پشت شیشھ اتاق میومد ھوا ھنوز تاریک بود اگھ تاریخ امروزو فراموش میکرد ھمین الان موھاشو میبافت ومیخزید زیر لحاف کنار پرھام تا ظھر میخوابید اما امروز روز خوابیدن نبودبا یاد اوری تاریخ امروز لبخند زد امروز روز خوبی بود حتی اگر دیشب فقط سھ چھار ساعت خوابیده بودحتی بی خوابی دیشب ھم از ذوق و استرس امروز بود موھاشو اتو زده بود و بالای سرش بستھ بودبا لبخند و دقت لاک قرمز زده بودبا لبخند و دقت بیشتری ارایش کرده بود بافت یشمی رنگ جدیدش را برای امروز نگھ داشتھ بود کیفشوبرداشت اماده ی رفتن بودبھ پرھام نگاه کرد..

دانلود رمان هراس بی تـو ماندنم pdf از asma.t با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان asma.t مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه
خلاصه رمان هراس بی تـو ماندنم
داستان در مورد دختر و پسریه که همدیگرو دوست دارند و مخفیانه باهم در ارتباطند و
از یک خانواده بزرگ و معمولی هستند که بنا به دلایلی روابط بین دو خانواده خراب مـیشـه و
اوضاع بهم مـیریزه اما هر تلاش مـیکنند این مشکلات باعث جدایی خـودشون نشـه اما…
تمام شخصیت های داستان برگرفتـه از ادمهای واقعی است شایـد تـو دنیای واقعی
همدیگرو نشناسند و باهم ارتباط نداشتـه باشند اما تـو این داستان همشون کنار هم جمع شـدند.
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان از غرور تا جنون
قسمت اول رمان هراس بی تـو ماندنم
چشماشو باز کرد ھوا ھنوز روشن نشـده بود گوشیشو از زیر بالشت در اورد ساعت بیست دقـیقھ بھ
شش بودلبھ ی تخت نشستچشماش کھ بھ تاریکی عادت کرد بلند شـد و چراغو روشن کردبھ پرھام
نگـاه کرد اروم خـوابیـده بود با یاداوری دیشب لبخند زدبالای سرش ایستاد ھنوز کمرش درد مـیکرد
خم شـد و بوسیـدش خـوابش سنگین بود حتی تکونم نخـورد بایـد دوش مـیگرفت
جلوی اینھ کھ نشست موھاش ھنوز خیس بود صدای بارون از پشت شیشھ اتاق مـیومد ھوا ھنوز
تاریک بود اگھ تاریخ امروزو فراموش مـیکرد ھمـین الان موھاشو مـیبافت ومـیخزیـد زیر لحاف کنار
پرھام تا ظھر مـیخـوابیـد اما امروز روز خـوابیـدن نبودبا یاد اوری تاریخ امروز لبخند زد امروز
روز خـوبی بود حتی اگر دیشب فقط سھ چھار ساعت خـوابیـده بودحتی بی خـوابی دیشب ھم از ذوق
و استرس امروز بود
موھاشو اتـو زده بود و بالای سرش بستھ بودبا لبخند و دقت لاک قرمز زده بودبا لبخند و دقت
بیشتری ارایش کرده بود بافت یشمـی رنگ جدیـدش را برای امروز نگھ داشتھ بود
کیفشوبرداشت اماده ی رفتن بودبھ پرھام نگـاه کرد..

لینک دانلود رمان هراس بی تو ماندنم 

  • 19 views