دانلود رمان گناه دل  از آرزو هاشم آبادی 

دانلود رمان گناه دل  از آرزو هاشم آبادی 

ژانر :

گناه دل دختری ب نام دریا دلگیر از پدری ک براش پدری نکرده و اون و مادرش رو ب رسمیت نشناخته تصمیم میگیره ب خانواده خودش نفوذ کنه و از طریق برادرش از پدر انتقام بگیره و در این راه مرد جوان و جدییی ب نام آرماش بهش کمک میکنه تا ب نتیجه دلخواهش برسه و اما نمیتونه مانع اتفاقاتی بشه ک در پی این انتقام براش رخ میدن و برادری که بیخبر از وجود خواهر دچار عشقی ممنوعه میشه و دریا رو دچار عذاب وجدان میکنه.. اول رمان گناه دل کمی از پشت درخت فاصله میگیرم تا به خوبی به ساختمون بزرگ مقابلم دید داشته باشم… نفسم یکی در میون بیرون میاد و نمیدونم کی قراره این قلب لعنتی آروم بگیره… استرس وجودمو به آتیش میکشه و من خیره میشم به ماشین شاسی بلند سفید رنگی که اون سمت خیابون، درست مقابل همون ساختمون بزرگ،توقف میکنه… دستی به گوشه شالم میکشم و ریشه هاش میون پنجه هام قفل میشن و بغضی که راه گلموم رو میبنده و نگاه خیره ام پسری رو نشونه میگیره که با ابهت خاصی از ماشین پیاده میشه… لعنتی… با همون عینک دودی هم چهره اش شناخته میشه… رادوان پناهی، پسر ارشد سیاوش پناهی… پوزخندی روی لبم میشینه… منم پناهی بودم… اما پس چرا برای چندر غاز باید تا شب سگ دو میزدم؟؟؟ منم پناهی بودم پس چرا به جای خونه توی باالشهر، باید التماس اکبر آقا خیکی رو میکردم تا بلکه اجاره اون سگ دونی رو دیر تر بگیره؟؟؟ لعنتیاااا مگه من پناهی نیستم؟؟؟؟ چرا اینقد بین من و شما فرقه؟؟؟؟ سعی میکنم بغض انباشته شده ….

دانلود رمان گناه دل pdf از آرزو هاشم آبادی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان آرزو هاشم آبادی مـیباشـد
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان گناه دل
دختری ب نام دریا دلگیر از پدری ک براش پدری نکرده و اون و مادرش رو ب رسمـیت نشناختـه تصمـیم مـیگیره
ب خانواده خـودش نفوذ کنه و از طریق برادرش از پدر انتقام بگیره و در این راه مرد جوان و جدییی ب نام
آرماش بهش کمک مـیکنه تا ب نتیجه دلخـواهش برسه و اما نمـیتـونه مانع اتفاقاتی بشـه ک در پی این
انتقام براش رخ مـیـدن و برادری که بیخبر از وجود خـواهر دچار عشقـی ممنوعه مـیشـه و
دریا رو دچار عذاب وجدان مـیکنه..
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان آن سوی دلها
قسمت اول رمان گناه دل
کمـی از پشت درخت فاصله مـیگیرم تا به خـوبی به ساختمون بزرگ مقابلم دیـد داشتـه باشم… نفسم یکی در
مـیون بیرون مـیاد و نمـیـدونم کی قراره این قلب لعنتی آروم بگیره… استرس وجودمو به آتیش مـیکشـه و من
خیره مـیشم به ماشین شاسی بلند سفیـد رنگی که اون سمت خیابون، درست مقابل همون ساختمون
بزرگ،تـوقف مـیکنه…
دستی به گوشـه شالم مـیکشم و ریشـه هاش مـیون پنجه هام قفل مـیشن و بغضی که راه گلموم رو مـیبنده و
نگـاه خیره ام پسری رو نشونه مـیگیره که با ابهت خاصی از ماشین پیاده مـیشـه…
لعنتی… با همون عینک دودی هم چهره اش شناختـه مـیشـه… رادوان پناهی، پسر ارشـد سیاوش پناهی…
پوزخندی روی لبم مـیشینه… منم پناهی بودم… اما پس چرا برای چندر غاز بایـد تا شب سگ دو مـیزدم؟؟؟
منم پناهی بودم پس چرا به جای خـونه تـوی باالشـهر، بایـد التماس اکبر آقا خیکی رو مـیکردم تا بلکه اجاره اون
سگ دونی رو دیر تر بگیره؟؟؟ لعنتیاااا مـگـه من پناهی نیستم؟؟؟؟
چرا اینقد بین من و شما فرقه؟؟؟؟
سعی مـیکنم بغض انباشتـه شـده ….

لینک دانلود رمان گناه دل 

  • رمان های مشابه
  • دیدگاه ها0