دانلود رمان وادی عشق و گناه  از م.پریزن

دانلود رمان وادی عشق و گناه از م.پریزن

ژانر : - - - -

داستان درباره ی دختری به اسم شیون که عاشق پسری میشه که هیچ علاقه‌ای به او نداره شیون که پدرش را از دست داده و چندی است مادرش نیز ازدواج کرده به شدت احساس تنهایی می‌کند؛ از این رو تصمیم می‌گیرد برای تنبیه شاهرخ با یکی از خواستگارانش ازدواج کند و… اول رمان شیون به ارامی سرش را از روی کتاب شعر برداشت به فضای سرد و خاموش پرک که پاییز همه ی هستی اش را ربوه بود،دیده دوخت نگاهی به دوسوی پارک انداخت و با وقوف به اینکه هنوز روح تازه ای بر آن جمع افزون نشده است،به خواندن ادامه ی شعری که هر کالمش را چنان حس می کرد که انگار از قعر وجودش بر می خاست،ادامه داد صدایش را اندکی باال برده بود و از سر حرص می خواند سایه ای که تا به در افتد من هراسات بدوم بر در چون شتابان گذرد سایه خیز گردم به در دیگر همه شب در دل این بستر جانم آن گمشده را جوید زین همه کوشش بی حاصل عقل سرگشته به من گوید زن بدبخت دل افسرده ببر از یاد دمی او را این خصا بود که ره دادی به دل آن عاشق بد خو را آن کسی را که تو می جویی کی خیال تو به سر دارد بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد بغضی ناخوانده راه گلوی شیون را بست؛بغضی که تنها عشق لوث شده اش مسبب آن بود بسختی بغضش را فروبلعید و نگاهی گذرا به آسمان خاکستری پارک..

دانلود رمان وادی عشق و گناه pdf از م پریزن با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان م پریزن مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه/تلخ/غمـگین/انتقامـی/ازدواج اجباری
خلاصه رمان وادی عشق و گناه
داستان درباره ی دختری به اسم شیون که عاشق پسری مـیشـه که
هیچ علاقه‌ای به او نداره شیون که پدرش را از دست داده و چندی است
مادرش نیز ازدواج کرده به شـدت احساس تنهایی مـی‌کند؛ از این رو
تصمـیم مـی‌گیرد برای تنبیه شاهرخ با یکی از خـواستگـارانش ازدواج کند و…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان تله پاتی
دانلود رمان ناقوس مرگ
قسمت اول رمان وادی عشق و گناه
شیون به ارامـی سرش را از روی کتاب شعر برداشت به
فضای سرد و خاموش پرک که پاییز همه ی هستی اش را
ربوه بود،دیـده دوخت نگـاهی به دوسوی پارک انداخت و با
وقوف به اینکه هنوز روح تازه ای بر آن جمع افزون نشـده
است،به خـواندن ادامه ی شعری که هر کـالمش را چنان
حس مـی کرد که انگـار از قعر وجودش بر مـی خاست،ادامه
داد صدایش را اندکی باال برده بود و از سر حرص مـی خـواند
سایه ای که تا به در افتد
من هراسات بدوم بر در
چون شتابان گذرد سایه
خیز گردم به در دیگر
همه شب در دل این بستر
جانم آن گمشـده را جویـد
زین همه کوشش بی حاصل
عقل سرگشتـه به من گویـد
زن بدبخت دل افسرده
ببر از یاد دمـی او را
این خصا بود که ره دادی
به دل آن عاشق بد خـو را
آن کسی را که تـو مـی جویی
کی خیال تـو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
بغضی ناخـوانده راه گلوی شیون را بست؛بغضی که تنها
عشق لوث شـده اش مسبب آن بود بسختی بغضش را
فروبلعیـد و نگـاهی گذرا به آسمان خاکستری پارک..

لینک دانلود رمان وادی عشق و گناه

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0