دانلود رمان پدر خوانده  از moon shine  برای اندروید و کامپیوتر و PDF

دانلود رمان پدر خوانده  از moon shine برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر : -

پدر خوانده منصور خان یه آقاست یه آقا نه مثل کسایی که من و تو میشناسیم نه مثل مردهای کوی وبرزن یه آقاست که جون ادمها رو میگیره یه اقا که براش فرقی نداره بچه باشی یا بزرگ زن باشی یا مرد دختر باشی یا پسر اقا همه براش یکسانن وهمه براش مثل یه دستگاه پول ساز میمونن وجودش مثل یه اختاپوس میمونه که همه رو توچنگال خودش اسیر کرده حتی ایرن رو حتی یه دختر بیست ساله رو راستی منصور خان ما یه اسم دیگه هم داره اسم دیکه اش هست اول رمان پدر خوانده لای پلک نیمه بازم رو بازتر می کنم چشمام بازتر از این نمی شد ولی راحت می تونستم سایه ی محو مردی رو که تو نیم وجبی صورتم بود ببینم چشمام رو بستم بهتره نبینم وقتی چشمام نبینند بهتر می تونم با واقعیت کنار بیام پیش خودم فرض می کنم که همه ی این ها یه کابوسه آره یه کابوس ترسناک شاید چند دقیقه ی دیگه بیدار بشم و ببینم که همش یه خواب بد بوده دوست دارم با یه جیغ بلند بیدار بشم و مامانم رو ببینم که با یه لیوان آب خنک قصد داره کابوسام رو پاک کنه باز ولی » این یه خواب خیلی خیلی بده « : می لرزید پاهام می لرزید دستام سینه ام قلب خون بارم می لرزید با حرکت بدن اون بود که می لرزید و من رو بیش تر از قبل تباه می کرد بیشتر از قبل له می کرد » دیگه چیزی ازم باقی نمونده که طالبش باشی منو رها کن بذار برم « : تمام وجودم فریاد می زد ولی حرکت هم چنان ادامه داره دوباره دستام م رو مشت کردمو بی جون به پهلوش ضربه زدم صداش مثل روزهای گذشته

دانلود رمان پدر خـوانده pdf از moon shine لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان moon shine مـیباشـد
موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان پدر خـوانده
منصور خان یه آقاست یه آقا نه مثل کسایی که من و
تـو مـیشناسیم نه مثل مردهای کوی وبرزن
یه آقاست که جون ادمها رو مـیگیره یه اقا که براش فرقـی نداره
بچه باشی یا بزرگ زن باشی یا مرد دختر باشی یا پسر
اقا همه براش یکسانن وهمه براش مثل یه دستگـاه پول ساز مـیمونن
وجودش مثل یه اختاپوس مـیمونه که همه رو تـوچنگـال خـودش
اسیر کرده حتی ایرن رو حتی یه دختر بیست ساله رو
راستی منصور خان ما یه اسم دیگـه هم داره اسم دیکه اش هست
رمان پیشنهادی:دانلود رمان رویای خام مرضیه یگـانه
قسمت اول رمان پدر خـوانده
لای پلک نیمه بازم رو بازتر مـی کنم چشمام بازتر از این نمـی شـد ولی راحت مـی تـونستم
سایه ی محو مردی رو که تـو نیم وجبی صورتم بود ببینم چشمام رو بستم بهتره نبینم
وقتی چشمام نبینند بهتر مـی تـونم با واقعیت کنار بیام پیش خـودم فرض مـی کنم که همه ی
این ها یه کـابوسه آره یه کـابوس ترسناک شایـد چند دقـیقه ی دیگـه بیـدار بشم و ببینم
که همش یه خـواب بد بوده دوست دارم با یه جیغ بلند بیـدار بشم و مامانم رو ببینم که
با یه لیوان آب خنک قصد داره کـابوسام رو پاک کنه باز ولی » این یه خـواب خیلی خیلی بده
« : مـی لرزیـد پاهام مـی لرزیـد دستام سینه ام قلب خـون بارم مـی لرزیـد با
حرکت بدن اون بود که مـی لرزیـد و من رو بیش تر از قبل تباه مـی کرد بیشتر از قبل له مـی کرد
» دیگـه چیزی ازم باقـی نمونده که طالبش باشی منو رها کن بذار برم « : تمام وجودم فریاد
مـی زد ولی حرکت هم چنان ادامه داره دوباره دستام م رو مشت کردمو
بی جون به پهلوش ضربه زدم صداش مثل روزهای گذشتـه

لینک دانلود رمان پدر خوانده