دانلود رمان پاییز یخ زده  از کوثر شاهینی فر

دانلود رمان پاییز یخ زده از کوثر شاهینی فر

ژانر :

ماجرای ۳ دوست پاییزِ گیر کرده بین هامون و ساشا. ماجرای یک تعرض ! بین عشق و نفرت و در آخر انتقام … ! ساشا رییس یک باند که برای اهداف خودش همسر رقیبش رو به غنیمت می بره ! همه چیز از آزار دادنی شروع میشه که ریشه در عشق داره ! پاییزی که از اول عاشق شکنجه گر خودش بوده ی از رمان صدای خش خش ورق ها رو می شنوم … زیر دست مرد ریشو … رضا کنار دستم نشسته و حرف میزنه … هی حرف میزنه … شکل یه مگسی که وقت خواب ازت دور نمیشه … همینقدر کالفه م می کنه ! چونه م به قفسه ی سینه م چسبیده و اشکام از نوک بینیم سر می خورن تا دستام … دستایی که روی زانوهام به هم گره خوردن و من … تقریبا پوستشون رو کندم و ناخن هام رو اونقدر جویدم که به ته رسیدن ! صدای فین فین مامانم میاد ….گریه کرده دیشب تا صبح …. رضا باز میگه : ـ پاییز به قرآن بزنی زیر قول و قرارمون برا هیشکی بد نمیشه جز ساشا ! سر بلند میکنم . نگاش میکنم . جا می خوره … نفرت رو احتماال نه ولی صد در صد از چشمام خونده ! خودش اروم و قرار نداره و می ترسه از زندانی ای که االن قراره بیارن … تو نگاهم همه چیز رو خونده که بی قرار و به هم ریخته سر جاش درست میشینه . هق هقم رو خفه میکنم و سمت در برمی گردم . دری که یکی چند ضربه بهش میزنه و دستگیره رو پایین هل میده .. در باز میشه … هیاهو از بیرون توی اتاق نفوذ میکنه … سر و صدا … گریه .. التماس .. دعوا ! دادگاهه … جز بحث و دعوا قرار نیست شادی باشه … خوشی باشه! من چرا اینجام ؟…. سرباز صفر با لباس سبز از رنگ و رو رفته ش داخل میاد و میگه :

دانلود رمان پاییز یخ زده pdf از کوثر شاهینی فر
با لینک مستقـیم برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان پاییز یخ زده
ماجرای ۳ دوست پاییزِ گیر کرده بین هامون و ساشا. ماجرای یک تعرض !
بین عشق و نفرت و در آخر انتقام … !
ساشا رییس یک باند که برای اهداف خـودش همسر رقـیبش رو به غنیمت مـی بره !
همه چیز از آزار دادنی شروع مـیشـه که ریشـه در عشق داره !
پاییزی که از اول عاشق شکنجه گر خـودش بوده
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان ماریتا
دانلود رمان شکستـه بال
دانلود رمان سرابم تـویی
دانلود رمان آوارگـان عشق
قسمتی از رمان
صدای خش خش ورق ها رو مـی شنوم … زیر دست مرد ریشو …
رضا کنار دستم نشستـه و حرف مـیزنه … هی حرف مـیزنه … شکل یه مـگسی که وقت خـواب
ازت دور نمـیشـه … همـینقدر کـالفه م مـی کنه !
چونه م به قفسه ی سینه م چسبیـده و اشکـام از نوک بینیم سر مـی خـورن تا دستام … دستایی
که روی زانوهام به هم گره خـوردن و من … تقریبا پوستشون رو کندم و ناخن هام رو اونقدر
جویـدم که به تـه رسیـدن
!
صدای فین فین مامانم مـیاد ….گریه کرده دیشب تا صبح ….
رضا باز مـیگـه :
ـ پاییز به قرآن بزنی زیر قول و قرارمون برا هیشکی بد نمـیشـه جز ساشا !
سر بلند مـیکنم . نگـاش مـیکنم . جا مـی خـوره … نفرت رو احتماال نه ولی صد در صد از چشمام
خـونده !
خـودش اروم و قرار نداره و مـی ترسه از زندانی ای که االن قراره بیارن …
تـو نگـاهم همه چیز رو خـونده که بی قرار و به هم ریختـه سر جاش درست مـیشینه .
هق هقم رو خفه مـیکنم و سمت در برمـی گردم .
دری که یکی چند ضربه بهش مـیزنه و دستگیره رو پایین هل مـیـده ..
در باز مـیشـه … هیاهو از بیرون تـوی اتاق نفوذ مـیکنه … سر و صدا … گریه .. التماس ..
دعوا !
دادگـاهه … جز بحث و دعوا قرار نیست شادی باشـه … خـوشی باشـه!
من چرا اینجام ؟….
سرباز صفر با لباس سبز از رنگ و رو رفتـه ش داخل مـیاد و مـیگـه :

لینک دانلود رمان پاییز یخ زده

  • 29 views