دانلود رمان کویر عشق  از Tina27 

دانلود رمان کویر عشق از Tina27 

ژانر : - -

بهار که به تازگی پروانه‌ی وکالتشو بعد از چند سال کار آموزی کنار وکیل بنامی گرفته و دفتری برای خودش تهیه کرده خیلی مشتاقه آقای نوید رو که شُهره‌ی خاصی در بین وکلا داره رو از نزدیک ببینه و از تجربیاتش استفاده کنه … بالاخره میبینه ولی نه اونطورکه میخواسته و همه چی اونجور پیش نمیره که میخواسته… اول رمان صدای در اتاقم منو از افکارم بیرون کشید بله؟ بیام تو؟ صدای باربد برادرم بود در رو باز کرد و سرش رو از الی در نیمه باز داخل کرد بیا لبخندی زدم چرا نمیای ؟ چیزی شده؟ باربد نه ….فقط میخواستم بگم ….مامان کارت داره ! کالفه نگاهمو ازش گرفتم ..میدونستم چی کارم داره باربد چی کار میکنی ؟ میای ؟ باربد اگه تو بری منم میام مگه جز اومدن راه دیگه ای هم دارم ؟ راستی تو هم میخوای بیای ؟ لبخندی بروم زد باربد نگران نباش بهار . تا وقتی داداش گلی مثل من داری غصه که خوردن نداره ! با یه ابروی باال رفته نگاش کردم باربد نمیدونم فقط میدونم مامان کارت داره و احتماال راجب همین وقت کردی یه کم از خودت تعریف کن؛ کی میریم؟ موضوع هم میخواد باهات صحبت کنه از روی تختم بلند شدم و روتختیم رو با کشیدن دستم روش مرتب کردم باشه…الان میرم ببینم چی کارم داره و از اتاقم خارج شدم از اتاقم که خارج شدم باربد با زدن چشمکی به من وارد اتاق خودش شد و در رو بست با کلافگی راه اتاقم تا سالن پذیرایی رو طی کردم مامان روی کاناپه ای نشسته بود و مجله ای دستش بود رفتم و کنارش نشستم مامانم نگاهی بهم کرد و لبخندی زد….

دانلود رمان کویر عشق pdf از Tina27 با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان Tina27 مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه/هیجانی/پلیسی
خلاصه رمان کویر عشق
بهار که به تازگی پروانه‌ی وکـالتشو بعد از چند سال کـار آموزی کنار وکیل بنامـی گرفتـه و
دفتری برای خـودش تـهیه کرده خیلی مشتاقه آقای نویـد رو که شُهره‌ی خاصی در بین وکلا
داره رو از نزدیک ببینه و از تجربیاتش استفاده کنه …
بالاخره مـیبینه ولی نه اونطورکه مـیخـواستـه و همه چی
اونجور پیش نمـیره که مـیخـواستـه…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان شروع دوباره
قسمت اول رمان کویر عشق
صدای در اتاقم منو از افکـارم بیرون کشیـد
بله؟
بیام تـو؟
صدای باربد برادرم بود
در رو باز کرد و سرش رو از الی در نیمه باز داخل کرد بیا
لبخندی زدم
چرا نمـیای ؟ چیزی شـده؟
باربد نه ….فقط مـیخـواستم بگم ….مامان کـارت داره !
کـالفه نگـاهمو ازش گرفتم ..مـیـدونستم چی کـارم داره
باربد چی کـار مـیکنی ؟ مـیای ؟
باربد اگـه تـو بری منم مـیام مـگـه جز اومدن راه دیگـه ای هم دارم ؟ راستی تـو هم مـیخـوای بیای ؟
لبخندی بروم زد
باربد نگران نباش بهار .
تا وقتی داداش گلی مثل من داری غصه که خـوردن نداره !
با یه ابروی باال رفتـه نگـاش کردم
باربد نمـیـدونم فقط مـیـدونم مامان کـارت داره و احتماال راجب همـین
وقت کردی یه کم از خـودت تعریف کن؛ کی مـیریم؟
موضوع هم مـیخـواد باهات صحبت کنه
از روی تختم بلند شـدم و روتختیم رو با کشیـدن دستم روش
مرتب کردم باشـه…الان مـیرم ببینم چی کـارم داره
و از اتاقم خارج شـدم
از اتاقم که خارج شـدم باربد با زدن چشمکی به من وارد اتاق خـودش شـد
و در رو بست
با کلافگی راه اتاقم تا سالن پذیرایی رو طی کردم
مامان روی کـاناپه ای نشستـه بود و مجله ای دستش بود
رفتم و کنارش نشستم
مامانم نگـاهی بهم کرد و لبخندی زد….

لینک دانلود رمان کویر عشق

  • 35 views