ژانر‌ها: رمزآلود

دانلود رمان میراث طوفان  از زهرا بایندر

اکنون پس از ده سال آرامش به محفل بازگشته است………. اما گذشته همچنان خیال دست کشیدن از گریبان آیسو را ندارد. اشتباهات مرگبار آندیا و رامونا بر سر او آوار میشوند. اینبار قربانی اصلی این انتقام عظیم پروشای نازپرورده ولی عاشق است. گویا رد پای کینه و عداوتی کهنه، دوباره در تقدیر آیسو دیده خواهد شد… اول رمان تودهی عظیمی از مه سرد در هوای اطراف پراکنده شده و سرمای آن تا عمق ریههایش رسوخ کرده بود تاریکی وهمانگیزی بر فضا چیره یافته و صدای زوزههای گاه و بیگاه گرگهای درنده گوشهایش را هدف میگرفت………. مدام انگشتان منجمدش را در هم فرو میبرد و دوباره باز میکرد. شب، شب دلمردگی و پر یاسی بود. _ویلیام، برگرد تو چادر. داری از سرما میلرزی پیرمرد. از چشمان تیز و برندهی مرد برقی جهید و به سینهی شخص مقابلش فرو رفت. _گویا هوس خنجر چوبی کردی ومپایر ضعیف! آدام تک خندهی آرامی کرد و به شانهی او کوفت که البته از جانبش واکنشی در پی نداشت. مدتی گذشت. ویلیام از سکوت حاکم بر بینشان پورخندی زد و بیشتر در خود فرو رفت. زیر چشمی هیبت تنومند و ورزیدهی او را مینگریست. این مرد انگار سرما را حس نمیکرد! خب تعجبی هم نداشت… فرق خونآشام با انسان عادی اینجا بیشتر به چشم میآمد……. دوباره سر بلند کرد و به سیاهی بیکران باالی سرش خیره شد……….. هالل سفید و زیبای ماه همچون نگینی تابناک میان دیگر نقاط ریز و کمجان شب میدرخشید و دلربایی میکرد…………. با لحنی پر از ناامیدی و نارضایتی به حرف آمد:_پنج ماهه که تو این کشور لعنتی دنبال ردی از دگرگون شدههای موذی….

دانلود رمان مجازات گر 

ازات گر قصه ی ما درباره ی دختری به اسم آدیشه.. دختری که وجودش با خشم آمیخته شده..خشم از چی؟ از کی؟ شعله ی این خشمو چی برافروخته نگه میداره؟ خوب معلومه انتقام..انتقامی شیرین که آخرش به تلخی می زنه از اون تلخیا که آدمو از چشیدن دوباره ی اون شیرینی بازمیداره ولی اون بازم به کارش ادامه میده دانلود رمان شوکران هوس مسیحه زادخو متن اول رمان ازات گر انتقام هم خوابه ی خشم است، هم پیکر نفرت. انتقام کابوسی است که نه مظلوم می شناسد نه ظالم. آنان که به دنبال عدالتند به خاطر خشمشان نیست که عدالت می طلبند، این انتقام است. آنان به دنبال عدالتند چراکه رنج برده اند، چرا که درد کشیده اند. و رنج و خشم هرگز در یک سطح نخواهند بود هر چقدر این خشم عمیق، تکان دهنده، و بیچاره کننده باشد. انتقام پیکرمظلوم و ظالم است، هر دو چروکیده و بی جان، کنار خیابان. واسه ی هدفش دور احساسش یه دیوار سنگی بلند کشیده تا از نفوذ هر حسی بهش جلوگیری کنه چرا؟ چون اون ازاتگره..ازات می کنه به چه جرمی؟ با کدوم مدرک؟ با حکم چه کسی؟ چه اتفاقی باعـث شده آدیشه بشه ازاتگر؟ امّا اصل قصه از جایی شروع میشه که آدیشه می فهمه تنها نیست تو چه کاری تنها نیست؟ در ازات کردن با یک لرزش نامحسوس تن وقتی در حال انجام کار های روزمره هستی و به یک باره حالت دگرگون می‌شود، این همان مرگ است نزدیک است ترس و دلهره دیگر تمام می‌شود، بعد از مرگ دیگر هیچ چیز نمی‌تواند باعث ترساندن تو شود مرگ در می‌زند آماده‌ای؟ برای جهانی دیگر آماده ای؟ برای چهره‌ی جدیدت، صدای جدیدت صدای آدم ها در اعماق زمین تغییر می‌کند برای ازات چطور؟ آماده‌ای؟ خلاصه: جهان پس از مرگ پر از راز و رمز، پر از پاداش و کیفر های متفاوت و پر از آدم هایی که گمان می‌کردند در دنیا جاودانه‌اند و حال نه دنیا را      

دانلود رمان مرد نفرین شده  از بهارین

مرد نفرین شده رمان مرد نفرین شده داستانی است که با خوندنش دلهره و ترس و رو تو وجودتون تزریق میکنه و البته در این داستان عشق هم هست عشقی دلهره اور ودردناک که مَردی نفرین شده و مُرده دچارش میشه، این مَردِمُرده عاشق میشه اما نه یه عشق معمولی یه عشق ممنوعه که هیچ وقت فکرشو نمیکرده دچارش بشه، عاشق میشه عاشق دختری زِنده و این دو تا راه شون از هم جداست و برای رسیدن به هم یا باید اون زنده بشه یا دختر بمیره حالا به نظرتون میشه یه مُرده رو زنده کرد؟؟ و در طول داستان اتفاق هایی میوفته که*…… سخن نویسنده: این رمان تخیلی هست و به کسانی که این گونه سبک ها رو نمی پسندند توصیه میشود این رمان رو دنبال نکنند اول رمان مرد نفرین شده خیلی ضایع دستش رو دراز کرد و با نوک انگشتش یه مردی و بهم نشون داد که محکم زدم رو دستش و گفتم:ای خدا خفت نکنه چرا اینجوری نشون میدی؟ ایشی گفت و دستش رو مالش داد زهرا:خدا بگم چیکارت نکنه دستم رو شکستی من:حقته اصال من چرا خر شدم و با تو به این پارتی اومدم من و چه به این کارا زهرا:واسه من پاستوریزه بازی در نیارا برو بابایی بهش گفتم و رومو به سمت همون مردی که با دست نشون میداد کردم شروع کردم به ارزیابیش هیکل ورزشکاری و تیپش هم که عالی بود یه کت و شلوار مشکی با پیراهن سفید و کراوات قرمز زده بود یکم باال تر رفتم و به صورتش زل زدم فکی مربعی که به چهرش جذبه ی خاصی میداد لبای قلوه ای و…

دانلود رمان دیوار شیشه ای  از فهیمه سلطانی 

تینا مجبور است تا بازگشت پدر و مادرش از سفر سوییس در خانه ی عمه اش که که هیچ گاه او را ندیده است زندگی کند اما همه چیز این خانه برای تینا عجیب و مرموز است عمه ای که پس از ۲۵ سال با پدرش آشتی کرده، دختر عمه ی منزوی او اول رمان درختان یکی یکی از مقابل دیدگانم عبور میکنند نگاهم بر بدن برهنه درختان کشیده میشود رنگ سوخته انها غم بر دلم مینشاند با انکه هنوز برهنه نشده اند اما حس عجیبی بر دل انسان می نشانند حس ترس از تنها شدن!هنوز برگ ها بی رحمانه از شاخه هاي نیمه برهنه درختان جدا شده وبا دست قدرتمندباد تشیع شده و با پیچ و تاپ روي زمین سخت فرود می امدندو اگر با دقت بیشتري گوش می سپردي صداي زجه انها به خوبیی به گوش می نشست از ان همه بی رحمی دلم گرفته بود همیشه هزاران سوال در ذهنم نقش می بست چرا خیلی ها پاییز را دوست دارند؟چرا پاییز را فصل عشاق میخوانند؟نه نه پاییز را دوست نداشتم پاییز ماه غم بود!ماه جدایی و غربت بود!دلم براي برگ هاي تنهایی که بی پناه زیر پاهاي عابرین له میشدند و صداي ناله هایشان چون موسیقی غم انگیزي فضا را پر می کرد می سوخت!دلم براي درختان که از ترس تنها ماندن بر خود می لرزیدند و مجبور بودند زیر برف و باران برهنه بایستند و قامت بلندشان ساعت ها از سرما بلرزد می سوخت!من همیشه عاشق بهار بودم بهار یعنی حس زندگی کردن,حس ماندن اي کاش همیشه بهار بود و تمام دنیا بود …

دانلود رمان بال های سیاه  از راپونزل  برای اندروید و کامپیوتر و PDF

بال های سیاه رز دختری بی قید و بند به مسائل اخلاقی است . او که به واسطه ی تربیت نامناسب و نبودن مادر و پدری دلسوز در کنارش به دختری با خصوصیات و ویژگی های رفتاری ناهنجار و غلط تبدیل شده است،فطرت پاکش هرلحظه او را به سمت خوبی هایی می کشد که هیچ اشنایی با انها ندارد  زندگی او دستخوش تغییراتی میشود که باید دید آیا این تغییرات به نفع اوست یا به ضررش….. اول رمان بال های سیاه ﭘﮏ دوم رو ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺑﻪ ﺳﯿﮕﺎر ﻣﺎرك ﮔﺮون ﻗﯿﻤﺘﺶ ﻣﯿﺰﻧﻪ و آروم ﺧﺎﮐﺴﺘﺮش رو ﺗﻮي ﺟﺎﺳﯿﮕﺎري ﺗﮑﻮن ﻣﯿﺪه ،ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺻﻔﺤﻪ ي ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻠﻔﻦ ﻟﻤﺴﯿﺸﻪ و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﯿﺎم دوﺳﺘﺶ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻗﺮار ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ اﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎﺳﺖ.ﺻﺪاي ﺑﯿﮋن ﺷﻤﺲ وﮐﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯿﺸﻮن ﻣﺠﺒﻮرش ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺳﺮ از ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺑﺮداره و ﺑﻪ اون ﭘﯿﺮﻣﺮد رﯾﺶ ﺑﺰي ﮐﻪ ﻣﻮﻫﺎي ﺟﻠﻮي ﺳﺮش رﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮد و ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻮد ﮐﻪ وﮐﯿﻞ ﭘﺪر ﺧﺪاﺑﯿﺎﻣﺮزش ﺑﻮد ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻪ////. ﺷﻤﺲ ﺳﺮﻓﻪ ي ﻣﺼﻠﺤﺘﯽ ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺰرﮔﺰاد ﺣﻮاﺳﺘﻮن ﺑﻪ ﻣﻨﻪ؟ رز ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮔﻔﺖ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺗﻮﺋﻪ ﺷﻤﺲ. ..زود ﺑﺎش ﺷﺮوع ﮐﻦ ﺷﻤﺲ ﺳﺮي ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﯽ ﺣﻮاﺳﯽ اﯾﻦ دﺧﺘﺮ ﺟﻮان ﺗﮑﻮن داد و ﺑﺴﻢ اﷲ اي ﮔﻔﺖ و اداﻣﻪ داد ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﺮﺣﻮم ﻣﻬﻨﺪس راﻣﯿﻦ ﺑﺰرﮔﺰاد ﻣﻮﮐﻞ ﺑﻨﺪه اﯾﻨﺠﺎ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﻣﻦ وﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ي اﯾﺸﻮن رو ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮاﺳﺘﻦ ﯾﮏ روز ﺑﻌﺪ ﻣﺮاﺳﻢ ﭼﻬﻠﻤﺸﻮن ﺑﺮاي ﺧﺎﻧﻮاده ﺧﻮﻧﺪه ﺑﺸﻪ رو ﺑﻪ ﺻﻤﻊ و ﺑﺼﺮﺗﻮن ﺑﺮﺳﻮﻧﻢ… ﺻﺪاي زن ﺗﻨﺎردﯾﻪ ﮐﻪ اروم و ﻗﺮار ﻧﺪاﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻪ از ﻫﻤﺴﺮ ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪش ﭼﯽ ﺑﻬﺶ رﺳﯿﺪه ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ زود ﺑﺎش ﺷﻤﺲ ﭘﺎﮐﺖ رو ﺑﺎز ﮐﻦ و وﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ رو ﺑﺨﻮن اﯾﻦ رز ﺑﻮد ﮐﻪ روي ﺳﻮﮔﻞ ﻧﺎﻣﺎدرﯾﺶﮐﻪ از

دانلود رمان خان یاغی  از آیسا سادات حسینی

می گویند پدرش مرد کثیفی بود که در حین مستی به زنی متاهل نزدیک شده و کشته میشود ومادرش زنی هرزه که قبل از ازدواج دومش فرار می کند. آنقدر از مادرش بدگفتن که خان دستور داد با برادر هیزش ازدواج کند … اما قبل از مراسم فرار کرد ، آن هم با مردی دیگر … گناه مادر را پایه دختر نوشتند . گفتند از تخم همان پدر است ، که شیر همان مادر را خورده … این هم اینجا بماند مردهارا از راه بدر می کند و به دختران هرزگی یاد می دهد … برایش حکم بریدند … یا سنگسار یا به جای مادرش زن مردی شود که سی و پنج سال از او بزرگ تر بود …. هیچ کس دلش به حال او که حال بی کس بود نسوخت …. خان برایش شرط گذاشت … حکم عوض نشد … اما می توانست به جای عروس آن مرد پیر شدن عروس خان شود … خانی یاغی و قصی القلبی که رحم در دلش نبود.. رمان پیشنهادی: دانلود رمان عروس زیبای من دانلود رمان زیبای بی رحم دانلود رمان عمر گل شقایق