ژانر‌ها: ترسناک

دانلود رمان سکوت تلخ اثر الناز دادخواه و پانیذ میردار

داستان دخترکی به اسم نیکا که جسد خونین خواهرش را در یک شب سرد پاییزی درب منزلشان مشاهده می کند و زندگیش با دیدن بدترین صحنه عمرش تغییر می کند و تصمیم میگیرد که انتقام خواهرش را بگیرد …

دانلود رمان اتحاد شکسته جلد دوم (نسل خون)  از مهرناز احمدی

اتحاد شکسته جلد دوم نسل خون است و اتفاقاتش به فاصله ی چند ماه بعد از پایان جلد قبل شروع میشود و دو برادر جادوگر/شکارچی و دو دختر را نشان میدهد که بار دیگر درگیر اتفاقات ماوراالطبیعه میشوند! نکته: در این جلد شاهد حضور دیگر شخصیتهای فانتزی از رمان دیگر این نویسنده آناهید خواهیم بود اما نخوندن این رمان خللی در فهمیدن داستان ایجاد نخواهد کرد اول رمان برسام پوفی کشید و گفت: میگی چی کار کنم؟ بشینم به این فکر کنم که چرا یه جایی یه اتفاقی واسه یه نفر افتاده؟ من نمیتونم آرا! من عادت ندارم خودم و بند چیزاي بیخود کنم من عادت دارم بگذرم… از جا بلند شد نگاهش خیره به همان دختري بود که از کنارشان رد شده بود به آرامی گفت: مثلِ الان… بعدا میبینمت آرا. آرایلی بی حوصله چانه اش را به دستش تکیه زد و به سمت شیشه ي کافه خیره شد و از پسِ آن به سمت برسام نگاه کرد که با دخترِ مو بلوند و قد بلند حرف میزد، کسی روي صندلی مقابلِ آرایلی نشست و به آرامی گفت: سلام! دختر خنده اي کرد و گفت: گفتی اسمت چی بود؟ برسام نیشخندي زد و گفت: اسممو که هنوز نگفتم، گفتم؟ دختر با عشوه سرش را به دو طرف تکان داد و گفت: نه گمون نکنم گفته باشی! برسام تک خنده اي کرد و دستش را با سمت بازوي دکتر برد و به آرامی نوازشش کرد، وقتی که دختر عقب نکشید میدانست آخرِ این گفتگو به کجا ختم خواهد شد..

دانلود رمان ملورین  از نفیسه نوروزی

:  داستان از اونجا شروع میشه که آروان شخصیت رمان ما یه پیشنهاد به ترانه میده و باعث میشه زندگی دوتاشون به هم گره بخورهیه ازدواج اجباری از طرف خانواده ها که باعث  رخ دادن لحظه هایی زیبایی میشه  این چه طرز اومدنه نمیگی سکته میکنم….    

دانلود رمان بچه من  از مهتاب_ع .خبیث

در رابطه با دختری مذهبی که تو خانواده سخت گیری بزرگ شده. ماجرا از جایی شروع میشه که یهویی روی بدن و گردنش کبودی‌هایی به وجود میاد اما نمی‌دونه منشا این اتفاقات از کجاست  این ماجرا تا زمانی ادامه پیدا می‌کنه که حالت تهوع هم به سراغش میاد و اونجاست که‌ پدرش متوجه حالات دختر میشه. بعد از رفتن به دکتر و اومدن جواب ازمایش می‌فهمن دختر حامله‌ست!! حالا دختری که نه با کسی رابطه داشته و حتی پسری رو لمس نکرده چطور حامله شده؟ان رمان پیشنهادی: دانلود رمان افسون سردار دانلود رمان رد پای دیوانگی دانلود رمان آرامش قبل طوفان!

دانلود رمان کمد شماره سیزده  از ار.ال پ.استالین 

کمد شماره سیزده سلام لوک … بخت یارت!! » کی بود با من حرف زد ؟ راهرو پر از بچه های هیجان زده درمورد اولین روز مدرسه بود  من نیز هیجان زده بودم اولین روز من در کلاس هفتم بود اولین روزم درمدرسه ی راهنمایی شاونی ولی خودم می دانستم که این یک سال بسیار سخت و طولانی خواهد بود البته ریسک نکردم پیراهن شانسم را پوشیدم یک تی شرت سبز رنگ و رو رفته است که باید یواش یواش دورانداخته شود و جیب آن هم کمی پاره شده اس اول رمان کمد شماره سیزده نگاهی به حروف قرمز و سياه کامپيوتری پرچم تبليغاتی که در بالای راهرو بود انداختم حمايت کنيد تمام تيم های ورزشی پسرانه در شاونی ولی را اسکوايرز می خوانند از من نپرسيدکه آنها چگونه به اين اسم عجيب و غريب دست يافتند مشاهده ی پرچم کمی تپش قلبم را افزايش داد به يادم انداخت که بايد مربی بسکتبال را پيدا کنم و از او بپرسم که چه موقع تست می گيرد فهرست کاملی از کارهايی که می خواستم انجام دهم داشتم ببينم آيا می توانم در نوعی درمورد تيم بسکتبال پرس و جو کنم سری به آزمايشگاه کامپيوتر بزنم  برنامه ی خاص شنا پس از ساعات مدرسه شرکت کنم من تا آن زمان هرگز به مدرسه ای که استخر شنا داشته باشد نرفته بودم و ازآنجا که شنا ورزش دوم من است درموردش برنامه هايی داشتم لوک  سلام ! «پرخيدم و دوستم هنا مالکُم را پشت سرم ديدم که مثل هميشه شاداب و پر از شور و نشاط بود هنا موی کوتاه مسی فامی دارد…

دانلود رمان وارث انتقام  از مریم مرادپور 

در واقع در این رمان تقریباً مقداری از افراد و اتفاقات واقعی بوده و به صورت اغراق‌آمیز در چند مورد تراوشات ذهن نویسنده می‌باشد رمان در مورد پسر دانشجویی است که ناخواسته در روند انتقام از ما بهترون قرار گرفته و به هر طریقی قصد آزار رسوندن به اون رو دارند که با کمک فردی متوجه دلیل این حوادث می‌شود و در جهت نجات خود…

دانلود رمان عشق به یک آلفا  از زهرا .ن 

دختری به زلالی اب ….. به زیبایی خورشید …. سلن راد دختره مھربون ولی لجباز …. مردی مرموز …. دنیایش به تاریکی شب …. ساتکین اندرا مردی با دلی سنگی ولی مھربان. خب در ادامه سرنوشت این دوتا رو روبری ھم قرار میده واین دوتا عاشق ھم میشن اما با ورود برادر سلن که ھمه فکر میکردن مرده و توی رسیدن سلن به ساتکین وقفه میندازه .وایا سلن وساتکین به ھم میرسن چه کسی میدونه اینده چه چیزی براشون رقم زده.. اول رمان (سلن) باصدای الارم گوشیم بیدار شدم یه نگاه به ساعت انداختم ۹بود از تختم بلند شدم وبه سمت سرویس اتاقم رفتم بعد از گرفتن یه دوش به سمت کمدم رفتم یه دست لباس راحتی برداشتم وپوشیدم جلوی میز ارایشم نشستم وموھای قھوه ایم که تا کمرم میرسید رو خشک کردم تو اینه به خودم نگاه کردم… پوست سفید وصاف .چشمای سبز تیره .ابروھای ھشتی  دماغ کوچیک وقلمی .قدمم که ۱۷۵ بود وخدارو شکر لاغر بودم . دست از انالیز صورتم برداشتم وبه سمت اشپزخونه رفتم … من:مامان جون کجایی ؟ مامان:بیا دخترم تو اشپزخونه ام . من:اومدم مامان:صبح بخیر دختر خوشگلم من:صبح توام بخیر مامان جونم . مامان:بیا صبحونه بخور من:مامانی بابا نیست ؟ مامان:نه دخترم امروز بابات قرار داد داشت زود تر رفت. من:اھان.

دانلود رمان مرگ مرا باور کن  از ف.شیرشاهی 

: جنی‌ دختر جوانی‌ست که سال‌هاست از طعم مهر و محبت پدرانه دور بوده و حال پدرش خواستار دیدار با اوست. با بازگشت او به زادگاه‌اش، دنیای تاریکی او را به سمت خود فرامی‌خواند. «مرگ» حوالی زندگانی دخترک پرسه می‌زند. زمزمه‌ای او را به سمت بی‌راهه‌ها می‌کشاند و…

دانلود رمان دراکولا  از برام استوکر 

دراکولا در زمان های قدیم یک شوالیه به اسم لرد دراکول یک زن بسیار زیبا داشته و در آن زمان ها جنگی پیش آمده و لرد دراکول به جنگ رفته و چند وقت بعد از این که از زمان شروع جنگ گدشته خبری مبنی بر کشته شدن لرد دراکول به همسر او داده میشود که این عمل موجب خودکشی همسر او شده و وقتی که لرد دراکول به شهرش برمی گردد و از ماجرا با خبر میشود به خاطر این که سردار جنگ بوده و احترامی داشته نزد کشیش رفته و از کشیش درخواست مراسم دفن همسرش را دارد. اما کشیش و مردم به حرف او گوش نکرده و لرد دراکول شمشیر خود را که توسط آن هزاران روح را گرفته به کلیسا برده و آن را در مجسمه مسیح فرو می برد ناگهان خون از مجسمه جاری شده و لرد دراکول از آن خون می نوشد و…. رمان پیشنهادی: دانلود رمان عروس زیبای من

دانلود رمان شیطان یتیم  از فاطمه موسوی

شیطان یتیم مینا و وحید بعد از اینکه سومین بچشون رو از دست دادن تصمیم گرفتن که کودکی رو به فرزندی بگیرن و راهی یتیم خونه می شن و اونجاها میدونم کامل نبود اما زیاد توضیح بدم کل رمان لو میره مقدمه: گرگ عاشق شده بود عاشق طعمه اش نزدیکش شد بوییدش بوسیدش و با دندان گلویش را درید افسوس ذات احساس نمی شناسد دردش هر لحظه بیشتر میشد سعی می کرد با کشیدن نفس عمیق دردش رو تسکین بده خیابون ها از شانسش شلوغ بودن وحید با سرعت به سمت بیمارستان می روند سرعت ماشین حالش رو بدتر می کرد با درد ناگهانی که توی دلش پیچید جیغی بلند زد و مانتوش رو توی دست هاش فشرد بالاخره ماشین جلوی بیمارستان توقف کرد وحید پیاده شدو چند دقیقه بعد با یه ویلچر برگشت یه پرستار سن و سال دار به مینا اول رمان شیطان یتیم دوباره همون درد طاقت فرسا توی دلش پیچید پرستار خیلی آروم ویلچر رو هل میداد تا صدمه ای به مینا و بچش وارد نشه توی راهرو خلوت بود حتی یک نفر هم توی راهرو نبود خیلی عجیب بود اما اون لحظه فقط خلاص شدن از شر اون درد برای مینا مهم بود نفسی عمیق کشید و دستش رو بالا آورد تا موهاش رو که از زیر شالش بیرون زده بودن رو کنار بزنه که با دیدن خون های قرمز رنگ روی دستش متوقف شد مانتوی سبز رنگش خونی شده بود دستش همونطور مونده بود متوجه صدای ریزش چیزی مثل آب شد خون مسیری رو که با ویلچر طی کرده بودن رو پر کرده بودپرستار بی توجه به موقعیت..

دانلود رمان هاش  از یه دخی آروم

درباره ی دختری به نام هانا است که یک خواهر به اسم سوزان دارد او پدر و مادرش را از دست می دهد و به یک محله ی فقیر نشین می رودو با مایکل(پسر شریک پدرش) ازدواج می کند و وارد خانه ای می شود و جن زده می شود ​مایکل پسری است که از ۱۰ سالگی عاشق هانا است ولی در ۱۸ سالگی متوجه می شود که او یک فرزند قانونی نبوده است و این باعث می شود .مسیر زندگی اش تغییر کند اما بعد از ازدواج با هانا در تلاش است که همسر خود را از حسار ان جن ازاد کند که با اتفاقاتی روبه رو می شود نمی تنستم از این خونه بگذرم…

دانلود رمان حوالی وهم  از الناز شاه ملکی مستقیم

تا حاال شده یه پشت بوم رفتن، سرنوشتتون رو عوض کنه… باعث شه اتفاقات ترسناک و عاشقانه ای واسه تون رخ بده.. برا ی من شده! از وقتی که پام رو روی پشت بوم خونه مون گذاشتم سرنوشتم تغییر کرد، ماجراهای عجیبی واسهام پیش اومد؛ اول ماجراهای ترسناکی که امید زندگی رو ازم گرفت و بعد.. اول رمان ناامید از کل دن یا، در گوشهای خود را به آغوش کشیدهام و انتظار می کشم؛ باالخره ی ا مرگ فرا می رسد، یا معجزه! در تاری ک ترین نقطهی زندگی ام ناگهان کورسوی نور ی جلب توجه م یکند، آن کورسوی نور شاید همان معجزه ایست که انتظارش را می کشم. هنگامی که حس م ی کنم پشتم خالیست، تو م یآیی و تک یهگاهم می شوی، تو برای من همان معجزه ای! تو آمده ای تا به من ثابت کن ی، این جا، حوال ی وهم و وحشت، چی ز دیگر ی هم وجود دارد؛ چیز ی به نام عشق! سینی چایی رو جلوی میالد گرفتم و وقتی یه فنجون برداشت، کنارش نشستم. میالد عموم بود؛ عمو ی بیست و دو ساله ام، یعنی فقط دو سال اختالف سنی داشتیم؛ خدا میدونست که من می الد رو از خواهر و برادرم هم بیشتر دوست داشتم و باهاش راحت تر بودم، مادربزرگ و پدربزرگم فوت شده بودند و به همین دلیل م یالد زیاد خون ه ما می اومد، اما به خاطر عالقه شدیدم نسبت بهش، اصال از این موضوع ناراحت ی ا عصبی نم ی شدم، مامان هم که میالد رو از بچه هاش بیشتر دوست داشت از اومدنش خیلی…..

دانلود رمان کمپ تابستانی  از andrea

سه دختر که یه تابستون متفاوت رو آرزو می کنند و حس ماجراجوییشون اون ها رو به یه کمپ عجیب ولی زیبا می کشونه بدون اینکه بفهمن با رفتن به اونجا سند مرگ خودشون رو امضا می کنند بدون هیچ اطلاع قبلی راجب اینکه اون قراره براشون به کمپ مرگ تبدیل شه اول رمان با هر قدم کفش های کتونی ما روی نی زم که تازه بارون باریده بود خیس و خیس تر می شد اما احساس جالبی بود بعد از ظهر ز بای یی بود از قدم زدن توی نی ا روز بارونی به همراه دو تا از بهتر نی دوستام لذت می بردم هی مرحله از زندگ می رو به پایان رسوندم ید گه انگار بزرگ شده بودم با خودم رو برای رفتن به دانشگاه آماده می کردم فکر می کنم اگه به امتحانات گند نزده باش می نیا آخر نی باری باشه که مس ری مدرسه تا خونه رو به همراه لاریسا و سامر طی م ی میکن سامر ی: ادش بخ ری چقدر از ا نی مس ری مدرسه تا خونه هامون خاطره داشت می بهتر که مدرسه هم تموم شد و دیگه مجبور نیستم ی ق ی افه نحس برایان رو بب نمی !! یلار : سا هـــی آنار ای دی نبا بذاری تابستونت واسه هی پسر خراب شه ! درسته حق با توئه لاریسا دلم هی تابستون متفاوت و به ادی موندنی می خواد ! سامر با چشم های ی ز رکش بهم چند لحظه بهم خیره شد و گفت: درسته که با دوست پسرامون بهم زد می ولی لی دل ی نم شه مثل دختر  

دانلود رمان دکل  از الیخاس

همه ی اتفاقات مربوط به یک دکل قدیمیه نقطه ی مشترک همه شخصیت های داستان برمیگرده به دکل.. هرکس که خودش رو درگیر ماجرای دکل کرده یا مرده یا میمیره// اول رمان دکل ﮔﻮﺷﯽ اش را ﺑﯿﺮون آورد و ﭘﯿﺎﻣﮏ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﺮخ زد: ﻣﻦ دارم ﻣﯿﺮم ﺳﺮاغ اﯾﺴﺘﮕﺎه رادﯾﻮ…ﻣﻄﻤﻌﻨﻢ ﯾﻪ ﭼﯿﺰی دﺳﺘﮕﯿﺮﻣﻮن ﻣﯿﺸﻪ!! ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻌﺪی را ﺑﺮای ﺧﻮاﻫﺮش ﻓﺮﯾﺒﺎ زد ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ ﺧﻮاﺳﺖ ﮔﻮﺷﯽ اش را ﺧﺎﻣﻮش ﮐﻨﺪ ﺷﺎﻫﺮخ ﺟﻮاﺑﺶ را داد:ﻧﺮو…ﺑﺰار ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﻢ!! ﻓﻬﻤﯿﻪ ﭘﻮزﺧﻨﺪی زد و ﺗﻮی دﻟﺶ ﻟﻘﺐ ﺗﺮﺳﻮ را ﺑﻪ ﺷﺎﻫﺮخ داد ﺑﻼﺧﺮه دﻟﺶ را ﺑﻪ درﯾﺎ زد و ﮔﻮﺷﯽ اش را ﺧﺎﻣﻮش ﮐﺮد ﻣﻘﻨﻌﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﺶ را ﺟﻠﻮﺗﺮ ﮐﺸﯿﺪ و ﻣﻀﻄﺮب ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ اﻃﺮاف اﻧﺪاﺧﺖ… اﺻﻮﻻ اﯾﻦ ﺷﻬﺮ زﯾﺎدی ﺧﻠﻮت ﺑﻮد ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ آن ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ دﯾﮕﺮ ﭘﺮﻧﺪه ﻫﻢ ﭘﺮ ﻧﻤﯿﺰد ﭘﺲ ﺟﺎی ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻧﺒﻮد ﺑﺎ اﯾﻦ ﺣﺎل اﺳﺘﺮس داﺷﺖ ﺑﻼﺧﺮه ﮐﺎرش ﻏﯿﺮ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﻮد ﻧﺒﻮد؟؟ﻗﻔﻞ را ﺑﺎ ﮐﻠﯿﺪی ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﺎز ﮐﺮد و داﺧﻞ ﺷﺪ…زﯾﺎدی ﺗﺎرﯾﮏ ﺑﻮد ﺣﺴﺎﺑﺶ را ﮐﺮده ﺑﻮد ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﯾﮏ ﭼﺮاغ ﻗﻮه ﮐﻮﭼﮏ از ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺮاﻫﺶ اورده ﺑﻮد… ﭼﺮاغ ﻗﻮه را روﺷﻦ ﮐﺮد و روی وﺳﺎﯾﻞ و اﺷﯿﺎ اﻧﺪاﺧﺖ…ﻫﻤﻪ ﮐﻬﻨﻪ و زﻧﮓ زده ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻤﯽ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﺗﺮ رﻓﺖ اﺗﺎﻗﮏ ﻋﺎﯾﻖ در ﻧﻮر ﭼﺮاغ ﻗﻮه ﻧﻤﺎﯾﺎن ﺷﺪ… ﺧﻮدش ﺑﻮد اﺗﺎﻗﮏ رادﯾﻮ ﺑﯽ ﻣﻌﻄﯽ وارد اﺗﺎﻗﮏ ﺷﺪ و روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪه ﻧﺸﺴﺖ ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﻪ دم و دﺳﺘﮕﺎه از ﺑﯿﺦ و ﺑﻦ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﻮد و ﻣﺎل دوره ی ﻋﻬﺪ ﺑﻮق اورا ﺑﻪ وﺟﺪ آورده ﺑﻮد…ﮔﻮﺷﯽ اش را ﺑﯿﻮن درآورد و ﭼﻨﺪ ﻋﮑﺲﮔﺮﻓﺖ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﮑﺲ ﻫﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺒﻮد ﻧﻮر اﻓﺘﻀﺎح ﺑﻮد ﮐﻤﯽ ﺳﺮک ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﭼﯿﺰ ﻣﺸﮑﻮﮐﯽ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﯾﮏ ﺗﺎﺑﯽ ﺧﻮرد و ﺗﻮی ﻣﯿﮑﺮوﻓﻦ ﺷﺮوع ﺑﻪ…

دانلود رمان جن گیری شیدا  سروش.م

جن گیری شیدا پس از حوادث های اتاق کاهگلی شیدا به همراه همسرش به شهر خودش ( تهران ) بر می گرده تا زندگی جدیدش رو شروع کنه شیدا فکر می کرد با کاری که انجام داد نفرین از بین رفته اما برخلافش یک رویداد وحشتناک تر سیاه تر و در یک کلام بد تر در انتظارشه حتما دانلودش کنید بخش اول رمان جن گیری شیدا دانلود رمان  تب پگاه رستمی دوربین؟ آماده شارژ کامله؟ آره همه چیز مرتبه؟ مرتبِ مرتب همه چیز برای تهیه ی یک گزارش هیجان انگیزآماده است هوای خنک و دلنشین، محله ی قدیمی با منظره ای زیبا از دیوار های نیمه کاهگلی و آجری  سوت و کور و بدون سر و صدا واقعا لذت بخش است من به همراه همکارم برای تهیه ی فیلمی مستند، به یکی از عجیب ترین و مرموز ترین مکان هایی پا گذاشتیم که شایعه و حرف و حدیث های زیادی در موردش شنیده شده است من فیلمبردار و تقریبا همه کاره پروژه هستم همکارم “نگین” مسئول شرح گزارش است دو سال از من کوچکتر و دانشجوی رشته ی خبرنگاری است مدت زیادی نیست که وارد این کار شده، تقریبا هفت ماه است که با هم کار می کنیم او در دروسش موفق است و همین طور علاقه زیادی به کارش دارد با هوشیاری و دقت تمام، وسایل و هر چیزی رو که لازم است، آماده میکند شوق و انرژی زیادی داره و علاوه بر آن… لبخند زیبایی دارد که چهره اش رو دلرباتر می کند با بشکن نگین، از خیره شدن به او و همچنین احساسات درونیم، جدا شدم دستش رو جلویم تکون داد و با خنده گفت: کجایــی؟ حواسم رو جمع کردم بدون

دانلود رمان ساعت 25 جلد دوم (سفر بی پایان)  از نرگس نعمت زاده

ساعت ۲۵ دختری از جنس بهار که چهار سال به پای عشقش سوخت و مردی به نام هیراد که تن به ازدواج اجباری داد حالا هیراد بعد از چهار سال، درست وقتی بهار تصمیم به ازدواج می گیره از کانادا با زن و بچه برمیگرده، تا به هرقیمتی شده جلوی ازدواج عشقش رو بگیره اول رمان ساعت ۲۵ می تونی چشماتو باز کنی پلک هام رو با اکراه از روی هم برداشتم چند بار پلک زدم تا بتونم خودم رو واضح ببینم به جلو متمایل شدم خوشگل شده بودم همونی که توقع داشتم،ساده و شیک مادرم با خوشحالی اومد پیشم و گفت: مثل ماه شدی بهار مبارکت باشه به زور لبخند زدم و گفتم:مرسی مامان هرکسی که تو آرایشگاه بود اومد و بهم تبریک گفت از جمله نفس و نیلوفر می دونستن اصال خوشحال نیستم واسه همین اونا هم از ته دل خوشحال نبودن و فقط نقش بازی می کردن نفس هم خوشگل شده بود مثل عروسک نیلوفر هم همینطور اما خب نیلوفر خیلی خانم تر از ما به نظر میومد مریم خانم، مادر شخصی که تا ساعاتی دیگه قرار بود به طور رسمی همسرم شه، جلو اومد و با لبخندی مهربون گفت: خیلی ناز شدی عروس قشنگم انشاهلل خوشبخت شی باز هم با لبخندی زوری بغلش کردم و گفتم:ممنون مریم خانم…

دانلود رمان ویلای نفرین شده  از گروه star

وسلای نفرین شده داستان درباره پنج دختر شر و شیطونه که تازه کنکور دادن و یه جایی قبول شدن و قراره همگی باهم برن دانشگاه اونجا تصمیم گرفتن که برن ویلای یکی از بچه ها ولی نمیدونن که سرنوشت براشون توی این ماجرا چی نوشته حالا خودتون بخونید و به داستان این پنج تا دختر پی ببرین. رمان پیشنهادی: دانلود رمان شاپرک داغ دیده

دانلود رمان مرزی از جنس تاریکی  از nika.em – sogol.tisratil

از جنس تاریکی دو دختر ویک پسر که همسایه های هم هستن دو سال در باره ی جن تحقیق می کردن و حالا یکی از آن ها توجه اش در اینترنت به تله کینزی جلب میشود و … رمان پیشنهادی: دانلود رمان خط و نشان مسیحه زادخو دانلود رمان از جنس تاریکی موبایل رو توی دستم جابه جاکردم و ولومش رو زیاد کردم.به جاهای حساس رمان نزدیک شده بودم که صفحه گوشیم سفید شد و شروع کرد به لرزیدن.رو صفحه و عکسی که از خودش بود و با نیش باز به دوربین خیره شده بود گوشی اسم”تمنا” خودنمایی میکرد.زیرلب گفتم: خروس بی محل! و دایره سبز رو به سمت دایره قرمز مشیدم.همینطور که هندزفری هام تو گوشم بود ،جواب دادم:چرا تو این قدر نحسی؟ صدای خندش تو هندزفری پیچید: توهم که همش درحال تیکه انداختنی!یعنی تا فرصت گیرت اومد تیکه بنداز! خـوب؟خندم گرفت: روش فکر میکنم!خب حاال غرض از مزاحمت؟ تمنا چیه؟باز داشتی رمان میخوندی؟خوشحالم که تونستم باعث شم اعصابتو خط خطی کنم.راستی من که مزاحم نیستم!مراحمم!میخواستم بگم بیا تو حیاط حوصله ندارم بیام تمنا بابا امیر یه چیز باحال پیدا کرده چه چیزی؟ تمنا بیا خودت ببین به خدا اگه چیز مهمی و به دردبخور نباشه..اسخواناتو خورد میکنم! تمنا خندید و تماس رو قطع کرد.پوفی کشیدم.به لباسم نگاهی انداختم.یه شلوار راحتی و یه تیشرت سیاه تنم بود که رو با رنگ قرمز نوشه بود: لباسام خوب بود و در ضمن من که باتمنا و امیر راحت بودم!چه فرقی داشت که چه با کالس جلوشون لباس پوشیده باشم و چه بی کالس! هندزفری رو از مبایل کندم و موبایل رو توی جیبم گذاشتم.از رو تخت بلند شدم و …

دانلود رمان خیزش تاریکی  از Es_shima

: شکار یا شکارچی؟ کشته می‌شوی یا می‌کشی؟ آیا کسی از تاریکی و سرنوشتش راه فراری می‌یابد؟ صدای زوزه‌ی بلندی، ترس و لرز را به همراهش می‌آورد. خیزش تاریکی در راه است… لینک رمان به درخواست نویسنده اثر برداشته شد

دانلود رمان مجازات گر 

ازات گر قصه ی ما درباره ی دختری به اسم آدیشه.. دختری که وجودش با خشم آمیخته شده..خشم از چی؟ از کی؟ شعله ی این خشمو چی برافروخته نگه میداره؟ خوب معلومه انتقام..انتقامی شیرین که آخرش به تلخی می زنه از اون تلخیا که آدمو از چشیدن دوباره ی اون شیرینی بازمیداره ولی اون بازم به کارش ادامه میده دانلود رمان شوکران هوس مسیحه زادخو متن اول رمان ازات گر انتقام هم خوابه ی خشم است، هم پیکر نفرت. انتقام کابوسی است که نه مظلوم می شناسد نه ظالم. آنان که به دنبال عدالتند به خاطر خشمشان نیست که عدالت می طلبند، این انتقام است. آنان به دنبال عدالتند چراکه رنج برده اند، چرا که درد کشیده اند. و رنج و خشم هرگز در یک سطح نخواهند بود هر چقدر این خشم عمیق، تکان دهنده، و بیچاره کننده باشد. انتقام پیکرمظلوم و ظالم است، هر دو چروکیده و بی جان، کنار خیابان. واسه ی هدفش دور احساسش یه دیوار سنگی بلند کشیده تا از نفوذ هر حسی بهش جلوگیری کنه چرا؟ چون اون ازاتگره..ازات می کنه به چه جرمی؟ با کدوم مدرک؟ با حکم چه کسی؟ چه اتفاقی باعـث شده آدیشه بشه ازاتگر؟ امّا اصل قصه از جایی شروع میشه که آدیشه می فهمه تنها نیست تو چه کاری تنها نیست؟ در ازات کردن با یک لرزش نامحسوس تن وقتی در حال انجام کار های روزمره هستی و به یک باره حالت دگرگون می‌شود، این همان مرگ است نزدیک است ترس و دلهره دیگر تمام می‌شود، بعد از مرگ دیگر هیچ چیز نمی‌تواند باعث ترساندن تو شود مرگ در می‌زند آماده‌ای؟ برای جهانی دیگر آماده ای؟ برای چهره‌ی جدیدت، صدای جدیدت صدای آدم ها در اعماق زمین تغییر می‌کند برای ازات چطور؟ آماده‌ای؟ خلاصه: جهان پس از مرگ پر از راز و رمز، پر از پاداش و کیفر های متفاوت و پر از آدم هایی که گمان می‌کردند در دنیا جاودانه‌اند و حال نه دنیا را      

دانلود رمان هیچکسان  نشاط sober

: این رمان داستان زندگی یه پسر به اسم بهـــراد هست که بعد از مدتی متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه که ممکنه شیطانی باشن  بعد از مدتی به پیشنهاد اطرافیانش به یه نفر که مشهوره با جن ها در ارتباطه مراجعه می کنه و متوجه میشه گروهی از جن های یهودی////

دانلود رمان کاتالپسی  از زینت عزتی نژاد

ژینا دختری معمولی که همراه دوستاش به خونه های جن زده میرن…. اخرین خونه ای که ژینا میره اتفاق های عجیبی براش میافته//// در راه برگشتن تصادف می کنه و ژینا به کما میره…. ژینا در کما به حقایقی میرسه که زندگی اش رو تغییر میده/////

دانلود رمان باغ ممنوعه  از پردیس شریعتی 

باغ ممنوعه داستان درمورد دختریه که به باغ روبه روییشون مشکوک می شه و از سر شیطونی و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ دربیاره که چرا همیشه درش با زنجیر و قفل بسته اس؟ چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟ اصلا داخل این باغ چی هست؟ وکلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق هولناکی درحال وقوعه و… اول رمان باغ ممنوعه -آخ جون! از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا. بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود. بابا_خیلی خب حاال دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها باال و پایین می پره. -آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود. در ضمن دلمم واسه ی گلنار و الهه خانوم و حاج حسین خیلی تنگ شده. مامان که از آشپزخونه اومده بود بیرون گفت: -راست می گه منم خیلی دلم تنگ شده براشون. خوب شد که برنامه گذاشتیم بریم باغ درسته که امسال تنهاییم و خاله اینا نیستن باهامون، ولی هم ما دلمون تازه میشه هم الهه و حسین آقا. یاد سال قبل افتادم که با خاله اینا رفته بودیم باغ. چه تعطیالت مسخره ای، با وجود اون رهای افاده ای اصال بهم خوش نگذشت چه خوبه که امسال خاله اینا نیستن. از فکر خودم خنده ام گرفته. بود که بابا گفت: -پس وسایلو کم کم آماده کنید که پس فردا راه بیافتیم. هر چیزی که الزم دارید بردارید چون به احتمال زیاد نصف تابستونو اونجا بگذرونیم. خوشحالیم دو برابر شد. من هیچ وقت از اون ده قد..

دانلود رمان برده خون آشام  از مهین مقدسی فر

: مدیس از همه ی اون خوناشام ها فرار میکنه از جنگی که در درونش بین خودشو اون دو تا خون آشام هست خسته شده به شهر خانواده ی پدریش میره ولی متوجه میشه که اونجا یه چیزایی اشتباهه ایزاک براش بشدت آشناست میخواد تو اون دهکده برای خودش یه زندگی جدید بسازه بدور از همه ی خوناشام ها میخواد قدرت هاش و از همه پنهان کنه ولی مجبور میشه با ایزاک وارد رابطه بشه رابطه ای که عمرش برای خودش فقط یه شبه اون هر شب خواب های عجیب و غریب میبینه و وقتی توی یکی از خواب هاش ویلیام و توی خطر میبینه مجبور میشه دوباره برگرده با چیزایی مواجه میشه که باعث درد کشیدنش میشه ولی با همه چیز مقابله میکنه تنها چیزی که نمیتونه باهاش بجنگه احساساتیه که به رافائل داره رافائل نفرت

دانلود رمان من سرگردانم  از zohre_s_p 

من سرگردانم داستان درمورد دختریه که بخاطر مخارج زندگیش مجبوره بره کارکنه,توخونه ومحل زندگیش اتفاقایی براش میفته که زندگیشوتغییرمیده,اما اینکه چطورزندگیش عوض میشه باید صبرکنید و منتظر اتفاقات باشید … رمان پیشنهادی: دانلود رمان طوفان دیگر  

دانلود رمان جن زاده ی دورگه  از مهسا صفری 

داستان زندگی یک دختر دبیرستانی سال آخری به نام مهسا و دوستش مبینا را نقل می‌کند که هر دو بی‌خبر از عمق وجودشان، در استان کرمانشاه زندگی می‌کنند. در این میان موجودات غیرانسانی و خواب‏‌های موهومی که هر شب آن‌ها را دچار تردید می‌کنند، به ذهنشان هجوم می‌آورند. اما چرا باید آ‎ن‌ها قربانی وحشت می‌شدند؟! اول رمان هضم اتفاقاتی که تنها دقایقی پیش روی داده بود، برایش سخت بود. با دست پیشانی‎اش را فشرد و به امید رهایی از افکار منفی، چشم به تخته‌ی سفید کلاس دوخت و زیر لب زمزمه کرد: – شاید همه‌ش یه تخیله اما… بازگشت دوباره‌اش او را لحظه‌به‌لحظه ناامید و لبریز از نگرانی می‌کرد. می‌ترسید که بازهم چهره‌ی ناشناخته و دلهره‌آورش را ببیند؛ چشمانی که از حدقه بیرون زده بود و دهانی که همچون دهانه‌ی تاریک غار، گشوده شده بود. سیاهی چشمانش بر روی پوستی سفید و براق، نمایان و آشکار بود. سؤالی که در تمام این مدت ذهنش را در برگرفته بود، این بود که چرا او باید این لحظه را می‌دید؟

دانلود رمان این خانه به فروش می رسد  از محمد زارعی 

این خانه به فروش می رسد روایتی حقیقی از یک خانه در گوشه ای از تهران که به دست شیطان و نیرو های ماوراء الطبیعه تسخیر و کنترل می شود. چون مالک اصلی این خانه، شیطان پرستیست که آن را وقف شیطان کرده است. (این اثر برداشت آزاد نویسنده از چند واقعه می باشد.) هشدار این اثر دارای صحنه های حساس و حاوی هیجان و ترس است، از این رو خواندن آن برای افراد زیر شانزده سال و کسانی که هیجان برای آنها مناسب نیست، توصیه نمی شود.. اول رمان این خانه به فروش می رسد در نزدیکی های شهر تهران پیرزنی شیطان پرست زندگی می کرد، فرزندان این پیر زن که در خارج از کشــور سکونت داشتند، از این مسئله خبر نداشتند. بعد ُ از گذشت چند ســال پیر زن مرد، ولی قبل از مرگش و در مراسمی خانه اش را وقف شیطان و ارواح خبیثه کرد. فرزندان او که به خاطر فوت مادرشان مجبور به بازگشت به ایران شده بودند، در همان شب اول سکونت در خانه متوجه یک سری تغییرات اساسی و عجیب شدند. روز خاکسپاری و بعد از بازگشت از کلیسا آنها دور هم جمع شدند تا برای اموال باقی مانده تصمیمی بگیرند. چند هکتار باغ های َرهان که از توابع دماوند می شود را فروختند و فقط همین خانه برایشان اطراف ا ماند. آردان که برادر کوچک تر بود خانه را در اینترنت برای فروش گذاشت. ولی رادان برادر بزرگ تر به آقای ســاعدی که یکی از مشاور امالکی های با سابقه و زبان باز آن منطقه بود سفارش کرد تا خریداری خوب برای آن …

دانلود رمان کژال منی  از Mahsa g i 

کژال منی سمت بیبی رفتم، بنده خدا کنار تنور مشغول پخت نون شیری خوشمزه بود بیبی با اون دستهای پینه بستهاش با عشق نونها رو به داخل تنور می زد بعد مرگ مادر بیبی ازم نگهداری کرد، پسرش زیر دستهای خان ده جون داد اما هنوز سرپاست! همین نیرویی بیبی من رو به اینجا رسوند… اول رمان کژال منی سمت بیبی رفتم میخواست نون رو به داخل تنور بزنه که دستش رو گرفتم که ترسیده سرش رو بلند کرد و هینی کشید گفت: دختر گیس بریده ترسیدم، این چه کاری بود که تو کردی؟ در جواب حرف بیبی خنده ریزی کردم که لبخند شیرین و دلنشینی زد دلم ضعف رفت، سریع گونش رو بوسیدم به چین و چروک های روی صورت بیبی نگاه کردم که با هر خنده صورتش بیشتر چین میخورد چینهایی که از هزاران درد حرف میزدن با مهربونی ذاتیم گفتم: کژال به فدای بیبی بشه، خودت رو خسته نکن من انجامش می دم بی بی با دل نگرونی گفت: دردت به جونم فقط این کار نیست تو با بابات باید برین داخل باغ خان تا اَنارها رو بچینین برو مادر خودت رو خسته نکن اخمی ظریف روی پی شونیم نشست آروم لب زدم: بیبی نشنوم، خسته برای چی؟! من یک دختر لرم بیبی با این چیزها از پا در نمیام، شما برو سر وقت نمازت، من رو هم دعا کن بی بی با مهربونی لب زد: دخترم ایشاهلل عاقبت به خیر بشی با سرخوشی گفتم: التماس دعا بیبی جان بعد رفتن بیبی، سریع شروع به پختن نونها کردم و داخل تنور میزدم بعد از پخت نونها سرپوش روشون …. لینک دانلود به درخواست نویسنده برداشته شد

دانلود رمان ابلیس  از استفن کینگ

و اینک آخر الزمان فرا رسیده!! اما نه به وسیله بمب های اتمی یا قدرتهای بزرگ بلکه به وسیله یک ویروس بسیار ریز و ناچیز. ۹۹ درصد جمعیت انسانها به مرگی سخت دچار شده اند و تعداد کمی در مقابل این ویروس وحشتناک دوام آورده اند و حالا بهترین موقعیت برای شیطان فراهم شده تا باقیمانده انسانها را زیر تسلط خود درآورده و زمین را برای همیشه مال خود کند… رمان پیشنهادی: دانلود رمان پایان نامه  

دانلود رمان دختر سایه  از آر ال استاین 

دختری به نام “سلنا مایلز” مجبور است به مدت یک ماه خانه خود را ترک کند و به شهر “الوود” و به خانه خاله اش نقل مکان کند. او از این کار متنفر است، زیرا مجبور است پس از سالها دوباره با دخترخاله اش، “جادا” رو به رو شود … اما جادا تنها مشکلی نیست که در شهر الوود انتظار سلنا را میکشد. به زودی سلنا از نیروی نهفته خود مطلع میگردد و مجبور است با دشمنان بیشمار خود از جمله “غارتگر سرخ” به مبارزه برخیزد.. رمان پیشنهادی: دانلود رمان کوله بار تنهایی

دانلود رمان عشق خون آشام  از مهین مقدسی فر

: مدیس توی اون شهر هیچکس واقعی بنظر نمیاد همه باعث ترسم میشن همه عجیب و غریبن همشون راز هایی دارن که هم دلم میخواد کشفشون کنم هم از فهمیدن راز هاشون میترسم فقط یه نفر هست که با همه ی راز هایی که داره بازم نمیتونم دوستش نداشته باشم اون زیباست …..فوق العاده زیباست و من نمیتونم از کششی که بهش دارم جلوگیری کنم ولی چیزی که توی وجودشه منو میترسونه ویلیام با اولین باری که دیدمش فهمیدم خودشه بوی اون، مزه ی اون ،صداش،همه چیش فرق میکرد میدونستم یه چیزی اشتباهه ،میدونستم اون دختر با اون چشمای طلایی نمیتونه یه انسان معمولی باشه ولی هیچوقت فکر نمیکردم اون چیزی باشه که برای من ممنوعه ولی با همون برخورد اول میدونستم که مال منه ،میدونستم برای داشتنش باید با خیلیا بجنگم ولی توی نژاد ما فقط جنگ کافی نیست برای داشتن چیزی که بیشتر از هر چیزی میخوای من یه هیولام و داشتن اون دختر یه اشتباهه ولی من با همه ی وجودم اون اشتباه و میخوام

دانلود رمان تلفن مرده ها  از آنتونی هوروویتس 

تلفن مرده ها لیندا جیمز این طوری می میرد. او دارد در وسط لندن از عرض هایدپارک عبور می کند که متوجه می شود هوا تغییر کرده. آسمان رنگ زشتی شده، نه سیاهی فرارسیدن شب بلکه ارغوانی مرتعش نزدیک شدن طوفان. ابرها در جوشش اند و لحظاتی بعد نور درخشان چنگال رعد در تمام طول تیمز برق می زند…… اول رمان تلفن مرده ها – حالا فرق نمي كنه، كار يا تحصيل ، مهم اينه كه از ايران برم. اگه شما موافقت كني واقعا منو خوشبخت كردين. سهيلا به فكر فرو رفت ، مدتي به اين موضوع انديشيد. او قادر نبود يگانه فرزندش را به آساني از دست بدهد و احساساتش نيز به او اجازه نمي داد در برابر خواسته فرزندش قد علم كرده و بايستد ، پس گفت: – مي دوني عزيز دلم ، اين موضوع زياد به من مربوط نمي شه ، بهتره تا شب كه پدرت بياد صبر كني ، اون براي تو تصميم مي گيره، تو بايد با او ن صحبت كني.. هيراد به آرامي پاسخ داد: – من جواب بابارو مي دونم. اون با رفتن من موفق نيست، اونم همون حرفايي رو مي زنه كه شما گفتين… من اومدم پيش شما كه از نفوذتون روي بابا استفاده كنين تا اون با رفتن من موفقت كنه. سهيلا سكوت كرده و مي انديشيد . به اينكه در برابر فرزند عزيزتر از جانش چه بايد بگويد، نه توان اين را داشت كه غصه خوردن او را ببيند و نه ياراي تحمل دوري اش را… پس از مدتي كه فكر كرد گفت: – باشه تا شب كه پدرت از مطب بياد منم فكر مي كنم وقتي …

دانلود رمان ماه مه آلود  از پرستو.س 

ماه مه آلود دنیا اون چیزی نیست که ما میبینیم. ما چیزی رو میبینیم که باور داریم. دختر آرومی که کنارت نشسته ، میتونه هر چیزی باشه غیر از آروم… پسری که بهت کمک میکنه اگه بفهمی تو وجودش چه موجودیه شاید کابوس شبانه ات بشه… و عشق …..عشق همیشه پر از گل و پروانه نیست گاهی به داغی آتیش و به قدرت یه… یه چی ؟! …….هر چیزی ممکنه وقتی کنار گرگینه ها و خوناشام ها باشی. این رمان راجب زندگی دختری به نام مهاست که با ورود به یه خانواده شلوغ کم کم با راز اون خانواده و اتفاقی که تو گذشته خودش افتاده آشنا میشه . اتفاقی که اونو وارد یه زندگی جدید و پر هیجان میکنه…………. لینک دانلود به درخواست نویسنده برداشته شد رمان در دست تایپ میباشد  

دانلود رمان بانوی مرگ  از بیتا قنبری

بانوی مرگ دیبا و سه تا از دوست‌های صمیمیش برای رهایی از تکنولوژی و استراحت به ویلای پدربزرگ پارمین که چند سالی خالی از سکنه مونده می‌رند. ویلایی که محل نفرت بانوی مرگ نارسیسا از انسان‌هاست و منتظر نابودی اون‌هاست. اذیت و آزارهایی که از نارسیسا شامل حالشون میشه دیبا رو وادار به کاری می کنه که کنارش گذاشته بود و هیچ وقت هم نمی خواسته دوباره پا توی اون راه بذاره! اما … اگر دست روی دست بذاره و کاری نکنه اتفاقات ناگواری رخ می‌ده. بانوی مرگ, رمانی ترسناک و پرکشش هست که خوندنش خالی از لطف نیست. دانلود رمان زبان عشق هما پور اصفهانی متن اول رمان بانوی مرگ خلسه آور پشتش دورتر و به روشنایی مقابلش نزدیکتر می شد. گام هایش در اختیارش نبود. انگار کسی او را به جلو هول می داد. خوشحال بود. بدبختی و تاریکی را پشت سر نهاده و به سوی خوشبختی و آینده ای روشن می رفت. حس خوبی داشت که در پیچ و خم تاریک کوچه های گذشته گم نشده بود. از ناامیدی و بی حسی مطلق به جایی رسیده بود که این روشنایی مقابلش کور سوی امید را در دلش روشن کرده بود. تندتر قدم برمی داشت. می خواست زودتر به روشنایی برسد، نزدیک شده بود. بی تاب دستش را بلند کرد و به فضای نورانی رو به رویش که چشمها را کور میکرد و چیزی دیده نمیشد چنگ زد. از تاریکی خسته شده بود. با تالش حماقت گونه ای سعی داشت با چنگ و دندان آن نور و روشنی را نگه دارد. ناگهان زیر پایش خالی شد و به پایین سقوط کرد. چندی بعد او دیگر در روشنایی نبود. درون اقیانوس به

دانلود رمان مرده شور  از lovender 

مرده شور من همانی هستم که روزی برایت سرافکندگی بودم و بدان که روزی آرزویم را خواهی داشت! من “مرده شورم!”آمده ام تا نجسی ها و ناپاکی هارا بشویم آمده ام تا یک کاسه آب بریزم روی کثافتی که آدمها از خودشان ساختند و بعد غسلشان بدهم و خباثتشان را دفن کنم! داستان در مورد یه دختر مرده شوره که با یه گروه قاچاقچی همراه میشه یه دختر شاید دزد شاید بد شاید خوب اول رمان مرده شور ﺻﺪاي ﻗﺪﻣﻬﺎي ﺳﺮﯾﻌﯽ ﮐﻪ از ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ اوﻣﺪن ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻋﺮق ﺳﺮدي رو ﺗﻨﻢ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﻫﺮاس ﺑﻪ درِ اﺗﺎق ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم داﺷﺖ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺗﻮ ﺗﺎرﯾﮏ و روﺷﻦ اﺗﺎق ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺧﻮﻧﺪم ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﺪ اﺗﺎق اﻓﺘﺎد از ﺑﺎﻻ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮدم ﺑﺰرگ ﺑﻮد ﺟﺎ ﻣﯿﺸﺪم !ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ رﻓﺘﻢ و درش رو ﺑﯿﺼﺪا ﺑﺎز ﮐﺮدم ﺻﺪاي ﻗﺪﻣﻬﺎ آروم ﺗﻮ راﻫﺮو ﭘﯿﭽﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺣﺮﮐﺖ رﻓﺘﻢ ﺗﻮي ﮐﻤﺪ و درﺷﻮ ﺑﺴﺘﻢ ﻧﮕﺎ ﭼﻪ ﻫﻤﻪ »: ﻻي ﻟﺒﺎﺳﻬﺎي آوﯾﺰون ﺷﺪه ﮔﻢ ﺷﺪم ﭘﭻ ﭘﭻ وار ﻏﺮ ﻏﺮ ﮐﺮدم « ﻫﻢ ﻟﺒﺎس داره ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ي اﻻغ ﺻﺪاي در اﺗﺎق ﮐﻪ اوﻣﺪ،دﺳﺘﻢ رﻓﺖ رو دﻫﻨﻢ و ﭼﺴﺒﯿﺪم ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﮐﻤﺪ!ﭼﺸﻤﻬﺎم ﮔﺸﺎد ﺷﺪه ﺑﻮد ﭘﯿﺪام ﻣﯿﮑﺮد ﮐﺎرم ﺗﻤﻮم ﺑﻮد!دﺳﺖ دﯾﮕﻢ رﻓﺖ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮم و اﺳﻠﺤﻤﻮ ﻟﻤﺲ ﮐﺮدم ﺗﻤﺎم ﺑﺪﻧﻢ ﺧﯿﺲ ﻋﺮق ﺑﻮد ﻗﺪﻣﻬﺎ آروم آروم داﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﮐﻤﺪ ﻧﺰدﯾﮏ ﻣﯿﺸﺪن و ﻣﻦ واﺿﺢ ﺗﺮ ﺻﺪاي ﻗﻠﺒﻤﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪم ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﺴﺘﻢ و ﻟﺮزون ﯾﻪ ﺑﺴﻢ ا ﮔﻔﺘﻢ ﻗﺪﻣﻬﺎ ﺟﻠﻮي ﮐﻤﺪ اﯾﺴﺘﺎدﻧﺪ ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠﺒﻢ ﺗﻨﺪ ﺗﺮ از اﯾﻦ ﻧﻤﯿﺰد!ﻫﻤﻪ ي ﺑﺪﻧﻢ ﻣﯽ ﻟﺮزﯾﺪﺧﺪاﯾﺎ درو ﺑﺎز ﻧﮑﻨﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ رو ﺑﻪ رو ﺑﻮد ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰدم ﺑﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﺪﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺟﻬﺖ دﯾﮕﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ…

دانلود رمان تولد مشترک  از کار گروهی  برای اندروید و کامپیوتر

مکانی مشترک نقطه ای مشترک اتفاقی مشترک همه چیز مشترک بود درست مثل تولد آنها دور هم گرد شدند چه ترسناک است قدم نهادن در مکانی که اطمینانش باز شدن است و پاشیدن چه ترسناک است با وجود او نزدیکی به همدیگر حتی با باوری سفید اول رمان اوایل هر کسی فکر می کرد فقط خودش اون صدا رو می شنوه و به روی خودش نمی اورد اما بعد از چند لحظه دیدیم تمام اهالی روستا از خونههاشون ریختن بیرون و دارن دنبال منبع صدا می گردن جالب اینجا بود که همه به همون خونه مشکوک بودن خالصه من و داداشم که اوج هیجان بودیم قبل از همه رفتیم و در خونه رو باز کردیم که باعث شد صدا بلندتر بشه انگار که یکی داره توی گوشت جیغ می زنه نگاه الیاس روی شهروز ثابت موند طوری توی خودش جمع شده بود که اصال دیده نمی شد الیاس_ خالصه ما رفتیم داخل خونه و چندتا دیگه از مردای روستا هم دنبالمون اومدن تصمیم گرفتیم از هم جدا بشیم و هر کسی یه گوشه از خونه رو بگرده بلکه چیزی پیدا کنیم من رفتم به سمت یه اتاق قدیمی که سقفش خراب شده بود و توی اون تاریکی واقعا وحشتناک شده بود دستمو به سمت درش بردم و همین که خواستم بازش کنم یه دست روی شونهام نشست همون موقع شهروز شروع کرد به جیغ کشیدن و تمام یازده نفر دیگه با تعجب بهش زل زدن کمی که آرومتر شد با ترس به اطرافش نگاهی انداخت و رو به بقیه گفت:

دانلود رمان نفرین نقره ای  از Rengiari 

: لینک که پسری ۱۶-۱۷ ساله است که همراه با پدر ناتنی اش و مادرش زندگی میکند. متوجه میشود که زندگی اش به طور عجیبی قابل پیش بینی است. همین موضوع باعث ایجاد مشکلاتی برای او میشود. همچنین می فهمد خانواده ای که قبلا در خانه ی آنها زندگی میکردند به طور مشکوکی به قتل رسیده اند. آیا قبل از مرگ میتواند کسی ر ا نجات دهد یا سرنوشتی بجز مرگ دارد فقط او میتواند همه را از شر این نفرین نقره ای نجات دهد…

دانلود رمان ان دی ای  از سحر نور باقری

: مرگ ناگهانی حسام همه رو شوکه کرده/// سیاوش فرید و علی که به این مرگ مشکوکن.. دنبال دلیل اصلی این اتفاق می گردن. پدرام پسر مرموزی که ادعا می کنه دوست حسام بوده… دنبالشون راه میوفته تا اونا رو از خطر دور نگه داره// اما چر.. جوابش فقط سه کلمه است؛ پدرام همون حسامه///

دانلود رمان خانه ترس  از پریا 1368

خانه ترس مایا دختر مسیحی است که مادرش قبل از مرگ به او وصیت می کند که به شهری برود که او متولد شده است مایا به ناچار میرود و انتظار طرد شدن از خانواده مادریش که مسلمان و متعصب هستند دارد اما … اول رمان خانه ترس کسرا …کسرا صدایی مایا بود التماس و درد تنهایش را حس کرد سمیر با احترام نشست .  سرورم … کسرا با بی حالی خواست که بلند بشه ـ سرورم …عاجزانه التماس … کسرا تازیانه ی بهش زد اما پسر جوان اخ هم نگفت دوباره التماس کرد از قضاوتتش برگردد کسرا خود درگیر بود حرف کسرای معلولی که مهمان ابدی جسمش شد را قبول کند یا رهبر کل اجنه ها که قسم خورده بود که عدالت کند و مایای که بیشتر از جانش می پرستید رو به اون ها بده ـ بس کن … تا بحال قضاوتم غلط نبوده و نخواد بود افسانه مقصر و تاوان گناهش تنها فرزندش خواد داد … حتی اگه اون مایا باشه … سمیر متوجه بغض امیرش شد بلند شد ـ پس لطفا به من اجازه بدید که … ـ سمیر …برو تا یک ساله آیند اجازه نداری بیای زمین … ـ اما سرورم !… کسرا از کنارش رد شد ـ فقط یه نفر می تونه بدون دخالت ما مایا رو نجات بده … ـ فهمیدم . جنی کنار مایا که از شدت ترس بی هوش شده بود نشست و عروسک پارچه ی را گرفت خواست روح مایا را قید کند که در طاق باز شد سایه ها محو شدند سمیر از بدن وسیم خارج شد وسیمسر گیجه گرفت حس کرد حالت تهوع دارد دست و روی دیوار گذاشت بدنش سست و بی ثبات شد آب دهانش …

دانلود رمان گل مرده  از فاطمه وطن دوست 

: نینا و سهند هم رشته اند و برای تحقیق رشتشون مجبورند برن شهر سوخته ولی پدرو مادراشون مخالف بودن واسه همون نفس خواهر نینا و طاها برادر سهندم باید باهاشون برن .. نفس و طاها هم کلاسی هستن و هر دوشون روانشناسی میخونن اونجا یکسری اتفاقات میفته که باعث یک شرط بندی بزرگ میشه بزرگ و خطرناک ..

دانلود رمان سفر بی پایان  از نرگس نعمت زاده

“درباره ی سه دوست به اسم های بهار،نهال و نیلوفر که در دوران دانشجویی به سر می برن این سه دوست،سر لجبازی با هم،به سفری می رن که واسشون گرون تموم میشه اونا پا به یه خونه ی نفرین شده می ذارن و باعث میشه مسیر زندگیشون تغییر کنه در همین حین،دوبرادر به نام های هیراد و آراد هم مجبور میشن به اون ویلا برن و اول رمان چشام رو به زور باز نگه داشته بودم یه صدایی هی دم گوشم می گفت ولش کن ،جمع کن بخواب گور بابای استاد و نمره و کالس اما وقت ی به این فکر می کردم که کل زحمت های ای ن ترمم بستگی به همین طرح داره شیطونو لعنت م ی کردم و ادامه می دادم نزدیکای چهار صبح بود که تمومش کردم چشمام اونقدر تار می دی د که اصال ندیدم چی شد مداد و خط کشم رو پرت کردم رو می ز عی نکم رو در آوردم و ب ی معطل ی پریدم رو تخت یه صداهای گنگی میومد خیلی شب یه صدای مامانم بود هی می خواستم چشامو وا کنم اما نمی شد بیخ یال صداهاشدم و بیشتر زی ر پتو خزی دم یهو با صدای دادی که تو اتاق پ یچ ید چسب یدم به سقف و برگشتم مامان:بــــهـــار،حنجره نموند واسم پاشو دی گه گیج و منگ نگاش می کردم ضربان قلبم رو هزار بود به خودم که اومدم آتیشی گفتم:مادر من بخدا این داد هایی که می زنی آخرش دخترتو جوون مرگ می کنه ب یا دست بذار رو قلبم ببین …

دانلود رمان دژاسو جلد دوم (هیچکسان)  از Sober 

این رمان داستان زندگی یه پسر به اسم بهـــراد هست که بعد از مدتی متوجه حضور نیروهای منفی در اطرافش میشه. بعد از مدتی به پیشنهاد اطرافیانش به یه نفر که مشهوره با جن ها در ارتباطه مراجعه می کنه و متوجه میشه گروهی از جن های یهودی در صدد آسیب رسوندن به اون هستن و … اول رمان نیم سااا تی میشااد که توی مطب مهراب منتظر بودیم.دیگه داشااتم کهفه می شدم.بدبختانه اونجا سیگار هم نمی تونستم بکشم… چرا مهراب همیشه اصرار داره ما رو توی مطبش ببینه؟ مجید – چون احمق ِ. تو تا حاال خونه ش رفتی؟ مجید – آره، ولی می دونی اساسا مهراب معتقد ِ که آموزش های مربوط به جن گیری جزو ِ کارش محسوب میشن برای همین دوست نداره کسی به خاطر این کار بره خونه ش. اما اینجوری که ضرر می کنه! می تونه به جای دیدن ِ ما یه مریضببینهکه یه پولی هم گیرش بیاد. مجید –گفتم که احمق ِ. راستی مهراب چرا خودش جن گیری نمی کنه؟ مجید بهش نمی سازه.یادمه اون زمان که از این کارا می کرد اکثر مواقع تن و بدنش کبود میشد.اینهکه دیگه االن فقط مردم رو خر می کنه. اگه برای منم همچین اتفاقایی پیش بیاد چی؟ مجید – برای من که پیش نیومده، تو هم امیدوار باش. نزدیک ِ سااه ماهه که برای آموزش میامپیش مهراب.همه چیزرو خیلی خوب توضیح میده، جوری که هر نکته ای کامه توی ذهنم می مونه اما گاهی اوقات مجبورم بعضاای چیزا رو یادداشاات کنم…مثل د اها.حفظ کردن متن های ربی واقعا کار سختی ِ! بهخرهک سی که داخل..

دانلود رمان پسران بد sober  

: سه تا دوست که شدیدا دنبال احضار ارواح هستن اما اشتباها موجودات دیگه ای رو به سمت خودشون فرا می خونن.این وسط به دلایلی که توی داستان گفته میشه این موجودات فقط به داروین پیله می کنن،جوری که هر جا میره یه داستان واسش پیش میاد…

دانلود رمان همخانه ارواح  از فاطمه078 

: ماجرا از اون جایی شروع میشه که دنیز به همراه ارغوان برای تحصیل، به خانه ی قدیمی پدربزرگ مادرش سفر می کنند، غافل از اینکه دست سرنوشت زندگی اون رو با دو دختری که در گذشته در این خونه زندگی می کردند گره زده، دو خواهر که سال های گذشته زندگی مخفیانه ای توی این خونه داشتند و حالا دنبال آزادی از بند اون خونه اند…

دانلود رمان زاده تاریکی  از فری بانو 

: دختری که میره توی دنیایی که حتی توی تخیلشم نیست، به خواست خودش نمیره. اون رو با زور و اجبار به دنیایی که از نظر انسان ها خیالی ست، بردند و پای دخترک، به دنیای اسرار امیز، باز شد. دنیایی که اتفاقات خوب و بدی رو براش به نمایش می ذاره و سختی های زیادی رو بهش تحمیل می کنه و اون رو تبدیل به زاده تاریکی می کنه، زاده ای که در اخر…