دانلود رمان پناه تو  از کمند_مشکات

دانلود رمان پناه تو از کمند_مشکات

ژانر :

همیشه عاشق دختر داییم بودم ، ولی اون با کسی نامزد کرد که رهاش کرد و من باهاش رفتم تو رابطه ولی نمی دونستم که اول رمان رعد و برق لرزه به اندامم انداخت کاش باران می آمد کاش سی ل راه می افتاد و این دخترک دلم گرفته بود شکسته بودم و قدم های سستم را در کوچه پس کوچه های کیانپارس می کشیدم هوا سرد بود و خاکی نفس به سختی کشیده میشد پلیور بنفش رنگم را کیپ تنم کردم و روسری ام را کمی جلوتر کشیدم باد شدید بود ، مردم سراسیمه می رفتند اما من جا مانده بودم! در خی ابان هشت ، در رستوران سر خیابان ! پشت آن می ز سفید وسط سالن ! جا مانده بودم! پی ش آرش! آرشِ من! مرد ی که سه سال از زندگی ام را پایش گذاشته بودم که تمام ساحلی را پی اده رفته بودیم و از آی نده ی زندگی امان گفته بودیم! که میدان ساعت را تا نادری دویده بودیم و از دست فروش سر چهار راه ، گل خریده بودیم !

دانلود رمان پناه تـو pdf از کمند_مشکـات با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
          نویسنده این رمان کمند_مشکـات مـیباشـد
        موضوع رمان: عاشقانه
     خلاصه رمان پناه تـو
همـیشـه عاشق دختر داییم بودم ، ولی اون با کسی نامزد کرد که رهاش کرد و
من باهاش رفتم تـو رابطه ولی نمـی دونستم که
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان بافتـه های رنج
قسمت اول رمان پناه تـو
رعد و برق لرزه به اندامم انداخت
کـاش باران مـی آمد کـاش سی ل راه مـی افتاد و این دخترک
دلم گرفتـه بود شکستـه بودم و قدم های سستم را در کوچه
پس کوچه های کیانپارس مـی کشیـدم هوا سرد بود و خاکی
نفس به سختی کشیـده مـیشـد پلیور بنفش رنگم را کیپ تنم
کردم و روسری ام را کمـی جلوتر کشیـدم باد شـدیـد بود ،
مردم سراسیمه مـی رفتند اما من جا مانده بودم!
در خی ابان هشت ، در رستـوران سر خیابان ! پشت آن مـی ز
سفیـد وسط سالن ! جا مانده بودم! پی ش آرش!
آرشِ من! مرد ی که سه سال از زندگی ام را پایش گذاشتـه
بودم که تمام ساحلی را پی اده رفتـه بودیم و از آی نده ی زندگی
امان گفتـه بودیم!
که مـیـدان ساعت را تا نادری دویـده بودیم و از دست فروش
سر چهار راه ، گل خریـده بودیم !

لینک دانلود رمان پناه تو

  • 65 views