دانلود رمان وینستون آبی  از هستی آریان 

دانلود رمان وینستون آبی  از هستی آریان 

ژانر : -

وینستون آبی وینستون آبی روایتگر داستان زندگی دو عاشقِ که به دلایلی از هم جدا میشن و بعد از دو سال با هم رو به رو میشن! کجا؟ بدترین جای ممکن ؛ جایی که احسان داره آخرین نفساشو میکشه و دنیز با برگشتنش میشه نفس دوبارش دنیز بخاطر علاقه ای که به احسان داره پاش میمونه و اما احسان که از زندگی دوباره ناامیده و خودشو از دست رفته میدونه اونو هربار بخاطر زندگی خودش پس میزنه اول رمان وینستون آبی سیاهی ، تاریکی ، سردی ، تلخی ، ناامیدی ، دلتنگی ، تنهایی چه واژه هایی زندگی منو توصیف میکنن! سرم پر از سواالییه که هرچی فکر میکنم و به مغزم فشار میارم جوابی واسشون پیدا نمیکنم که قانعم کنه سخته! سخته که نخوای باشی و باشی که نخوای زندگی کنی و محکوم به زندگی کردن باشی سخته به چیزی محکوم باشی که ازش متنفری من محکومم به زندگی باید زندگی کنم زندگی! واژه ی جالبی نیست الاقل برای من که دیگه هیچ معنایی نداره! خیلی وقته که دیگه هیچ حسی نسبت بهش ندارم حس! از چی حرف میزنم؟ مگه حسی هم برای من مونده؟ من محکومم به زندگی محکومم به این دنیای عوضی محکومم به این آدمای بی رحم من محکومم به عذاب محکومم به مرگ تدریجی مرگی که آرزوشو دارم و نمیشه و حتی مرگ هم حاضر نیست سراغ من بیاد باید بسوزم و بسازم می سوزم ؛ ولی نمیتونم بسازم سخته توی منجالبی گیر کنی که هیچ راه خالصی نداره زندگی سخته! اما من که زنده نیستم من زندگی نمیکنم! من خیلی وقته که مردم مگه معنای مردن چیه؟

دانلود رمان وینستـون آبی pdf از هستی آریان با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان هستی آریان مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه/درام
خلاصه رمان وینستـون آبی
وینستـون آبی روایتگر داستان زندگی دو عاشقِ که به دلایلی
از هم جدا مـیشن و بعد از دو سال با هم رو به رو مـیشن!
کجا؟
بدترین جای ممکن ؛ جایی که احسان داره آخرین نفساشو مـیکشـه و
دنیز با برگشتنش مـیشـه نفس دوبارش
دنیز بخاطر علاقه ای که به احسان داره پاش مـیمونه و اما احسان که از زندگی دوباره ناامـیـده و
خـودشو از دست رفتـه مـیـدونه اونو هربار بخاطر زندگی خـودش پس مـیزنه
رمان پیشنهادی:دانلود رمان مومـیایی پگـاه رستمـی فرد
قسمت اول رمان وینستـون آبی
سیاهی ، تاریکی ، سردی ، تلخی ، ناامـیـدی ، دلتنگی ، تنهایی
چه واژه هایی زندگی منو تـوصیف مـیکنن!
سرم پر از سواالییه که هرچی فکر مـیکنم و به مغزم فشار مـیارم
جوابی واسشون پیـدا نمـیکنم که قانعم کنه
سختـه!
سختـه که نخـوای باشی و باشی
که نخـوای زندگی کنی و محکوم به زندگی کردن باشی
سختـه به چیزی محکوم باشی که ازش متنفری
من محکومم به زندگی
بایـد زندگی کنم
زندگی!
واژه ی جالبی نیست
الاقل برای من که دیگـه هیچ معنایی نداره!
خیلی وقتـه که دیگـه هیچ حسی نسبت بهش ندارم
حس!
از چی حرف مـیزنم؟
مـگـه حسی هم برای من مونده؟
من محکومم به زندگی
محکومم به این دنیای عوضی
محکومم به این آدمای بی رحم
من محکومم به عذاب
محکومم به مرگ تدریجی
مرگی که آرزوشو دارم
و نمـیشـه و حتی مرگ هم حاضر نیست سراغ من بیاد
بایـد بسوزم و بسازم
مـی سوزم ؛ ولی نمـیتـونم بسازم سختـه تـوی منجالبی گیر کنی که هیچ راه خالصی نداره
زندگی سختـه!
اما من که زنده نیستم
من زندگی نمـیکنم!
من خیلی وقتـه که مردم مـگـه معنای مردن چیه؟

لینک دانلود رمان وینستون آبی  

  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0