دانلود رمان یاشار  از زهرا حسینی

دانلود رمان یاشار  از زهرا حسینی

ژانر :

یاشار تا حالا وارد زندگی مدلینگ ها شدید؟ این رمان قصه زندگیِ دو تا مدلینگ معروفه دختری که عاشقه و پسری که اونو نادیده میگیره… اون میدونه من دوسش دارم، میدونه منم مثلِ خودش آدمِ معروفی‌ام! قصه این عشق همه جا پیچیده و اون خودش هم اینو می‌دونه که من عاشقشم اما؛ اون منو نادیده میگیره! قصه، قصه منه… مدلینگِ معروفی که عاشقه، اما مغرور! آتریسایی که به هر دری برای با تو بودن میزنه و همه درها رو بسته میبینه… آتریسایی که زیرِ بار این عشقه نافرجام لِه میشه! من، دختری که برای لحظه‌ای دیدنه تو زندگیشو رها میکنه… خسته نمیشه، هیچوقت! پا پَس نمیکشه و کم نمیاره… و تو، تو مردِ متکبری که منو نمی‌بینه… و تو یاشاری که حتی منو لایق خوش گذرونی‌های خودت نمیدونی؛ تویی که بارها منو به جنون میکشی، بازی میکنی با تمامِ احساساتم و در آخر… امکان ندارد کسی تو را بیشتر از من دوست داشته باشد…! اصلاً حاضرم شرط ببندم! قرارمان همین فردا، تو او را بیاور، من هم… من هم ببینم… هنوز هم حکم قتل، اعدام است؟؟؟ اول رمان یاشار تو جام نیمخیز شدم و به ساعت نگاه کردم ساعت ۶ و نیم عصر بود!از دانشگاه که اومدم یک راست اومدم توی تختخواب و خوابیده بودم. گوشیمو برداشتم و به مهتا پی ام زدم_چه خبر؟ دو دقیقه طول نکشید تا جواب داد_آماده شو بیا امشب یاشار هم هست! پتو رو کنار زدم و خواستم بلند بشم که دوباره صدای دینگ دین گ گوشیم در اومد،شیما پی ام زده بود_فردا امتحان داریم یادت نره به استاد قو ل نمره ی باال دادی! واااای اینو کجای دلم بزارم؟؟؟نمرم پایین ..

دانلود رمان یاشار pdf از زهرا حسینی با لینک مستقـیم
برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF
  نویسنده این رمان زهرا حسینی مـیباشـد
موضوع رمان : عاشقانه
خلاصه رمان یاشار
تا حالا وارد زندگی مدلینگ ها شـدیـد؟ این رمان قصه زندگیِ دو تا مدلینگ معروفه
دختری که عاشقه و پسری که اونو نادیـده مـیگیره…
اون مـیـدونه من دوسش دارم، مـیـدونه منم مثلِ خـودش آدمِ معروفی‌ام!
قصه این عشق همه جا پیچیـده و اون خـودش هم اینو
مـی‌دونه که من عاشقشم اما؛ اون منو نادیـده مـیگیره!
قصه، قصه منه… مدلینگِ معروفی که عاشقه، اما مغرور!
آتریسایی که به هر دری برای با تـو بودن مـیزنه و همه درها رو بستـه مـیبینه…
آتریسایی که زیرِ بار این عشقه نافرجام لِه مـیشـه!
من، دختری که برای لحظه‌ای دیـدنه تـو زندگیشو رها مـیکنه…
خستـه نمـیشـه، هیچوقت! پا پَس نمـیکشـه و کم نمـیاره…
و تـو، تـو مردِ متکبری که منو نمـی‌بینه…
و تـو یاشاری که حتی منو لایق خـوش گذرونی‌های خـودت نمـیـدونی؛
تـویی که بارها منو به جنون مـیکشی، بازی مـیکنی با تمامِ احساساتم و در آخر…
امکـان ندارد کسی تـو را بیشتر از من دوست داشتـه باشـد…!
اصلاً حاضرم شرط ببندم!
قرارمان همـین فردا،
تـو او را بیاور، من هم…
من هم ببینم…
هنوز هم حکم قتل، اعدام است؟؟؟
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان خسارت زهرا حسینی
قسمت اول رمان یاشار
تـو جام نیمخیز شـدم و به ساعت نگـاه کردم
ساعت ۶ و نیم عصر بود!از دانشگـاه که اومدم یک راست اومدم
تـوی تختخـواب و خـوابیـده بودم.
گوشیمو برداشتم و به مهتا پی ام زدم_چه خبر؟
دو دقـیقه طول نکشیـد تا جواب داد_آماده شو بیا امشب یاشار
هم هست!
پتـو رو کنار زدم و خـواستم بلند بشم که دوباره صدای دینگ
دین گ گوشیم در اومد،شیما پی ام زده بود_فردا امتحان
داریم یادت نره به استاد قو ل نمره ی باال دادی!
واااای اینو کجای دلم بزارم؟؟؟نمرم پایین ..

لینک دانلود رمان یاشار 

  • 19 views