ژانر‌ها: اجباری

دانلود رمان تباهی به شرط انتقام  از یخ فروش جهنم 

تباهی به شرط انتقام دختری از لر های بختیاری که پدرش خان هست ودرشانزده سالگی به اجبار به نامزدی پسر خان یک روستا درمیاد تااون خان دخترشو به عقد برادرش دربیاره،دختر افسرده شده و برای هشت سال به کانادا میره و بعد از اون زمانی که بر می گرده متوجه این میشه که نامزدش زن صیغه ای داره و این کار باعث بهم خوردن نامزدی میشه. بر اساس رسومات جاری در خانواده مجبور میشه به عقد برادرشوهرش دربیاد که مبتلا به زالی (سندرم آلبینیسم یا سپیدی مو) هست. ایلدا در نگاه اول عاشق پسر میشه و رضایت میده اما برخلاف تصور ایلدا از این پسر خوش چهره و با موقعیت اجتماعی و خانوادگی عالی،پسر داستان ما تندخو عصبی و دارای تعصبهای بی جا و… است و ادامه ی داستان بر پایه زندگی بعد از ازدواج‌آنهاست که‌ منجربه‌اتفاقات‌ناگوار و گاهی خوشایند می شه و…. اول رمان یخ فروش جهنم – مامان جان غصه نخور .من یه روز از همه اینها پولدارتر میشم .اگه همین گنج قارون فردین برام گنج امین نشد، اسممو عوض میکنم میذارم شاسگول! بعد از کلی غر زدنهای جواد و پند و نصیحتهاش، در کلاس کنکور هنر ثبت نام کردم .روزهایی که کلاس نداشتم دور میدون انقلاب سی دی فیلم و نوار کاست و هرچیزی که به صدا و سیما و سینما مربوط میشد، میفروختم و شبها تا دیروقت پا به پای جواد درس میخوندم. اوایل ماهی چند روز به شهرستان میرفتم و هربار برادرها و پدر و مادرم دوره م میکردن که به شهرستان برگردم و اونجا به دنبال کار پدرم برم . به همین خاطر هروقت از شهرستان به….

دانلود رمان آرامش طوفان  از zahra_n

آرامش طوفان ارام دختری که به اجبار پدرش مجبور میشه با پسر رییس شرکت پدرش ازدواج کنه پسری خشک و مغرور و لجباز و یک دختر به اسم هلیا داخل زندگیش هست  و علاقه ای به ارام  نداره برای همین ارام رو اذیت میکنه و باعث میشه که….. اول رمان آرامش طوفان داخل اتاق بودم و طبق معمول در حال مگس پروندن حوصلم خیلی داخل خونه سر میرفت و نمیدونستم چیکار کنم حتی یک گوشی لمسی هم نداشتم که یکم داخل اینترنت بگردم از زمانی هم که مامان نسرین فوت کرده تنها تر شدم. وقتی که یاد مامان نسرین میوفتم گریم میگیره مثل الان برای پرت کردن حواسم از مامان نسرین از سر جام بلند میشم و داخل اتاق رو یک دور از نظر گذروندم هیچی داخل اتاق نبود که بخواد چشم کسی رو بگیره یک موکت و یک تخت و یک کمد که داخل کمدمم جز چند تا کتاب و چند دست لباس چیز دیگه ای نبود با یاداوری کتابام اه از نهادم بلند میشه خوب یادمه وقتی که دیپلم گرفتم با هزار تا شور و شوق میخواستم برای دولتی امتحان بدم ولی بابا گفت معنی نداره دختر بیشتر از این درس بخونه تا حاالا هم به لطف مادرت انقدر درس خوندی وگرنه تا همون پنجم ابتدایی هم بست بود که یک چی بلد باشی بنویسی بابام نگهبان یک کارخونه بود که خرج اجاره خونه و مواد غذایی رو به زور تهیه میکرد همیشه دوست داشت پسر داشته باشه ولی خدا بجای پسر منو بهش داد که اسمم رو ارام گذاشتن چون از همون روز که به دنیا اومدم انگار که میدونستم..

دانلود رمان چشم آهو  از مهلا حیدری

چشم آهو درباره دختری به اسم شیرین هستش… که طی اتفاقی با سعید آشنا میشه… و این دو عاشق هم میشن.. اما شیرین مجبور به ازدواج با شهاب میشه و سعید تصمیم به انتقام از شهاب میگیره… رمان پیشنهادی:دانلود رمان ترمه فاطمه حیدری

دانلود رمان گرمی آغوش تو  از رخشان

 سیروان یه پسر از خانواده پولدار و مرفه هست که عاشق بهاره دختر عموشه بابهاره نامزد میکنه در این بین بهاره تصادف میکنه و میمیره بهاره یه خواهر داره به اسم نفس که بعد از مردن بهاره خیلی افسرده میشه خانواده هاشون این دو جوون رو مجبور میکنن که ازدواج کنن چطور ممکنه سیروان بهاره رو فراموش کنه و  با خواهرش ازدواج کنه؟؟؟ آیا نفس قبول میکنه؟؟؟ اصل داستان واقعیه و کمی تخیلی اول رمان از زبون سيروان: واااااااااي بااااورم نميشه!!!آخرش بعد اين همه سال تونستم به مامانم و بابام بگم که عاشق بهاره ام يني ميشه مال من؟؟؟؟مال خودم؟خود خودم؟؟؟وااااااي ميخوام پرواز کنم بهاره دختر عمومه که از پنج سال پيش متوجه شدم که خيييلي عاشقشم درست موقعي که بيست سالم بود آره درسته الانم بيست و پنج سالمه تک فرزند محمود سپهري و الله رياحي ام و مهندسي برق خوندم توي دانشگاه تهران،خودمونم که اهل شيرازيم االنم تو شرکت خصوصي بابام و عمو مهران)باباي بهاره( مهندس برقم بهاره هم که عشق خودمه ۳۲ سالشه توي همين شيراز رشته ادبيات فارسي قبول شد و داره ليسانسشو ميگيره واااااي عاشقشم مامان:سيروان؟؟! سيرواااااان؟!!! از تو فکر در اومدم و گفتم:بله مامان مامان:چرا رفتي تو اتاقت؟بيا پايين بينم کارت دارم من:اومدم سريع از اتاق اومدم بيرون و از پله هاي به سرعت نور پايين رفتم و توي حال دنبال مامان ميگشتم که خودش گفت:تو آشپز خونه ام رفتم تو آشپز خونه:بله مامان چي شد؟زنگ زدي؟زن عمو مينا چي گفت؟قبول کرد؟بهاره چيزي نگفت؟ مامان که داشت با خنده منو نگاه ميکرد:اووووووو پسر چه خبرته؟خيلي هولي آآآآره قبول کرد فرداشب بريم واسه…

دانلود رمان سایه ی گذشته  از sogand n 

عسل در خانواده ای که برادرش خیلی متعصب زندگی میکنه با سامیار دوست میشه بعد از مدتی سامیار ولش میکنه وبه خارج کشورمیره ومجبورمیشه با… اول رمان عسل :الو سامی خیلی نامردی.. چی جوری میتونی منو ول کنی ..؟!! سامی :عسل جان تمومش کن من میرم یک ساله دیگه میام عسل:سامی تو رو خدا منو ول نکن من بدون تو میمیرم سامی:اه عسل تو رو خدا امشب حالمو نگیر بذار.. خاطره خوبی از هم داشته باشیم عسل: نمیتونم تو منو وابسطه خودت کردی ..تو منو گول زدی ازم سوءاستفاده کردی سامی:شر نگو ..عسل خودتم خواستی بعد هم من فقط بوسیدمت همین عسل:اخه سامی چه راحت میگی فقط بوسه ..!!میدونی اگرعرشیا بفهمه ..فقط باهات حرف زدم منو میکشه چه برسه بدونه منو بوسیدی خیلی بی وجدانی نه تنها جسمو دست زدی.. بلکه روحم دست زدی سامی:کی میفهمه ما باهم دوست بودیم ..هیچکی جز من وتو نمیدونه دیگه زیادش نکن مواظب خودت باش عسلم برام دعا کن ..بعدم پشت سر مسافر گریه شگون نداره.. بوس بوس خداحافظ بعدم صدای ممتمد بوق ..دلم میخواد بلند گریه کنم همه چی رو بشکونم ولی نمیشه با خانوادهی که دارم مخصوصا عرشیا برادر متعصبم.. که خودش هر غلطی میکنه عیبی نداره ولی برای من ننگه..!! خدایا اخه چرا گذاشتی وابسطش بشم چه راحت گذاشت رفت اصال به گریه های من توجه نکرد رفت خدا جون دوست دارم بمیرم یاد اولین روزی میفتم که سامیاربه من پیشنهاد دوستی داد .. تمام بدنم میلرزید که کسی منو ندیده باشه که باهم صحبت میکنیم وای باورم نمیشه سامیار بهم پیشنهاد داده باشه.. حدود یک ساله ازش خوشم میومد…

دانلود رمان نه من عاشق نیستم  از نازنین ۸۷ 

 داستان در مورد دختری به نام مهراناست که عاشق پسرهمسایه شونه اماصالح نمیدونه که تو یه آپارتمان زندگی میکنن صالح به زور قبول میکنه تا با مهرانا قرار بذاره اما برای اولین قرارشون شرط سختی میذاره : اینکه مهرانا باید برای قرار به خونه شون بره حالا تصور کنید خونه ی مهرانا طبقه ی دومه و خونه ی صالح طبقه ی پنجم… رمان پیشنهادی: دانلود رمان سربازی مختلط  

دانلود رمان میرم جای من اینجا نیست  از مهرناز کاویانی

داستان درباره دختری به اسم آرامه که با پسری که عاشقشه ازدواج می کنه و درست بعد از گذشت دو هفته از ازدواجش رفتار شوهرش تغییر میکنه و اونجاست که متوجه میشه علاقه ای در کار نبوده شوهرش نه تنها دوسش نداره بلکه یه جورای هم ازش متنفره و اتفاقاتی میوفته که نه تنها زندگی آرام و مهرداد بلکه زندگی اطرافیانشو هم عوض میکنه…. رمان پیشنهادی: دانلود رمان عروسک زخم خورده  

دانلود رمان از سکوت تا پرواز  از elahe.m.71

از سکوت تا پرواز دختری از جنس سکوت ، سکوتی که ناشی از دوران تلخی از زندگیشه ولی این سکوت با یه اتفاق رفته رفته میشکنه پرنده ای که با سکوتش زندونی قفس روزمرگی بود بالاخره راهشو پیدا میکنه تا پرواز کنه اما بهای این پرواز خیلی سنگین بود. این داستان درسته که تم ازدواج اجباری داره ولی تقریبا شباهتی به بقیه ی داستانا نداره… رمان پیشنهادی: دانلود رمان حریر باران