دانلود رمان سازی که صدایش تویی نوشته هنگامه امیدی

دانلود رمان سازی که صدایش تویی نوشته هنگامه امیدی

ژانر :

من آزادم، آزاد ابتکار. یکی از بهترین و مشهور ترین نوازنده هایی که دنیا به خودش دیده. بعد از اینکه سال ها تمام دنیا رو گشتم و با دخترهای مختلف رابطه داشتم، به ایران برگشتم. عشق برای من معنی نداره، زن ها هیچوقت جایی توی قلب من نداشتن. اما خبر نداشتم که قراره شیفته و شیدای چشم های سبز وحشی یه دختر بشم، دختری که از تمام مردها فراریه. خزان، دختری که قلب من رو برده، زندگیش پر از رازهای تاریکیه که من باید کشفشون کنم…

  • کیفیت PDF
  • تعداد صفحه 6218

دانلود رمان سازی که صدایش تویی نوشته هنگامه امیدی pdf

رمان سازی که صدایش تویی رمانی ایرانی در ژانر عاشقانه اثری از هنگامه امیدی نویسنده جوان ایرانی

بیست رمان مرجع رمان های ایرانی

من آزادم، آزاد ابتکار. یکی از بهترین و مشهور ترین نوازنده هایی که دنیا به خودش دیده. بعد از اینکه سال ها تمام دنیا رو گشتم و با دخترهای مختلف رابطه داشتم، به ایران برگشتم. عشق برای من معنی نداره، زن ها هیچوقت جایی توی قلب من نداشتن. اما خبر نداشتم که قراره شیفته و شیدای چشم های سبز وحشی یه دختر بشم، دختری که از تمام مردها فراریه. خزان، دختری که قلب من رو برده، زندگیش پر از رازهای تاریکیه که من باید کشفشون کنم…

گوشه ای از رمان سازی که صدایش تویی اثری از هنگامه امیدی :

پشت سر گذاشتن حیاط و بیرون زدنمان از خانه و رسیدن به خانه ی من چیزی کمتر از نیم دقیقه طول کشید. نگاهم که روی در نیمه باز حیاط خانه ام ثابت ماند، ترسی که در قلبم ریشه دوانده بود بزرگ تر و قوی تر شد. حتی اگر یک درصد به چیزی که چند دقیقه ی پیش با چشمانم دیده بودم شک داشتم حالا با دیدن باز بودن در آن یک درصد شک و تردید هم از بین رفته بود. پیش از آنکه بتوانم دست جلو ببرم و در را کامل باز کنم، آزاد بود که پیش قدم شد و جلوتر از من قدم به داخل حیاط گذاشت و من بی آنکه کلامی به زبان بیاورم قدم هایش را دنبال کردم. خانه در سکوت کامل به سر میبرد. هردو محتاطانه از پله های ورودی بالا رفتیم و با پشت سر گذاشتن آخرین پله با در کاملا باز سالن مواجه شدیم. نگران و مضطرب نگاهش کردم و دهن باز کردم تا حرفی بزنم اما او با گرفتن انگشت اشاره اش مقابل بینی اش از من خواست تا سکوت اختیار کنم.

آهسته سری به نشانه ی تایید تکان دادم و او باز هم جلوتر از من وارد سالن شد و با دقت نگاهش را به اطراف خانه چرخاند. همه چیز آرام به نظر مي رسيد. تمام وسیله ها انگار که سر جايشان بودند و بهم ریختگی که خبر از دزدی و سرقت بدهد به چشم نمیخورد. نگاه مبهمی با یکدیگر رد و بدل کردیم و بعد هر یک به سمتی از خانه قدم برداشتیم تا به دنبال سایه ای که من پشت پنجره دیده بودمش…

دانلود رمان سازی که صدایش تویی نوشته هنگامه امیدی

  • باکس دانلود
  • رمان های مشابه
  • عوامل و نویسنده
  • دیدگاه ها0

افزودن دیدگاه

هیج دیدگاهی ثبت نشده ;(