دانلود رمان و بار دیگر عشق  از زهرا فاطمی

دانلود رمان و بار دیگر عشق  از زهرا فاطمی

ژانر :

و بار دیگر عشق باعشق تمام نگاش کردم این چشم ها با من چیکار کرده بود دستمو نوازش کرد بوسید لبخند نشست کنج لبش ی نفس عمیق کشید چشماشو بست اینقدر دوسش داشتم ک حتی وقتی چشماشو میبست دلتنگ این ی جفت چشم سیاه میشدم دست راستمو گذاشتم روی گونه اش چشماشو باز کرد زل زد تو چشمام عادت کرده بودیم با نگاهمون حرف بزنیم اگه صدای تقه در اتاق نیومده بود حاال حاال غرق در دنیای هم بودیم -یا الله صابخونه اجازه هست از سعيد فاصله گرفتم با دو وجب فاصله نشستم روی تخت خنده اش گرفت نگاهشو از من گرفت و خیره شد ب در -بیا تو سودابه در ب آرومی باز شد -به به دوتا گل نوشکفته حال و احوالتون چطور مطوره سرخ شدم سرمو گرفتم پایین -داری خواهر شوهر بازی در میاری، زن خوشکل من باید هی از دست متلک های تو سرخ و سفید بشه اول رمان و بار دیگر عشق -اوه اوه زنم بزار ی ساعت بشه ک از صیغتون بگذره بعد زنم زنم کن بعدشم من با تو کاری ندارم اومدم زن داداش گلم رو ببرم پیش مهمونا -الزم نکرده فعال زن داداش گلتون پیش داداش گلتون تشریف داره -عه سعید اذیت نکن -همینیه ک هست حاال هم برو بیرون تا پشیمون نشدی -برو ب مهمونا بگو داداشم ی هفته ی دیگه میخواد بره ماموریت پس حق داره زنشو پیش خودش نگه داره بایدسعیددددد سعید از سرجاش بلندشد رفت سمت سودابه ی جوری رفع دلتنگی بشه لبمو دندون گرفتم -من روم نمیشه این حرف ها رو ب مهمونا بزنم در اتاقو باز کرد مهمونای ..

دانلود رمان و بار دیگر عشق pdf از زهرا فاطمـی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان زهرا فاطمـی مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه
خلاصه رمان و بار دیگر عشق
باعشق تمام نگـاش کردم این چشم ها با من چیکـار کرده بود
دستمو نوازش کرد بوسیـد لبخند نشست کنج
لبش ی نفس عمـیق کشیـد چشماشو بست اینقدر دوسش
داشتم ک حتی وقتی چشماشو مـیبست دلتنگ این
ی جفت چشم سیاه مـیشـدم دست راستمو گذاشتم
روی گونه اش چشماشو باز کرد زل زد تـو چشمام
عادت کرده بودیم با نگـاهمون حرف بزنیم اگـه صدای تقه در
اتاق نیومده بود حاال حاال غرق در دنیای هم بودیم
-یا الله صابخـونه اجازه هست از سعيد فاصله گرفتم
با دو وجب فاصله نشستم روی تخت خنده اش گرفت
نگـاهشو از من گرفت و خیره شـد ب در
-بیا تـو سودابه در ب آرومـی باز شـد
-به به دوتا گل نوشکفتـه حال و احوالتـون چطور مطوره سرخ شـدم
سرمو گرفتم پایین -داری خـواهر شوهر بازی
در مـیاری، زن خـوشکل من بایـد هی از دست متلک های تـو سرخ و سفیـد بشـه
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان آغوش تـو زهرا فاطمـی
قسمت اول رمان و بار دیگر عشق
-اوه اوه زنم بزار ی ساعت بشـه ک از صیغتـون بگذره بعد زنم زنم کن
بعدشم من با تـو کـاری ندارم اومدم زن
داداش گلم رو ببرم پیش مهمونا
-الزم نکرده فعال زن داداش گلتـون پیش داداش گلتـون تشریف داره
-عه سعیـد اذیت نکن -همـینیه ک هست حاال هم برو بیرون تا پشیمون نشـدی
-برو ب مهمونا بگو داداشم ی هفتـه ی دیگـه مـیخـواد بره ماموریت پس حق داره
زنشو پیش خـودش نگـه داره بایـدسعیـددددد سعیـد از سرجاش بلندشـد رفت سمت سودابه
ی جوری رفع دلتنگی بشـه لبمو دندون گرفتم
-من روم نمـیشـه این حرف ها رو ب مهمونا بزنم در اتاقو باز کرد مهمونای ..

لینک دانلود رمان و بار دیگر عشق 

  • 29 views