دانلود رمان همه ی سهم من از دنیا  از دلی28

دانلود رمان همه ی سهم من از دنیا  از دلی28

ژانر : -

همه ی سهم من از دنیا ترنم و امیرعلی، دختر و پسری که از نظر ظاهری و فرهنگی کاملا متفاوت اند. ترنم دختری که توسط دوست پسرش بهش تجاوز شد، از خانواده طرد شد و امیرعلی پسری که مذهبیه و از طریق همون پسر متجاوز، با ترنم آشنا میشه و کم کم اتفاقاتی بینشون می افته و چه می کنه سرنوشت با زندگی اول رمان همه ی سهم من از دنیا مثل هرشب، صدای جیغام توی گوش خودم و اون اتاق کذایی پیچید صدای هق هقام، التماسام. توی جهنمی که خودم ساخته بودم، دست و پا می زدم و ضجه می زدم که ولم کنه تا بدن دستمالی شده، کوفته و زخمی شده ی منو رها کنه و باالخره مثل شب های قبلش، با درد و با آخرین توانم خدا رو صدا زدم و از خواب پریدم. محسن، پسرخالم، مثل تمام اون شب هایی که از اون ش ِب مذخرف شروع شده بود، دستام رو سفت گرفت و من رو به خودش چسبوند. گریه می کردم و زیرلب می گفتم درد دارم و محسن مثل همیشه زیر گوشم با اون صدای آرامش بخشش می گفت که آروم باشم و آروم هم شدم. ساعت بدنم ل ی خوابوندتم. َ بعد از نیم خت شد و محسن به آروم توی چشمای سرخم نگاه کرد و با لبخندی که دیگه فهمیده بودم از روی نگرانیه، گفت : نفس عمیق بکش ترنم االن بهتری؟ باز هم مثل همیشه سکوت کردم مثل تمام صورتم رو با آب سرد شستم و بعد از مرتب کردن موهای وز شده و حنایی رنگم و عوض کردن لباسام، رفتم از اتاق بیرون با..

دانلود رمان همه ی سهم من از دنیا pdf از دلی۲۸ با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان دلی۲۸ مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه/غمـگین
خلاصه رمان همه ی سهم من از دنیا
ترنم و امـیرعلی، دختر و پسری که از نظر ظاهری و فرهنگی کـاملا متفاوت اند.
ترنم دختری که تـوسط دوست پسرش بهش تجاوز شـد، از خانواده طرد شـد و
امـیرعلی پسری که مذهبیه و از طریق همون پسر متجاوز، با ترنم آشنا مـیشـه و
کم کم اتفاقاتی بینشون مـی افتـه و چه مـی کنه سرنوشت با زندگی
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان عصیانگر
قسمت اول رمان همه ی سهم من از دنیا
مثل هرشب، صدای جیغام تـوی گوش خـودم و اون اتاق کذایی پیچیـد صدای هق هقام، التماسام.
تـوی جهنمـی که خـودم ساختـه بودم، دست و پا مـی زدم و ضجه مـی زدم که ولم کنه تا بدن دستمالی
شـده، کوفتـه و زخمـی شـده ی منو رها کنه
و باالخره مثل شب های قبلش، با درد و با آخرین تـوانم خدا رو صدا زدم و از خـواب پریـدم.
محسن، پسرخالم، مثل تمام اون شب هایی که از اون ش ِب مذخرف شروع شـده بود، دستام رو سفت
گرفت و من رو به خـودش چسبوند.
گریه مـی کردم و زیرلب مـی گفتم درد دارم و محسن مثل همـیشـه زیر گوشم با اون صدای آرامش
بخشش مـی گفت که آروم باشم
و آروم هم شـدم.
ساعت بدنم ل ی خـوابوندتم. َ بعد از نیم خت شـد و محسن به آروم
تـوی چشمای سرخم نگـاه کرد و با لبخندی که دیگـه فهمـیـده بودم از روی نگرانیه، گفت :
نفس عمـیق بکش ترنم االن بهتری؟
باز هم مثل همـیشـه سکوت کردم مثل تمام
صورتم رو با آب سرد شستم و بعد از مرتب کردن موهای وز شـده و حنایی رنگم و عوض کردن
لباسام، رفتم از اتاق بیرون با..

لینک دانلود رمان  همه ی سهم من

  • 28 views