ژانر‌ها: خانوادگی

دانلود رمان رخ سوخته از اعظم فهیمی

داستانی از نفرت و انتقام، زندگی دختری با ظاهر و چهره ای که همه اونو زشت میدونند، اما به واسطه آشنایی با بهزاد زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود، بهزاد پسری خوش گذران است که برای دست به سر کردن شهره و برانگیختن حسادت او برکه را درگیر عشق یک طرفه ای می کند، که در نهایت منجر به ریختن اسید به صورتش توسط شهره می شود، با جراحی های متعدد با عنوان مدلی فشن به نام پرستو وارد زندگی بهزاد می شود اما …

دانلود رمان سعادت آباد بهاره حسنی

داستان زندگی سوزان، که عاشق پسر عمویش زستان می شود و و از او باردار می شود، این حس کاملا دو طرفه بوده اما مشکلاتی اتفاق می افتد که باعث جدایی شان می شود و رستان سوزان را ترک می کند و طی یکماه خبر ازدواجش به سوزان می رسد و به اجبار باید بچه را سقط کند و از خانواده طرد می شود و چند سال به دستور پدر و عمویش به تنهایی زندگی کردن محکوم می شود، حالا بعد از گذشت 12 سال زستان با دخترش بر می گردد و پرده از راز ها برداشته می شود …

دانلود رمان شهرزاد اثر مریم جلالی

شهراد پسر جذاب، پولدار و البته انحصارطلبیه که سالهاست عاشق ممنوعه زندگیش شده، دختری دلبر و شیطون به نام شهرزاد که همخونه اش هست و همه حتی خود اون دختر فکر می کنند خواهر و برادر هستند، شهراد به دلیل اینکه شهرزاد نمی دونه نسبتش باهاش چیزی به جز اونیه که تو شناسنامه هاشون نوشتن، برخلاف اینکه قلبش رو بهش بدجور باخته و تموم ذهنش رو پر کرده اما مجبور به حفظ ظاهر شده، اما مابین آموزش های پیانو و گیتاری که شهراد به شهرزاد میده، یه جایی افسار این عشق از دستش میره و باعث میشه زیر قول و قرارش بزنه و پرده از یک راز بزرگ برداره و بره سراغ شهرزاد تا …

دانلود رمان طعم تلخ دروغ اثر ملیحه بخشی

پسر داستان عاشق یک دختر میشه و میاد خواستگاری و ازدواج می‌کنن بعد از چند مدت رفتار پسر داستان عوض میشه و دختر داستان رو طلاق میده و بعدا دختر داستان میفهمه شوهرش بهش دروغ گفته و این طلاق یک راز داشته …

دانلود رمان تریاق اثر هانی زند

کسری فخار تاجر سرشناس و موفق که با لقب عالی جناب در تمام شهر شناخته شده است و کسی را بالاتر از خود در کار و تجارت نمی داند، ماجرا از آنجایی آغاز می شود که رقبایش برای زمین زدنش دست به دامن یکی از بزرگ ترین خلاف کارهای جنوب شهر یعنی پنجه طلا می شوند، نوارهای پیروز برای جناب فخار از هم گسیخته می شود اما او از باعث رسواییش نمی گذرد و برای این کار نقشه های خودش را دارد …

دانلود رمان آن سوی آینه  از  تکین حمزه لو

رمان خیلی قشنگ، آموزنده، عمیق و اثرگذار مریم که یک پسر ۴ ساله دارد با اطلاع از بارداری ناخواسته اش بسیار غمگین میشود و سعی میکند بچه را سقط کند چرا که تحمل دردسرهای حاملگی وزایمان و شب زنده داری و بچه داری را ندارد ولی شوهر و مادرش او را از این کار منع میکنند با مشکلات زایمان و بچه داری طاقت وتحمل مریم روز به روز کمتر میشود دیگر حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارد و دائما ناشکری و آرزوی مرگ میکند و.. اول رمان مریم بی آنکه از جایش بلند شود خندید.باورش نمی شد چیزي که میبیند حقیقت داشته باشد.صداي خنده اش در آن فضاي کوچک می پیچید و مثل موسیقی فیلم هاي ترسناك اکوي بدي پیدا می کرد . دستش را روي سرش گذاشت و به نوار کوچک که حقیقت بزرگ و مهمی را فاش می کرد زل زد.شاید نتیجه اشتباه باشد،از کجا معلوم؟اما ته دلش می دانست که آن خط قرمز با کسی شوخی ندارد.دکتر داروخانه چه گفته بود؟نگفته بود اگر جواب منفی باشد ممکن است اشتباه شده باشد اما در صورت مثبت بودن تست شک نکند؟ باز خندید،از وقتی تست کوچک را خریده بود انگار روي آتش باشد ،قرار و آرام نداشت اما دکتر تاکید کرده بود ناشتا!حالا ناشتا بود،نبود؟از شب قبل خوب خوابش نبرده بود فکر اینکه فردا تکلیفش معلوم می شود آرامش نمی گذاشت.در رختخواب به خودش دلداري می داد “امکان نداره ،خیالاتی شدم.اصلا امکان نداره…”اما حالا چه می دید؟ که امکان داشت. در یک لحظه تصمیم گرفت نوار باریک را با یک..

دانلود رمان تهران شلوغه  از جاوید و جاویدان

تهران شلوغه کیمیا سال هاست که تنفر پسر عموش امین رو تو قلبش داره و بعد از گذشت چند سال اتفاقای مختلف این تنفر رو دو چندان میکنه به حد که حاضر به گذشتن از خیلی چیز ها میشه تا از دست امین خلاص شه ، علی که آشنایی قبلی با کیمیا داره به بهونه ی کمک کیمیا به علی وارد داستان میشه و چند خانواده در گیر چالش ها و مسائل مختلف میشن …. هــرگــز ، هیــچ چیــز، قابل پیـش بیــنــی نیــســت! رمان پیشنهادی: دانلود رمان صوفیا دانلود رمان انتقام زیبا دانلود رمان اشک اقیانوس

دانلود رمان غزال عشق  از عاطفه میاندره 

غزال عشق غزال عشق من سلامتو روغزال عشق خطاب میکنم دخترم,چرا که لحظه لحظه دیدنت برای من پر از خاطره است خاطره هایی تلخ و شیرینوقتی بعد از سالیان دراز اول بار دیدمت وقتی در اسمان چشمانت خیره شدم انگار مردی با عظمتش دوباره روبه روی من ایستاده بودمی خواهم برای تو از سال های دور بنویسم از لحظه های زیبای زندگی ام از ثانیه های تلخ زندگی ام …از او و از تمام روز های زندگی کنار او..تو مرا به گذشته ها بردی و برایم دوباره جلال را زنده کردی…خوب تو رو احساس میکردم وقتی برایت ارقام و فرمول ها را روی کاغذ می نوشتم حس میکردم چشمانت هیچ نمیبینند.. فهمیدم توبرای اموختن و یاد گرفتن نیامدی دانستم تو میخواهی از من بدانی اینبود که در همان روزهای سخت تصمیم گرفتم همه چیز را برایت به رشته ی تحریر در اوردممی نویسم,از خودم , از پدر و مادرم و از تمام ادم هایی که روزی همه ی گذشته ی من بودند و سهم زندگی امنوشته هایی را که میخوانی یک رویا یاکاب و س نیست حقیقتی است که جلوی دیدگان من رخ داد, روزهایی که من به چشم خودم لحظه هایش را دیدم و با تمام وجود احساسش کردم اول رمان غزال عشق زیبایی آسمان مهتابی شب و نگاه به ستارهی چشمک زنی که هر لحظه با هر چشمک زدنی مکانش را ذره ای تغییر میداد و به جلو میبرد، لبخندی شیرین و زیبا روی لبانش نشانده بود و با لذت بینهایتی از سکوت و آرامش شب همچنان به روشن و خاموش شدن ستاره که انگار ثانیه به ثانیه به مردن و..

دانلود رمان زوج فرد  از صدیقه بهروانفر

من عمادم، یه پدر سی‌وپنج ساله که هفده سال با توهم عشق نازلی زندگی کرده. هفده سال عشق داده و نفرت گرفته هفده سال از زندگیش زده تا نازلی به خوشیش برسه و حالا، درست تو روزایی که نازلی از سر خوشی زیاد، من رو با یه دختر هفده ساله و یه پسر معلول یک روزه تنها گذاشته، عشق‌واقعی رو پیدا کردم. رها رو، دختری که از بچگی باهاش بزرگ شدم ولی خوبیاش رو ندیدم. حالا اومده تو زندگیم تا بی مزد و بی منت، کمک حالم باشه و چقدر زندگی در کنارش شیرین و پر آرامشه. همه چیز خوبه تا وقتی نازلی دوباره به سرش می زنه که برگرده و دل بی صاحب من رو هوایی کنه و مهر خیانت بخوره روی.. رمان پیشنهادی: دانلود رمان تلاطم قیمت این رمان ۱۵ هزار تومان میباشد اگر از لینک موفق به خرید رمان نشدید مبلغ ۱۵ هزارتومان رو به شماره کارت ۶۳۹۵۹۹۱۱۶۴۳۹۶۸۵۵ بنام شورکی انتقال دهید و پس از خرید ۴ رقم آخر کارت + نام رمان رو به شماره ۰۹۱۷۴۹۵۵۷۲۷ ارسال کنید . (پس از تایید فورا لینک دانلود برای شما ارسال میشود) √ دریافت فوری پس از خرید  

دانلود رمان قلب های بی قرار  از baranak94

قلب های بی قرار این رمان درمورد دوتا خواهر دوقلو به اس های زهرا ورزا بادوشخصیت کاملا متفاوت یکی مذهبی یکی ازاد که هیچ کدوم نمیدونند یه قل دیگه هم دارن دواتفاقی باعث جابه جایی این دوتامیشه و… اول رمان قلب های بی قرار  

دانلود رمان به ماه نگاه کن  از noghre

داستان درمورد دختری شیطونو شاد به اسم مانیاست مادرش فرانسو پدرش ایرانیه مانیا الان بیست سالشه و پدرش رو اصلا ندیده طی یه سری اتفاقات مانیا و مایک برادرش با پدرشون اشنا میشن و باعث مشین که مادرو پدرشون دوباره باهم ازدواج کنن البته باید بگم که مانیا دختر عادی نیست و قدرت های خاص داره بال های سفید و مشکی رنگی داره که عاشقشونه و به محافظ ماه مشهوره..دیگه چیزی نمیگم بقیش رو بخونید تا از زندگی جنجالی مانیا و عاشق شدنش با خبر بشید………… اول رمان یو هو چه حالی میده بازی عاشق شهربازیم با این بازی های ترسناکش بهتر بگم عشق هیجانم زندگی دوروزه و من عشق بازی به طرف بار رفتم یه لیوان از نوشیدنیه محبوبم گرفتم یکم خوردم که گوشیم زنگ خورد جواب دادم صدای جدی مامان اومد من- سلام مامان- کجایی مانیا؟ من- شهر بازی مامان- با کی؟ من- تنها عزیزم به لطف شما که از داشتن دوست محرومم مامان نفسه عمیقی کشید- بلند شو بیا خونه دیر وقته من- مایک کجاست؟ مامان- اینجاست بیا باید باهاتون حرف بزنم من- باشه..بای مامان مامان تماسو بی خداحافظی قطع کرد اصوالن ادم خونسردیه ولی نمیدونم چرا االن عصبی بود من که عادت داشتم تا دیر موقع بیرون بمونم البته میگم دیر موقع ساعت دو شبو فرض نکنید من تا ساعت ده شب بیرونم که از نظر مامانه حساس من ده شب چهار صبحه محتویات لیوان رو کامل خوردم و به طرف ماشینم رفتم اسمم که مانیاست مادرم فرانسوی و پدرم ایرنیه البته از پدر فقط یه اسم دارم نه تاحاالا..

دانلود رمان اغوا شده  از tromprat

اغوا شده نمایشنامه درمورد پلیسی فراری که با دسیسه، برادر همسر فوت شدش ،مجرم شناخته شده و چون دادگاه عمل رو به قتل عمد ثبت کرده مجبور شده فرار کنه در حین فرار زخمی شده و به خونه یکی از اهالی روستای دور افتاده ،که تو مسیرش بوده پناه آورده اول رمان اغوا شده چراغ های خونه خاموش بود و فضای تاریکی بر خونه حکم فرما شده بود خونه محقر و کوچیکی بود و وسایل کهنه و کمی تو هال چیده شده بود کاموس دستگیره پنجره رو به آرومی در آورد و وارد خونه شد، زخمش به شدت خونریزی میکرد و هر لحظه ممکن بود بخاطر این خونریزی شدید از حال بره سگ های پلیس ممکن بود از بوی خون، ردش رو تا اینجا زده باشن به سمت آشپزخانه حرکت کرد تا جعبه کمک های اولیه رو پیدا کنه نور کمی از آشپزخونه به هال افتاده بود و مسیر رو روشن میکرد کاموس با درد زیاد خودش رو به دیوار تکیه داده بود و آروم به سمت آشپزخونه حرکت میکرد با ورودش به آشپزخونه متوجه زنی شد که پشت بهش روی صندلی نشسته بود و شونه هاش به آرومی تکون میخورد کلت قدیمی کمریش رو در آورد و به آرومی بهش نزدیک شد ، هدفش آزار زن نبود ولی ممکن بود پلیس رو خبر کنه ،پس مجبور بود کمی بترسوندتش زن از صدای پای مرد سرش رو بلند کرد و با تعجب به کلت خیره شد کاموس :پلیس زخمی یگانه :زن صاحب خونه ساله ،یگانه ۴۱ سپهر پسر بهرام : همسر سابق یگانه ناصر :همسایه محمود :برادر زن کاموس یگانه :تو تو دیگه کی هستی؟ کاموس :خواهش

دانلود رمان تاثیر عشق  از مریم طاهری

محیا یه دختره محجبه و متعقد و خیلی مومنه که با همه ی همدانشگاهیاش فرق می کنه … براهمین ساشا پسر یه میلیونر عاشقش شده و چون از طرف محیا محبتی نمی بینه … برا همین می خواد آبروی محیا رو ببره …که پسردايي ساشاکه سامان باشه وارد داستان ميشه ،اين بين جرقه عشقي بين محياوسامان زده ميشه،اما ساشا خواهد گذاشت اين دومجنون بهم برسن…… اول رمان روي نیمکت توخیاط دانشگاه نشسته بودم ،اونقدردرد داشتم که نتونستم به کلاس اخرم برسم،ازدرد زیاد ل*ب*ا*مو بهم فشارمیدادم ،انقدرکه مزه خونو احساس کردم ،همینطور توي خودم مچاله شده و داشتم چادرمومرتب میکردم، ازدرد زیادي رنگم پریده بودوضعف کرده بودم . همون موقع رویا دوستم از کلاس اومد. بادیدن قیافم با تعجب گفت:محیاااااااچرارنگت مثل گچ شده؟…دخترحالت خوبه؟چیزي شده؟فقط تونستم سویچ ال۹۰دموازکیفم دربیارمو بگم :-رویا توروخداسریع برامپدبهداشتي باژلفون بگیر.برام …. رویا سوئیچ وازم گرفتو…گفت: _اي باباالان چه بدموقع شدي؟ گفتم :رویاجون من فقط بروووووووووووو…… سریع دوید گفت :ده مین دیگه اومدم….. داشتم اززوردردناله میکردمو وزیر شکممو ماساژمیدادم. چشمم به یکی از اکیپ های ۴ نفره کالسمون افتاد که منونگاه میکردن . یکی ازاون ۴ نفر توذهنم همیشه بود ،که اکثردخترای دانشگاه عاشقشن….

دانلود رمان شهرزاد هزار و یک شب  از شفق مشعوفی 

شهرزاد دختری به ظرافت و لطفاتی شهرزاد گونه با درونی کوه وار در بندی ۹ساله پسرعمویی فرنگی محسورِ این شهرزاد عشقی شعله ور شده زندانی بانی که پیدا شده و خواستار شهرزاد فراری از زور گویی ها .و در این میان تعرضی بی رحمانه از طرف هم خون او که داغ شد بر دل شهرزاد رمانی بسیار جذاب با نثری متفاوت و پخته رمان پیشنهادی: دانلود رمان درخشش ماه در سایه ی انتقام دانلود رمان گیلدا طبیب کوچک دانلود رمان ازدحام

دانلود رمان فصل انتظار  از تبلور

فصل انتظار نوا بخاطر هزینه عمل پدرش به محرمیت حامی پسر سرطانی خانواده ملکان در میاد بعد مرگ حامی نوا می فهمه بارداره و حامد ملکان وارث بزرگ ملکان ها که هیچ جوره نمی خواد قبول کنه این بچه از برادر مرده اش و داستان از جایی شروع می شه که نوا پا به خونه ملکان ها می زاره اول رمان فصل انتظار مقابل در قهوه ای بزرگ خونه ایستاده بودم پرچم های سیاه هنوز بعد دوماه از روی در دیوار این خونه برداشته نشده بود قلبم فشرده شد درست مثل کاغذ توی دستم دوباره کاغذ آزمایشگاه نگاه کردم برای خودمم سخت باورش چطور این بدبخت ها می خوان باور کنن دوباره کاغذ مچاله کردم و ته کیفم انداختم ته دلم آشوب بود مایع تلخ مزه ای تا ته گلوم باال آمد پشت درخت کنار حصار خونه عق زدم دلم بهم پیچید از این همه ناتوانی خودم حالم بد بود باید چکار می کردم به خونواده ملکان میگفتم من از پسر مرده اشون حامله ام وای وای باید چکار میکردم شاید باید به حرف لیلی گوش میکردم قبل اینکه کسی بفهمه از شرش خالص می شدم دوباره خم شدم عق زدم از استرس دست هام می لرزید در پارکینگ باز شد ماشین سیاه رنگ و غول پیکر حامد بیرون آمد هنوز هم سیاه پوشیده بود ریش پرفسوریش با ته ریش اش روی صورتش ادغام شده بود چشم های قهوه ای درشتش با اون اخم های همیشگیش پشت عینک ری بند پنهان شده بود پیشانیش بلندتر دیده میشد بخاطر ریختن موهای جلوش حاال کنار شقیقه هاشو میدیم که سفید شده مرگ غیر باور حامی همه رو از پا….

دانلود رمان ملودی پیانوی شکسته  از الیسا

ملودی پیانوی شکسته عمارتی بزرگ غرق در تاریکی ارباب زاده ای که بویی از احساس نبرده است و بر خلاف ظاهر فریبنده .درون سیاه دارد پیانوی در هم شکسته ای که هر شبانگاه خبر از طلسم این مرد میدهد . داستانی دور از تخیل . و بر اساس وقایع توصیه:قول میدم اگه بخونید چندین و چندبار دیگه بخوایید بخوندیش! داستان ایرانی نیست و فضای بازی داره. رده سنیشم ۲۰ به بالا متشکرم. اول رمان ملودی پیانوی شکسته پامو که از دفتر گذاشتم بیرون تازه فهمیدم چه غلطی کردم من به زور همی ن درسا ی خودمو میخوندم حالا بور س ی ه رو بای د چیکار کنم حالا اینا به کنار ای ن گاو وحشی که کنارم وایستاد ه رو چیکار کنم اخه یکی نیس بگه دختر اسم خودتو نوشت ی چرا پری روهم قاطی کردی. برگشتم به پ ری نگاه کردم فقط منتظر ی ه پارچه قرمز بود تا بهم حمله کنه=/نیشم و براش باز کردم تا خواستم چی زی بگم پری د ??‍♀️ طرفم منم تا وضعیتو قرمزه آ تیشی دید م چهارتا پا قرض کردم و الفرا ر حالا من بدو،پر ی بدو . وضعیتی بود فوق العاده ضایععععع، همه اونایی که اونجا بودن مثل وزغ زل زده بودن بهمون حواسم باز رفته بود پ ی فکرا ی چرت و پرت که ی ه دفعه بوووم خوردم به ی ه چی آی ننه سرم داغون شدم آ ی ننه دماغ خوشگلم(الکی مثلا )الکی واسه خودم اه و ناله میکردم درحال ی که هی چیم نبود گفتم حتما ? مثل این رمانا خوردم به ی ه پسر هلو اینجور ی کنم اخرش اون عاشقم میشه و در……

دانلود رمان همه حالتو میپرسن  از ف_کوئینی

داستان درمورد زنی به نام هستی هست که از همسرش جدا شده. کمی به زندگی بعد از جداییش و مشکلاتش پرداخته و به علت جداییش اشاره میشه.و تاثیر انتخاب های اشتباه… رمان پیشنهادی: دانلود رمان ماه خاموش  

دانلود رمان پیاده رو خلوت خیابان ولیعصر  از مهدی سلطانی 

ماجرای زندگی پسری به نام یحیی را می خوانید که در پیاده روهای خیابان ولیعصر به دست فروشی مشغول است و در خانواده ای از قشر نیازمند و تنگدست بزرگ شده است و به واسطه آشنایی با شخصی انگیزه درس خواندن و نویسندگی پیدا می کند، در جمع هایی که با علی می رود به دختری به نام آیدا آشنا می شود و در کارخانه پدرش مشغول به کار می شود و درگیر مشکلات آیدا می شود که موجب به خطر افتادن حرفه و شغلش… رمان پیشنهادی: دانلود رمان خدمتکار هات من بین جمعیت ایستاده بودم، ترمینال خیلی شلوغ بود و جایی برای نشستن نبود هرچقدر به مانیتوری که ورود و خروج پروازها را ثبت میکرد نگاه میکردم خبری از نشستن پرواز استانبول نبود! لحظه ای با خودم تصور کردم نکنه تاریخ رو فراموش کردم؟ نکنه اصلا نیاد؟ نکنه دوباره توهم زدم؟ شاید هم خواب دیدم؟ شلوغی جمعیت و سر و صدای مردم کلافه ام کرده بود به سختی راهم رو از بین جمعیتی که  جلوی دیوار شیشه ای ایستاده و منتظر ورود مسافران بودند باز کردم و به سمت خروجی به راه افتادم به سمت فضای سبز جلوی ترمینال رفتم و برای اینکه از تیغ آفتاب در امان بمونم به دیواری تکیه کردم و سیگاری روشن کردم دوباره اتفاقات دیشب رو در ذهنم مرور کردم آرامبخش خورده بودم و بالش رو روی سینه ام گذاشته بودم و در حال گوش کردن به قصه ی شب رادیو، خوابم برده بود از صدای زنگ تلفن آلمانی سبز رنگی که  از خانه ی مادر آورده بودم بیدار شدم! انقدر زنگ نخورده بود که صدایش برایم بهت ..