دانلود رمان پارانویا  از هانیه عبدی 

دانلود رمان پارانویا از هانیه عبدی 

ژانر : - -

داستان پسری بنام فراز روانبخش که بنا به دلایلی دچار بیماری روانی و یا هست که قتل های زنجیره ای انجام داده و در یک مرکز روانی حبس و بشـدت محافظت مـیشود و با کسی حرف نمـیزند و دختری بنام پناه پرتـو دانشجوی روانپزشکی علاوه بر مخالفت استادش برای اینکه بخـواهد رفتار فراز را مورد ارزیابی قرار بدهد بازم به این کـار اصرار مـیکند و سعی مـیکند با فراز صحبت کند که در همان جلسه اول موفق مـیشود در حد چند جمله از او جواب بگیرد … اول رمان صدای تلق و تولوق کفش های پاشنه دارم سکوت ازار دهنده ی کریدور عریض و طویل روبرویم را میشکست.هرازگاهی هم صدای داد و فریاد یا خنده از داخل اتاقک هایی که در انجا بودند به گوش میخورد.پرونده های در دستم را سفت و محکم چسبیدم و بیشتر به خودم فشردم.پرستاری که همراهم بود کارتی مقابل تشعشعات قرمز رنگی که از کنج دیوار بیرون زده بود گرفت در با صدای تیک ارامی باز شد پرستار در را با دستش نگه داشت و گفت انتهای اون در یه نگهبان هست این یه تیکه رو خودتون برید و – بعد در بزنید نگهبان در براتون باز میکنه فقط قبل از ورود دکتر گفتن ازتون بپرسم اجسام تیزی همراهتون هست؟از قبیل چاقو سوزن کاتر خط کش فلزی حتی خودکار و مداد فقط یه خودکار- خب اونو بندازید تو این سبد- متعجب نگاهش کردم که گفت این بخش یه بخش عادی نیست اینجا بخش بیماران خاص و – خطرناکه بهتره احتیاط کنید خودکار را داخل سبد انداختم که ادامه داد

دانلود رمان پارانویا pdf از هانیه عبدی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان هانیه عبدی مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه/روانشناسی/پزشکی

خلاصه رمان پارانویا
داستان پسری بنام فراز روانبخش که بنا به دلایلی دچار بیماری روانی و یا پارانویا هست
که قتل های زنجیره ای انجام داده و در یک مرکز روانی حبس و بشـدت محافظت مـیشود و
با کسی حرف نمـیزند و دختری بنام پناه پرتـو دانشجوی روانپزشکی علاوه بر مخالفت استادش
برای اینکه بخـواهد رفتار فراز را مورد ارزیابی قرار بدهد بازم به این کـار اصرار مـیکند و
سعی مـیکند با فراز صحبت کند که در همان جلسه اول موفق مـیشود در
حد چند جمله از او جواب بگیرد …
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان دکتر هات من
دانلود رمان تـوتیای چشمم
قسمت اول رمان پارانویا
صدای تلق و تـولوق کفش های پاشنه دارم سکوت ازار دهنده ی
کریـدور عریض و طویل روبرویم را
مـیشکست.هرازگـاهی هم صدای داد و فریاد یا خنده از داخل اتاقک
هایی که در انجا بودند به گوش
مـیخـورد.پرونده های در دستم را سفت و محکم چسبیـدم و بیشتر به
خـودم فشردم.پرستاری که همراهم بود
کـارتی مقابل تشعشعات قرمز رنگی که از کنج دیوار بیرون زده
بود گرفت در با صدای تیک ارامـی
باز شـد پرستار در را با دستش نگـه داشت و گفت
انتـهای اون در یه نگـهبان هست این یه تیکه رو خـودتـون بریـد و –
بعد در بزنیـد نگـهبان در براتـون باز
مـیکنه فقط قبل از ورود دکتر گفتن ازتـون بپرسم اجسام تیزی
همراهتـون هست؟از قبیل چاقو سوزن
کـاتر خط کش فلزی حتی خـودکـار و مداد
فقط یه خـودکـار-
خب اونو بندازیـد تـو این سبد-
متعجب نگـاهش کردم که گفت
این بخش یه بخش عادی نیست اینجا بخش بیماران خاص و –
خطرناکه بهتره احتیاط کنیـد
خـودکـار را داخل سبد انداختم که ادامه داد

لینک دانلود رمان پارانویا

  • 87 views